واکنش ها/ بغض قوچانی و رفقایش هم ترکید؛

التقاط جديد؛ پوپوليسم جاده صاف ‌كن كمونيسم

هفته نامه شهروند , 16 مهر 1386 ساعت 3:51

پوپوليسم همان‌گونه كه اصول‌گرايي را به قدرت رساند آن را از محتوا تهي و مانند ميوه خشكيده حرام خواهد كرد و اين تجربه‌اي است كه يك بار ماركسيست‌هاي اسلامي در حق اسلام‌گرايي روا داشتند شايد به همين دليل است كه ضروري است محافظه‌كاران سرشناسي از جنس همان مقام عالي‌رتبه دولت فعلي اين بار مانع از تكرار فاجعه شوند و التقاط جديد را در نطفه خفه كنند كه خير دنيا و آخرت ايرانيان مسلمان در آن است.


 عدالتخانه: سفر فرزندان "ارنستو چه گوارا" به ایران که به دعوت خانه آمریکای لاتین و مرکز فرهنگی میثاق صورت گرفته بود با واکنش های متفاوتی از سوی گروه ها و جریانات فکری و سیاسی داخلی و خارجی مواجه شد.
فرزندان "ارنستو چه گوارا" هدف محوری خود را از سفر به ایران، همبستگی با انقلاب اسلامی، ملت مبارز ایران و انقلابیون مسلمان ایران عنوان نمودند. "آلیدا گوارا" و "کامیلو گوارا" در مدت اقامت یک هفته ای خود در ایران به کرات و در جلسات مختلف به این مهم اشاره و تاکید کردند که نمی بایست اختلافات فکری، فرهنگی و ایدئولوژیک مردمان مستضعف، باعث افتراق و از هم گسیختگی جبهه عدالتخواهان در سطح جهانی شود؛ و این نکته ای بود که حضرت روح الله(ره) سال های سال پیش از این در گوش انقلابیون مسلمان ایران تکرار کرده بود و شاگردان صدیق مکتب آن امام به خوبی آموخته بودند.
این همبستگی اما به مذاق بسیاری خوش نیامد. دو گروه به طور عمده نسبت به این اتفاق عکس العمل خشمگینانه نشان دادند که خود قابل توجه و گویای بسیاری چیزهاست. یک طرف نیروهای دسته راستی لیبرال سرمایه داری و دنباله های داخلی آنها در ایران، و دیگری نیروی چپ سکتاریتی ضد انقلاب و عوامل داخلی آنها. از همین رو و به جهت آگاهی مخاطبان پایگاه، عدالتخانه بدون هیچ دخل و تصرفی، برخی از این واکنش ها منتشر و قضاوت را به خوانندگان محترم می سپارد. 
                                                                               ----------------------------------------------------------------

التقاط جديد
 پوپوليسم جاده صاف‌كن كمونيسم

محمد قوچاني

سه سال پيش يكي از محافظه‌كاران سرشناس ايران به مديران يكي از روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب تهران توصيه مي‌كرد حال كه مشربي ليبرالي دارند و مشي اصلاحي، به جاي اين همه در پوستين راستگرايان افتادن اندكي هم در نقد چپگراياني بنويسند كه دانشگاه‌هاي ايران را در دست خود گرفته‌اند و نه از چپ ديني كه از چپ ماركسيستي دفاع مي‌كنند و نه فقط با راست مذهبي كه با راست ليبرالي هم مخالفند و مي‌افزود گرچه ليبرال‌ها هم با نظام ديني مخالفند اما حداقل به انديشه ديني پايبندند و اكنون زمان آن است كه محافظه‌كاران و ليبرال‌ها دست كم در نقد كمونيست‌ها متحد شوند. امروز اما همان محافظه‌كار سرشناس مدير عالي‌رتبه دولتي است كه رئيس آن براي بزرگداشت ارنستو چه‌گوارا در تهران پيام مي‌فرستد و چريك‌هاي مسلمان را با آن چريك كمونيست قياس مي‌كند و دانشكده‌هاي ايران را ميزبان فرزندان چه‌گوارا مي‌سازد و التقاطي جديد را رهبري مي‌كند.
تاريخ التقاط در ايران البته تاريخي درازدامن است. از زماني كه انديشه جديد وارد ايران شد التقاط هم قدم به اين سرزمين گذاشت…[*] التقاط جديد برخلاف التقاط قديم جنبشي فكري يا محصول تعميق فلسفي نيست. نبايد انكار كرد كه نسل اول مجاهدين خلق سعي مي‌كردند با تفحص در آراي ماركسيست‌ها به پرسش‌هاي خود پاسخ دهند و چون استاد نديده بودند پاسخ را درنيافتند و به خطا رفتند اما التقاط جديد تنها حركتي سياسي است كه براي سركوب كردن حريف بستري را براي حريفان اصلي خود مهيا مي‌كند كه بازنده اصلي در نهايت خود او خواهد بود. نفوذ انديشه‌هاي كمونيستي از نوع استاليني آن در دانشگاه‌هاي ايران خطري نيست كه صادق‌ترين اصول‌گرايان و سنت‌گرايان از آن نگران نباشند و اين خطر واقعا وجود دارد. هنگامي كه دولت همه اهداف خود را در اقتصاد و آن هم اقتصاد معيشتي خلاصه مي‌كند هنگامي كه فرديت انسان‌ها را ناديده مي‌گيرد و تنها با جمعيت سخن مي‌گويد هنگامي كه برادران مدرن و مسلمان خود را در تركيه و عراق همان آزاديخواهان مومن و مسلمان را وا مي‌گذاريم و از آمريكاي لاتين دوست مي‌گيريم و هر سال به ديدار هوگو چاوس و اوا مورالس مي‌رويم و ميزبان فرزندان چه‌گوارا در ايران مي‌شويم و براي مراسم بزرگداشت چريكي كه نسبتي با ملت و فرهنگ ما ندارد پيام مي‌فرستيم آيا انتظاري جز احياي چپ‌گرايي در ايران بايد داشته باشيم؟ هنگامي كه قواعد اساسي فقه اسلامي در اصالت فرد و اقتصاد آزاد را ناديده مي‌گيريم آيا مي‌توانيم از بازگشت دوباره چپ‌ها به دانشگاه‌ها نگران نباشيم؟ دولت‌گرايي چه در قالب حاكميت و چه در قالب اپوزيسيون، تاريخ صدساله ما را تسخير كرده است. گاه به شكل ناسيوناليسم فاشيستي و پهلوي و گاه به صورت سوسياليسم اسلامي. چپ‌گرايي قدرت فهم واقعي اسلام و ماركس را از ما سلب كرده است و آنگاه پوپوليسم در ايران دگربار به جاده‌صاف‌كن سوسياليسم تبديل مي‌شود. كافي است دمي تامل كنيم كه امروزه چه كساني چه‌گوارا را در ايران احيا مي‌كنند: اول نسل جديدي از سوسياليست‌ها كه بهتر است به آنها لقب سوسول سوسياليسم را بدهيم. همان طبقه متوسطي كه چون تاريخ ملي‌اش را نخوانده و قهرمانانش مرده‌اند و در پي قهرمان گمشده‌اش مي‌گردد كه امروزين باشد و مد روز و خوش‌قيافه و موضوع گفت‌وگوهاي عاشقانه رو به سوي ارنستو چه‌گوارا مي‌برد و روي تي‌شرت و پوستر و مجله و ديوار خانه او را بت خويش مي‌سازد.
دوم نسل جديدي از دولتمردان كه چون عشق جوانان به نمادهايي از اين دست را دريافته‌اند به قاعده پوپوليسم خود مبلغ آن مي‌شوند و در حالي كه از يك سو رجوع به آراي متفكران درجه اول غرب از روسو و هابز و لاك و كانت و نيز ماركس را غربزدگي مي‌دانند اسطوره‌سازي از چهره‌هاي درجه چندم آمريكاي لاتين مانند كاسترو و چاوس، چه‌گوارا را غربزدگي نمي‌دانند كه اين غربزدگي مضاعف و جهل مركب است و از آن بدتر قرباني كردن تاريخ و فرهنگ يك ملت به پاي قدرت و دولت و سياست.
اين گونه است كه پوپوليسم همان‌گونه كه اصول‌گرايي را به قدرت رساند آن را از محتوا تهي و مانند ميوه خشكيده حرام خواهد كرد و اين تجربه‌اي است كه يك بار ماركسيست‌هاي اسلامي در حق اسلام‌گرايي روا داشتند شايد به همين دليل است كه ضروري است محافظه‌كاران سرشناسي از جنس همان مقام عالي‌رتبه دولت فعلي اين بار مانع از تكرار فاجعه شوند و التقاط جديد را در نطفه خفه كنند كه خير دنيا و آخرت ايرانيان مسلمان در آن است. 

منبع: هفته نامه شهروند امروز
----------------------------------------------------------------------------------------------------
[*]عدالتخانه: نویسنده در ادامه به تاریخچه ی جریان و چپ در ایران و خواشی آن می پردازد که به دلیل طولانی شدن مطلب از ارائه آن صرف نظر شده است.

کد مطلب: 705

آدرس مطلب: http://www.adlroom.org/vdcfitdeaw6dx.giw.html

عدالتخانه (پايگاه جمعی عدالتخواهی اسلامی)
  http://www.adlroom.org