همانهایی که اطرافیان شما به بی رحمانه ترین و بدترین نارواها می خوانندشان، این حرمت را محفوظ داشتند و امانتی سی ساله ملت را به دست شما سپردند. والله اگر ترشی سیر هفت ساله بود در مصرف آن احتیاط و تامل بیشتری لازم بود!
دکتر فروز رجایی فر از دانشجویان سابق خط امام(ره) و از حلقه تسخیرکنندگان لانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان 1358، با نگارش نامه سرگشاده خطاب به دکتر محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی، ضمن تقبیح اقدام ناشمرده وی در ارسال پیام تبریک به باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، با وی اتمام حجت نمود.
به گزارش عدالتخانه،متن کامل این نامه به شرح ذیل است:
به نام خدا
آقای احمدی نژاد!
قبلا در نامه سر گشاده ای که در موضوع رسوایی وزیر سابق کشور نوشتم، به شما تذکر دادم که اگر گوش شنوایی باشد برای در میان گذاشتن دیگر نقاط ضعف و ابهاماتی که در عملکرد شما دیده می شود، اقدام خواهم کرد؛ اما متاسفانه نه در موضوع مشایی و نه در موضوع کردان، کمترین نرمشی در مقابل منتقدین اصولگرا نشان ندادید و بر مواضعی پای فشاری کردید که حداقل در مورد اول با تذکر مقام معظم رهبری به پوچ و بی اساس بودن آن پی بردید. در مورد دوم نیز با بی توجهی تمام به افکار عمومی که متاثر از تشویش آنان درخصوص ورود و پذیرش منکر آشکار در ساختار اجرایی نظام اسلامی بود، تا آخرین لحظه به حمایتهای بی منطق خود ادامه دادید و اگر فرصتی برای مناظره می بود و شیشه تلویزیون فقط در اختیار شما نبود، می فهمیدید که استدلالهای شما بسیار شکننده و نفی و ابطال آن بسیار آسان بود و تاثیر بسیار منفی در بینندگان نهاد! لکن چه می توان کرد که حلقه اطرافیان، شما را تنگ در انحصار خود گرفته و امکان شنیدن هر صدایی از جامعه را از شما سلب کرده اند!
این حقیر که خود را در جبهه اصولگرایی و تبعیت از مقام ولایت فقیه بیش از سربازی کوچک نمی بیند؛ امروز به نیت اتمام حجت با شما سخن می گویم و امید دارم که با توجه به سوابق فعالیتهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خود از برچسب مخالفت با اصولگرایی و شخص شما جان سالم بدر برده و بتوانم دغدغه و اعتراض خود و همفکرانم را به شما اعلام کنم.
ما با اقدام شما در شکستن قبح مراودات گونه گون، از نامه هدایت تا نامه تبریک و از آمادگی مناظره و مذاکره با سردمداران کاخ سفید تا باز گشایی لانه جاسوسی و حتی عکس یادگاری گرفتن با فرمانده نظامی آمریکایی اشغالگر عراق، به دلایلی که خود شما خوب می دانید و زمانی علیه رقبای خود بر آنها حجت استوار می کردید، مخالف و به شدت معترضیم و این عمل را نوعی بی احترامی به آرای مردمی که در قهر از همین نوع رفتار اصلاح طلبان به شما اعتماد کردند و روی آوردند و رای دادند می دانیم؛ حتی اگر نطق خوبی در دانشگاه کلمبیا کرده و از زیر بار حملات و گستاخی آنان موفق درآمده باشید! امروز تلاشهای قبلی شما در این رابطه به اضافه خطای فاحش شما در ارسال نامه تبریک برای اوباما، جاده را برای کسانی صاف کرده است که نه اصولگرایند و نه ولایی و نه احمدی نژادی(؟!). امروز همه آنها برای نشستن بر سر میز مذاکره و گرفتن وقت ملاقات از کاخ سفید صف بسته اند و این آزادی عمل رویایی خود را به شما مدیونند که چه ارزان به آنها هدیه کردید. راستی می دانید قراراست دبیرکل حزب مشارکت هم پیام تبریکی به قصد تبادل دیدگاهها و انتظارات برای حزب دموکرات امریکا ارسال کند؟!!
این جانب به عنوان یک دانشجوی مسلمان پیرو خط امام که در طی این سی سال به اهداف و آرمانهای انقلاب دوم وفادار بوده است؛ به عنوان یک روزنامه نگار داوطلب و نه حرفه ای که تمام عشق و انگیزه خود به نظام اسلامی را در سالهای سرد و طوفانی اصلاحات در قالب مقالات متعدد در نشریات ارزشی و اثر گذار جبهه، صبح و صبح دو کوهه به تحریر درآورده است؛ به عنوان یک فعال حامی ابتدایی ترین حقوق تضییع شده ملت مظلوم فلسطین، به عنوان عضو موسس و دبیر ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام که امروز با عملکرد صادقانه و فی الواقع مردمی خود، علم حمایت از جنبشهای مسلمانان مظلوم علیه مستکبرین و تکریم شهدای این راه دشوار را در جهان اسلام بر دوش دارد؛ به عنوان یک آگاه و خبره امور و علوم سیاسی؛ به عنوان یک شهروند وفادار و فدایی جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک مادر و یک زن ایرانی مسلمان و به عنوان یک انسان آزاده، از عمل نسنجیده و شتابزده شما برائت می جویم و آن را فعلی ناروا می دانم که نه عزتمندانه بود و نه عاقلانه؛ عملی که سرمایه سی سال سرسنگینی و مشی غیرتمندانه روسای جمهور پیشین ایران را به باد داد و حاصلی جز افزایش تبختر و غرور استکباری مخاطب شما نداشت.
شما نه از روسای جمهور قبلی باهوشترید و نه شجاعتر. مشاوران شما اشتباه می کنند که این اقدام را شجاعانه و یا ذکاوتمندانه به شما جلوه می دهند؛ اسلاف شما اگر حتی علیرغم تمایل باطنی خود از چنین رویکردی اجتناب کردند، به این دلیل بود که از خواسته رهبری و مردم غیرتمند ایران آگاه بودند و حتی همانهایی که اطرافیان شما به بی رحمانه ترین و بدترین نارواها می خوانندشان، این حرمت را محفوظ داشتند و امانتی سی ساله ملت را به دست شما سپردند. والله اگر ترشی سیر هفت ساله بود در مصرف آن احتیاط و تامل بیشتری لازم بود! ملاحظه کردید که اوباما با تاملی فیلسوفانه گفت که برای پاسخ احتمالی به مرقومه شما باید از اربابان خود اجازه بگیرد؛ ولی متاسفانه شما بدون توجه به سخنان مهم رهبری در هفته گذشته (و تمام این سه سال صدارت خود)، و بدون به حساب آوردن ولی نعمتان خود، اقدامی انتحاری کردید که با وجدان و غیرت و اقتدار ملت ایران در تعارض بود.
تکرار می کنم؛ مشکل امروز شما این است که در دایره بسته کسانی گرفتار شده اید که با تایید دربست و حتی تقدیس اعمال شما اجازه کمترین نقد و بررسی خود را به شما نمی دهند و شما را به جایی می رسانند که در اتخاذ مواضع عملی و اجرایی در تعارض با افکارعمومی ملت ، اخلاق و عرف جامعه و حتی در برابر فرمایش صریح مقام ولایت قرار بگیرید. آنها نامه اول شما را چاپلوسانه به نامه حضرت امام به گورباچف تشبیه کردند در حالی که به جای وجه شبه، بسیار وجوه تمایز داشت و نامه تبریک را "انجام یک رسالت تاریخی " دانستند و به کمتر ازمقام رسالت الهی برای شما قائل نیستند و رضایت نمی دهند! همانها حتما به شما خواهند گفت که متن نامه، سرشار از شعارهای مقبول و پیامهای معقول و الهی است و هیچ عقل سلیمی نباید با محتوای نامه مخالفت کند و ...و نمی گویند که صرف نوشتن و ارسال نامه عملی بود که ابعاد آن بسیار فراترو مهمتر از متن نامه است و اگر برفرض در سراپای نامه دشنام جاهلی و ...هم نوشته می شد، در برابر اصل ارسال آن بی اهمیت تلقی می شد و رفتاری آشتی جویانه ارزیابی می گردید!
اما من شما را نصیحت می کنم که از این دایره بسته به سمت دامان ملت فرار کنید. آنها نخواهند گذاشت که شما عادلانه و منصفانه صدای ما را هم بشنوید و حرف ما را تحلیل کنید. توصیه می کنم با انصراف از رفتار پرخاشجویانه و برداشتهای بدبینانه، اشتباهات قبلی خود را حلاجی کنید. شما در خصوص اشتباه فاحش خود در حمایت از مشایی – کنفرانس خبری را که به یاد دارید؟ - از ملت ایران عذرخواهی نکردید. در ماجرای کردان هم که با چند اشتباه آشکار میزان اعتماد عمومی به نظام اسلامی را به خطر انداختید و با تحقیر مجلس که نهادی برخاسته از آرای مردم است، اقدام به تضعیف رکن مهم مردم سالاری دینی کردید، باز هم از اعتراف به روند اشتباه معرفی و حمایت از کردان طفره رفتید و بالطبع تن به عذرخواهی ندادید؛ و امروز هنوز فرد دروغگویی که در حمایت از کردان اقدام به نشر اکاذیب و تهدید معترضین به داغ و درفش می کرد و برای حفظ خود، یک کارمند بخت برگشته و کتک خورده را به مجازات جرمی که شرکای دیگر هم داشت از شغل و آبرو ساقط کرد، درحاشیه امن حمایت شما برقرار و در سمت عالی معاونت رییس جمهور اسلامی ایران پایدار است. لکن این خطای آخر در تبریک به کسی که لابد مسیح منجی بشریت دیده می شود، در دایره اصولگرایان بخشیدنی و ندیده انگاشتنی نیست؛ مگر این که در خلوت خود استغفار و در پیشگاه ملت با صراحت تمام عذر خواهی کنید.
در نگارش این سطور،سخت کوشی و عزم شما برای خدمت به محرومین و ساده زیستی و پاکدستی شما را از نظر دور نداشته ام؛ اما از آن جا که خیل تایید و تمجید کنندگان شما کم نیستند، مطمئنم که در این خصوص نیازی به بیان مثل من ندارید و همان بهتر است که مطالبی را به شما بگویم که کمتر می شنوید. مردم شما را برای مبارزه با مفاسد اقتصادی، رانت خواری هزار فامیل، جلوگیری از تشکیل طبقه جدید نو کیسگان اقتدارطلب و رفع مصائب اقتصادی خود از جمله بیکاری و گرانی و تغییر فضای فرهنگی کشور از گرایشهای غربی به سوی فرهنگ متعالی اسلامی و احیای آرمانها و گفتمان انقلاب اسلامی انتخاب کردند و امروز هم عمده مطالبات آنان به روز و شایان توجه و اقدام عاجل است. در فرصت کوتاهی که برای خدمتگزاری در اختیار دارید و با توجه به مشکلات و آسیبهای گسترده در مسیراجرای طرح تحول اقتصادی، لازم است در حفظ آرامش در فضای عمومی کشور کوشا و درصدد جلب همکاری و همدلی نخبگان و اصولگرایان واقعی و افزایش اعتمادعمومی به نظام باشید. هیچکس برای بازسازی رابطه با شیطان بزرگ به شما رای نداده و از این بابت به کسی بدهکار نیستید! و اگر اولویت اهداف خود براساس انتظارات مردم را تعیین ننمایید، مرتکب بزرگترین اشتباه در فهم استراتژی ریاست بر جمهور مسلمان و اسلامی ایران خواهید شد.
توجه داشته باشید که نظام اسلامی ما با تمام عظمت و اعتبارش جزیی از کلیت اسلام عزیز است و دولت و قوه مجریه در این نظام اسلامی که رهبر در راس و مردم در بدنه آن حضور دارند، فقط جزیی از دستگاههای حکومتی است و یک دولت موقت 4 ساله نیز فقط در مقطع کوتاهی از تاریخ نظام جمهوری اسلامی، امور را در دست اجرا دارد؛ اما مساله رابطه و یا عدم رابطه با شیطان بزرگ امری است که با تمامیت نظام اسلامی مربوط و در تعارض است نه با دولت نهم و هشتم و دهم! و حتی بسیار فراتر از جمهوری اسلامی ما که مستقر در خاک پاک ایران است، هویت اسلام ناب محمدی(ص) با هویت استکباری شیطان بزرگ در تقابل است. پس بازسازی چنین روابطی نه در حد و اندازه دولت نهم است ونه هیچ دولت دیگری؛ بلکه این نظام است که اگر اسلام اجازه داد می تواند در این خصوص اجتهاد کند. ملت بزرگ و غیرتمند ایران هم همانطور که در دولتهای هاشمی و خاتمی مانع از ازسرگیری رابطه با شیطان بزرگ شدند، با شما نیز عمل می کنند. تجربه مشایی و کردان ثابت کرد که می شود و می توانیم با کمی همدلی و اتحاد، خواسته های بر حق خود را به حاکمان بالا رفته از نردبام آرای ملت تحمیل کنیم و با بهره گیری از همین تجربه نخواهیم گذاشت احدی از اصول اساسی نظام اسلامی منحرف شود.
من به شما می گویم که شکست شما در انتخابات بعدی، شکست شما نیست؛ بلکه شکست جبهه ای است که سالها در انتظار اصلاح واقعی حکومت و حکومتگران، در حاشیه قدرت نشسته و خون دل خورده است؛ شکست تفکری است که شما استادانه در گفتارهای خود از آن بهره می برید؛ و شکست ملتزمین به گفتمان – و نه فقط ادبیات – امام راحل(ره) است که دیگر کسی از کسی آن را باور نخواهد کرد و نخواهد پذیرفت. شجاعت و هوشمندی در این است که به اشتباهات خود فروتنانه اقرار کنید و از فرصت کوتاه باقی مانده برای اصلاح امور اجرایی کشور و ترمیم اعتماد اصولگرایان مردمی( و نه حکومتی) به خود بهره ببرید. آقای خاتمی باید با اولویت بخشیدن به وظایف اجرایی خود، فلسفیدن را به محافل مربوطش می سپرد که چنین نکرد و از توفیق خدمتی که در جهت رفع نیازهای واقعی محرومین باشد محروم ماند؛ شما نیز پیامبری و دغدغه تبلیغ تعالیم الهی به یاران شیطان و هدایت آنان را رها کنید و به اهلش واگذارید. و صد البته که کمتر در فضای روحی – روانی کشور تنش ایجاد کنید و بیشتر در مسیر خدمت و وظایف اجرایی خود کمر همت ببندید. فرصتها زودگذرند...
فروز رجایی فر
20/8/1387
فروز رجایی فر