تأملاتي در خصوص انتخابات اخیر ايالات متحده؛

رئيس جمهور آزادمـنش يا غـلام خـانه‌زاد؟

عدالتخانه , 22 آبان 1387 ساعت 3:50

آن بخش از كارگران، مهاجرين محروم و ساير اقشار كم در آمد در ايالات متحده كه در حال حاضر دچار توهم در مورد كارآئي اوباما هستند با گذشت زمان بيشتر و بيشتر متوجه خواهند شد كه از ديگ رئيس جمهور جديد بخاري براي آنها بلند نخواهد شد و اين فرزند بردگان سياه، به حفظ حقوق هيات حاكمه امپراطوري آمريكا سخت پايبند است.


عدالتخانه - گروه تحلیل بین الملل
حميد حق طلب
 
21 آبان 1387 

1- يك ريشه اوباما آفريقائي است. يعني همان قاره‌اي كه اواخر قرن 17 و اوائل قرن 18 ميلادي صدها هزار نفر از ساكنين‌اش از آنجا دزديده شده، به آمريكا اعزام شدند و به صورت برده‌گان استثمار شده، پايه‌هاي تمدني نو را بنا نهادند. اجداد "اوباما"ها برده بودند و پدرشان همان سياهاني هستند كه تا همين 40 سال پيش حق سوار شدن در اتوبوس‌هاي حامل سفيد پوستان و صرف غذا در رستوران‌هاي آنها را نداشتند. از اين رو انتخاب اوباما به عنوان چهل و چهارمين رئيس جمهور ايالات متحده بازتاب تعميق چرخش بزرگي بود که جنبش آزادي‌هاي مدني دهه 1960 و مبارزات سياهپوستان به عنوان بخش كانوني اين جنبش وسيع در توازن نيروهاي اجتماعي آن کشور به وجود آورد. 

اگر چه اوباما در تمامي تبليغات انتخاباتي خود مجدانه سعي بر اين داشت که خود را به عنوان نماينده تمام مردم آمريکا معرفي کند و زخم کهنه نژادپرستي در اين کشور را ناديده بگيرد، لکن، اين انتخابات در واقع يک رفراندوم سراسري در ايالات متحده در خصوص مسأله نژادي بود. سياهان آمريکائي به عنوان يك اقليت ملي سركوب شده كه به رغم دستاوردهاي مبارزاتي خود هنوز با محروميت‌هاي اجتماعي مواجه‌اند، رياست جمهوري اوباما را به عنوان يک پيروزي تاريخي در جهت دستيابي به خواست هاي به حق خود و رفع تبعيض نژادي مي‌بينند. 

آنچه که در انتخابات اخير ايالات متحده رخ داد، به طور اخص، تجلي افزايش وزنه سياهپوستان آمريكائي و در چارچوب كلي‌تر حاكي از حضور پر رنگ‌تر ديگر نيروهاي محروم اجتماعي و از جمله هيسپانيك‌ها (مهاجرين آمريكاي لاتين) در تحولات اجتماعي، فرهنگي و سياسي ايالات متحده مي‌باشد. آراء كسب شده توسط اوباما تا حدودي اين تغيير و تحول را نشان مي دهد. 95% از سياهان، بيش از 70% از جوانان و قريب به 65% از هيسپانيك‌ها در انتخابات اخير ايالات متحده به اوباما رأي دادند و اين در حالي است كه طبق پيش‌بيني اداره دولتي آمار ايالات متحده، جمعيت سفيد پوست تا سال 2042 در اين كشور در اقليت خواهد بود. 

2- علاوه بر استثمار طبقات محروم اجتماعي در ايالات متحده، استعمار و چپاول ملل محروم جهان، ديگر ستون استقرار و بسط امپراطوري آمريكا را تشكيل مي‌داده است. توجه به اين واقعيت و رصد خيزش فزاينده جنبش‌هاي آزاديبخش ملل تحت ستم در مناطق پر جوش و خروش جهان سوم، همچون خاور‌ميانه و آمريكاي لاتين، علائم زوال اجتناب ناپذير امپراطوري سلطه طلب آمريكا را نمايان مي‌كند. 

اوباما در شرايطي سكان حكومت ايالات متحده را در دست گرفته كه رابطه نيروها به نفع محرومين و مبارزات مردمي در حال دگرگوني است: انقلاب اسلامي ايران به پايداري ادامه داده و سنگرهاي جديدي را در مبارزات استقلال‌طلبانه فتح كرده است؛ نيروهاي ضد‌ امپرياليستي يكي بعد از ديگري در كشورهاي آمريكاي لاتين به قدرت رسيده‌اند؛ ادامه اشغال نظامي و جنگ‌افروزي امپراطوري در عراق و افغانستان با مانع رفع‌نشدني مقاومت مردمي مواجه شده و بالاخره و به نوعي شاخص‌تر از همه اينكه رژیم صهیونیستی به عنوان متحد استراتژيك ايالات متحده براي اولين بار در تاريخ شكست نظامي توأم با فضاحت سياسي را از جنبش مقاومت حزب اله متحمل شده است. 

در اين شرايط كه محدوديت جنگ‌افروزي ايالات متحده آشكار شده و ادامه سلطه‌گري آن كشور بيش از هر چيز نيازمند به كارگيري سياست فريب و تزوير مي‌باشد، مسئوليت سكانداري ثروتمندترين و قلدرترين حكومت جهان به رئيس جمهور سياهپوست، باراك اوباما واگذار شده است. 

3- علاوه بر آنچه كه اشاره شد، وضعيت طبقه حاكم آمريكا در شرايط برگزاري چهل و چهارمين انتخابات رياست جمهوري آن كشور به جهات ديگر نيز وخيم است. هم‌زمان با بحران شديد مالي-اقتصادي در نظام جهاني سرمايه‌داري، نارضايتي مردمي در كشورهاي پيشرفته مهد سرمايه‌داري از نتايج فاجعه‌آميز اين بحران به طرزي چشم‌گير افزايش يافته است. اين نارضايتي عميق كه به تبع آن خواست عموميت يافته توده مردم تحت فشار براي تغيير وضعيت موجود شكل گرفته است، در انتخابات اخير ايالات متحده در آراء كسب شده توسط نامزد سياهپوست متجلي شد.
 
امروز ميليون‌ها نفر از مردم آمريكا پس‌اندازهاي خود را از دست رفته، قدرت خريد خويش را كاهش يافته، محل سكونت‌ خود را در معرض تخليه اجباري و خود را با خطر بي‌سرپناهي و بيكاري مواجه مي‌بينند و اوباما با وعده برون رفت از اين وضعيت نابسامان و خاتمه دادن به آن، آراء آسيب ديدگان از اين بحران بي‌سابقه را به خود جلب كرد. در شرايطي که طبق نظر سنجي‌هاي رسمي 80% از مردم آمريکا بر اين اعتقاد بودند که کشورشان توسط جورج بوش در مسيري غلط هدايت شده است، پيام ساده اوباما به مردم آمريکا اين بود: "به 8 سال عملکرد دولت بوش که در صورت انتخاب مک کين تداوم خواهد يافت، دست رد بزنيد." اين پيام در شرايط محدود بودن حق انتخاب مردم ما بين دو کانديد دموکرات و جمهوريخواه، محبوب و رأي آور بود. 

4- به رغم لفاظي‌هاي فراوان، راه‌كارهائي كه جهت فائق شدن بر مشكلات داخلي ناشي از بحران اقتصادي از جانب اوباما مطرح شده و آنچه كه در آينده در اين زمينه توسط دولت وي اتخاذ خواهد شد، همگي در چارچوب حراست از نظام امپرياليستي و دفاع از منافع سرمايه‌داران، بانك‌ها و شركت‌هاي انحصاري بوده و خواهد بود. در اين فرايند، آن بخش از كارگران، مهاجرين محروم و ساير اقشار كم در آمد در ايالات متحده كه در حال حاضر دچار توهم در مورد كارآئي اوباما هستند با گذشت زمان بيشتر و بيشتر متوجه خواهند شد كه از ديگ رئيس جمهور جديد بخاري براي آنها بلند نخواهد شد و اين فرزند بردگان سياه، به حفظ حقوق هيات حاكمه امپراطوري آمريكا سخت پايبند است. 

به نقل مضمون گفته مالكم ايكس، مبارز شهير سياهپوست ايالات متحده، دو نوع سياه وجود دارد. يكي آن كه برده خانگي و نوكر ارباب و در دفاع از منافع ارباب پيشقدم و جان‌نثار است، و ديگري آن كه برده صحرائي است و آزادمنشانه منافع پايمال شده خود را از خواست و منافع ارباب جدا مي‌كند. در اين دسته‌بندي، اوباما در زمره غلامان خانه‌زاد است. 

5- راه حل‌هاي پيشنهادي اوباما در حوزه سياست خارجي نيز در چارچوب حفظ نظام امپرياليستي، تعريف شده و مشخص است. حتي پيشنهاد وي براي خروج نيروهاي نظامي آمريکا از عراق طي 16 ماه بعد از اشغال رسمي صندلي رياست جمهوري نيز در اين راستا قابل ارزيابي است. اين پيشنهاد در واقع همان راه کاري است که کميسيون "بيکر-هاميلتون" در اواخر سال 2006 ارائه کرد. در آن زمان گروه مطالعات عراق که از طرف کنگره ايالات متحده و به سرپرستي مشترك "جيمز بيكر" جمهوريخواه و "لي هاميلتون" دموكرات تشكيل شد و برخي ديگر از سياستمداران شناخته شده هيات حاكم آمريكا در آن عضويت داشتند، نتيجه بررسي‌هاي خود را با اين مضمون ارائه داد: 

نيروهاي نظامي ايالات متحده مي‌بايست به کندي از عراق خارج شده، به تدريج در پايگاه‌هاي نظامي آمريكا در كويت و ساير كشورهاي همسايه عراق مستقر شوند و براي دخالت مجدد نظامي در صورت لزوم، در حالت آماده باش قرار گيرند. پيشنهاد بيكر-هاميلتون اگر چه شكست سياسي اشغال نظامي عراق را به صراحت اعلام نمي‌كرد، لكن به طور ضمني اين واقعيت را اذعان مي‌كرد. اوباما در فعاليت‌هاي انتخاباتي خود در حقيقت همين راه‌حل مورد تأييد سياستمداران دو حزب حاكم در ايالات متحده را ارائه داد. 

در اين حال، اوباما خواستار افزايش نيروهاي نظامي ايالات متحده در افغانستان بوده است. وي وعده داده كه اندازه نيروهاي نظامي آمريكا را افزايش دهد و موضع حمايت راسخ از دولت اشغالگر صهيونيستي را حفظ كند، همچنان كه قبلا نيز ساير روساي جمهوري انتخاب شده از حزب دموكرات در پشتيباني از اين رژيم، گوي سبقت از رقباي جمهوريخواه خود را ربوده‌اند. 

اوباما اخطار داده كه با "تجاوز" روسيه، كه منظور در واقع مقاومت آن كشور در مقابل گسترش نيروهاي ناتو است، مقابله خواهد كرد. وي هم‌چنين اظهار داشته كه خطر ونزوئلا در آمريكاي لاتين را بر نخواهد تابيد و قدرت – بخوانيد سلطه – ايالات متحده در آن منطقه از جهان را بازيابي خواهد كرد. 

اوباما سناتور جوزف بايدن را به عنوان معاون خود انتخاب كرده است. بايدن و بيل كلينتون داراي يك سنخيت هستند و كلينتون همان رئيس جمهوري است كه جنگ شكست خورده در كشور آفريقائي سومالي را به راه انداخت و 12 سال تحريم اقتصادي جنايت بار را به مردم مظلوم عراق تحميل كرد. همان رئيس جمهوري كه پاسخ وزير خارجه ‌اش، مادلين آلبرايت به اين سوأل که آيا تلف شدن 500000 کودک عراقي در اثر تحريم اقتصادي قابل توجيه است اين بود: "اين كار ارزش آن را داشت". 

6- اوباما در جريان تبليغات انتخاباتي از سياست گفتگوي مستقيم با جمهوري اسلامي دفاع مي‌كرد، لكن مواضع اعلام شده توسط وي چه قبل و چه بعد از انتخابات به وضوح نشان مي‌دهد كه منظور از "گفتگو" در واژگان كلامي رئيس جمهور جديد آمريكا، چيزي به غير از تحت فشار قرار دادن و باج‌ستاني از ايران نيست. پيشنهاد و خط مشي اوباما تشديد تحريم‌هاي اقتصادي عليه ايران است. او در خصوص مذاكره با ايران از نسخه تجويزي سياستمدار كار كشته آمريكائي، هنري كيسينجر حمايت مي‌كند. طبق اين نسخه مقامات آمريكائي مي‌بايست تحت لواي مذاكره، اسلحه در دست خواست‌هاي خود را به ايران تحميل كنند

اوباما به نمايندگي از حزب دموكرات به قدرت رسيده است. اين همان حزبي است كه باني تمامي جنگ‌افروزي‌هاي ايالات متحده بوده و يا همراه با شريك جمهوريخواه خود در اين جنگ‌افروزي‌ها مشاركت مستقيم داشته است. حزب اوباما در سازمان دادن دهها كودتاي نظامي، سركوب مبارزات آزاديبخش و سرنگوني حكومت‌هاي مردمي در اقصا نقاط جهان مشاركت داشته و دستان سياستمداران اين حزب كه امروز پيروزي اوباما را جشن گرفته‌اند، به خون مردم مظلوم و بي‌گناه آفريقا، آسيا و آمريكاي لاتين آغشته است. 

اطمينان و اعتماد به چنين حزب و چنين سياستمداري اگر ناشي از خيانت نباشد، حداقل حاكي از توهم و خام‌انديشي است. اتخاذ چنين موضعي در جمهوري اسلامي ايران از جانب سياستمداران و دولتمرداني كه داعيه استقلال طلبي و ظلم‌ستيزي دارند، خطائي نابخشودني است. خطائي كه در صورت غفلت و پنهان ماندن از انظار ملت، راه را براي ضربه خوردن و شكست انقلاب اسلامي هموار مي‌كند. هوشيار باشيم كه اين چنين مباد! 

.


کد مطلب: 2537

آدرس مطلب: http://www.adlroom.org/vdci.parct1awybc2t.html

عدالتخانه (پايگاه جمعی عدالتخواهی اسلامی)
  http://www.adlroom.org