امروز چهارشنبه 19 بهمن 1390
Wednesday 8 February 2012
داخلی  »  خبر  »  بوليوی

بيانيه نهايي كارگروه بررسي دلايل ساختاري تغييرات جوي اجلاس بوليوي؛

بحران آب‌وهوايي معلول مدل توسعه سرمايه‌داري است

14 ارديبهشت 1389 ساعت 16:36
كشورهاي توسعه يافته كه روند صنعتي كردن تهاجمي منابع طبيعي را از آغاز انقلاب صنعتي در قرن نوزدهم آغاز كردند، پايه توسعه خود را بر مدل سرمايه‌داري استوار نمودند. در نتيجه، 80 درصد مسئوليت توليد گازهاي آلاينده كه تاكنون انجام گرفته برعهده آنهاست؛ در حالي كه فقط 20 درصد جمعيت كره زمين را تشكل مي‌دهند.
بحران آب‌وهوايي معلول مدل توسعه سرمايه‌داري است

اشاره: گروه كاري شماره يك اولين «كنفرانس جهاني ملت‌ها درباره تغييرات آب‌وهوايي و حقوق مام زمين» كه به بررسي دلايل ساختاري تغييرات جوي پرداخته است، بيانيه نهايي خود را منتشر كرد. در اين بيانيه آمده است: كشورهاي توسعه يافته كه روند صنعتي كردن تهاجمي منابع طبيعي را از آغاز انقلاب صنعتي در قرن نوزدهم آغاز كردند، پايه توسعه خود را بر مدل سرمايه‌داري استوار نمودند. در نتيجه، 80 درصد مسووليت توليد گازهاي آلاينده كه تاكنون انجام گرفته بر عهده آنهاست؛ در حالي كه فقط 20 درصد جمعيت كره زمين را تشكل مي‌دهند.
متن كامل بيانيه نهايي كارگروه بررسي دلايل ساختاري تغييرات آب‌وهوايي در ادامه مي‌آيد./                                    
مترجم: علي مفرح

                         * * * * *

مقدمه :
از زمان‌هايي بسيار دور، توسعه فرهنگ و سلطه غربي بر طبيعت با تخريب اجتماعات و شيوه زندگي مردمان بومي و همچنين نظام‌هاي توليدي، اقتصادي اجتماعي و فرهنگي آنان آغاز شد. توازن و هارموني

نظام سرمايه‌داري منافع فردي، شخصي و منافع فرد را بر منافع اجتماع ترجيح مي‌دهد و جوهره حيات را كه رابطه و درك متقابل ما بين موجودات و انرژي‌هاست كنار مي‌گذارد تا هارموني و رابطه متقابل ما بين موجودات و مام زمين برقرار نمايد.
مابين مام زمين و زيست سالم باعث تحميل منطقي از سلطه بشر بر زمين گرديد، كه به موجب آن منطق بشر بر همه چيز ديگر (اول من، سپس من و هميشه من) اولويت داشت و سلطه انسان بر انسان و استثمار انسان از انسان بر هر چيز ديگر ارجحيت يافت.

به نظر ما، همه چيز حيات دارد و همه چيز با يكديگر رابطه متقابل دارند. بر عكس، غرب حيات را در نظر نمي‌گيرد، و در نزد آنان نه كوه‌ها و نه رودخانه‌ها هيچ يك حيات ندارند، و تنها چيزي كه حيات دارد موجود بشري و يا هر چيز است كه حركت مي‌كند. نظام سرمايه‌داري منافع فردي، شخصي و منافع فرد را بر منافع اجتماع ترجيح مي‌دهد و جوهره حيات را كه رابطه و درك متقابل ما بين موجودات و انرژي‌هاست كنار مي‌گذارد تا هارموني و رابطه متقابل ما بين موجودات و مام زمين برقرار نمايد.

مام زمين دارد وارد بحراني مي‌شود كه بي‌نظمي فوق‌العاده‌اي را به همراه دارد و تجاوز فزاينده و لجام گسيخته به هارموني طبيعت منجر به بروز بحران عميق در تمدن غربي مي‌گردد. اين بحران نتايج فاجعه باري در زمينه انرژي، مالي، جوي، غذا و آب به بار خواهد آورد كه در كنار بحران همزيستي عواقب مصيبت باري را باعث خواهد شد.

كشورهاي توسعه يافته كه روند صنعتي كردن تهاجمي منابع طبيعي را از آغاز انقلاب صنعتي در قرن نوزدهم آغاز كردند، پايه توسعه خود را بر مدل سرمايه‌داري استوار نمودند. در نتيجه، 80 درصد مسئوليت توليد گازهاي آلاينده كه تاكنون انجام گرفته برعهده آنهاست؛ در حالي كه فقط 20 درصد جمعيت كره زمين را تشكل مي‌دهند. 80 درصد جمعيت كره زمين (كه توسعه نيافته‌ترين كشور‌‌ها را تشكيل مي‌دهند) فقط مسئول توليد 20 درصد گازهاي گلخانه‌اي هستند.

بنابراين، مي‌توانيم
كشورهاي توسعه يافته كه روند صنعتي كردن تهاجمي منابع طبيعي را از آغاز انقلاب صنعتي در قرن نوزدهم آغاز كردند، پايه توسعه خود را بر مدل سرمايه‌داري استوار نمودند. در نتيجه، 80 درصد مسئوليت توليد گازهاي آلاينده كه تاكنون انجام گرفته برعهده آنهاست؛ در حالي كه فقط 20 درصد جمعيت كره زمين را تشكل مي‌دهند.
بگوييم كه خصوصيات اصلي مدل توسعه نظام سرمايه‌داري مسئول بحران تغييرات جوي جهان است. مختصر آنكه اين بحران حاصل عوامل زير است:

1- مدل سرمايه داري توسعه.

- اين مدل مخرب اصلي مام زمين است.
- كشور‌هاي صنعتي به افراط از منابع طبيعي برداشت و آن را ويران كرده‌اند. اين كشورها بواسطه فعاليت‌هاي به شدت آلوده‌زاي خود، توليد آلودگي مي‌كنند، گازهاي سمي، پسمانده‌ها و توليدات زيان‌بار را به اتمسفر و محيط زيست روانه مي‌سازند.
- شركت‌ها و كمپاني‌هاي فرامليتي منابع طبيعي و حيات اجتماعات را، به عنوان بخشي از فعاليت‌هاي نظام سرمايه‌داري، غارت كرده‌اند. 
- اين فعاليت‌هاي صنعتي -مدل توسعه سرمايه‌داري- دماي زمين را به اندازه‌اي بالا برده كه ما اكنون دچار عواقب آن مانند جاري شدن سيل‌ها، خشكسالي‌ها و ساير حوادث فوق‌العاده -غيز از قحطي و بروز امراض مختلف در ميان جمعيت جهان- است. كشورهاي سرمايه‌داري از اين لحاظ مسئول بروز مسائلي هستند كه ما در اجتماعات خود با آنها مواجه هستيم. 
- عملياتي كردن اين مدل توسعه به شدت بر واحد خانواده (اغلب زنان، كودكان و اعضاء مسن آن) تاثير مي‌گذارد، و مانع از اين مي‌شود كه خانواده پايه و اساس جوامع قرار گيرد.
- به عنوان بخشي از منطق توسعه سرمايه‌داري تسليحات، توسعه‌طلبي و فزون‌خواهي، و صنايع كارآمد تقويت و گسترده مي‌شوند - و اين از طريق بكارگيري تكنولوژي لازم براي كنترل منابع طبيعي و انرژي، نيروي برق و ساير صنايع انجام مي‌شود.

2- در مدل سرمايه‌داري توسعه به انگيزه دستيابي به حداكثر سود توسط شركت‌ها و افراد انجام مي‌گيرد.

- نزد نظام سرمايه‌داري هيچ چيز در طبيعت و زندگي مقدس نيست. همه چيز براي توليد سود (پول در آوردن) كالا تلقي مي‌شود (همه چيز قابل خريد و فروش است).
- دانش، دانش مردم و منابع طبيعي به كالا تبديل مي‌شوند.
اين فعاليت‌هاي صنعتي -مدل توسعه سرمايه‌داري- دماي زمين را به اندازه‌اي بالا برده كه ما اكنون دچار عواقب آن مانند جاري شدن سيل‌ها، خشكسالي‌ها و ساير حوادث فوق‌العاده -غير از قحطي و بروز امراض مختلف در ميان جمعيت جهان- است. كشورهاي سرمايه‌داري از اين لحاظ مسئول بروز مسائلي هستند كه ما در اجتماعات خود با آنها مواجه هستيم.
منابع استخراج شده، فرآوري شده و مصرف مي‌شوند و بدين ترتيب رابطه معنوي مابين مردم و طبيعت بريده مي‌شود.

3- منطق مصرف نامحدود منجر به استثمار بيش از ظرفيت منابع طبيعي توسط نظام سرمايه‌داري مي‌شود.

- كشورهايي كه رشد و توسعه خود را بر پايه نظام سرمايه‌داري و توسط شركت‌ها و فرامليتي‌ها انجام مي‌دهند نخستين كشورهايي هستند كه "زندگي را تبديل به متاع" مي‌كنند و اين منجر به دميدن روح مصرف‌گرايي در مردم و كشورها و از دست رفتن هويت فرهنگي‌شان مي‌شود. چرا كه اين شرايط باعث مي‌شود كه شيوه زندگي، فرهنگ، آداب و سنن و خرد و دانش خود را تغيير دهند. 
- در اين نظام، سرمايه بيشتر از افراد مردم اهميت دارد و ارزش و اهميت افراد و جوامع به ميزان مصرف‌شان است؛ ‌هويت اشخاص توسط تبليغات تهاجمي رسانه‌هايي شكل مي‌گيرد كه در خدمت بازاريابي پيگير هستند.
- در اين نظام، هويت نوع بشر به مصرف او بستگي دارد. كسي كه مصرف بيشتر دارد ارزش بيشتري دارد و از بقيه افراد بهتر است. رقابت منطق زندگي را تشكيل مي‌دهد. 

4-
توليد نامحدود، بر پايه استثمار بيش از ظرفيت و خصوصي‌سازي منابع طبيعي و دانش بشر استوار است و هدف آن توليد سود از طريق تبديل زمين، آب، جنگل‌ها، بيشه‌ها، انواع متنوع موجودات زنده (biodiversity) نيروي كار و دانش بشر به متاع (كالاي قابل خريد و فروش) است. 

- استثمار غير عقلاني از منابع طبيعي، ما را به سوي قطع رابطه دو طرفه و متقابل با مام زمين و عدم مراقبت از آن هدايت مي‌كند. اين منطق توليد نامحدود بر پايه خصوصي‌سازي منابع طبيعي و خود حيات استوار است. سرمايه‌داران بزرگ (از مسير فعاليت از طريق شركت‌ها و فرامليتي‌ها) كساني هستند كه مام زمين را تهديد (به نابودي) مي‌كنند. 

- مضافا اينكه، با پياده كردن سياست خصوصي‌سازي و غارت منابع طبيعي و انواع متنوع موجودات زنده (biodiversity)، اين اقدامات و سياست‌ها توسط بسياري از
نزد نظام سرمايه‌داري هيچ چيز در طبيعت و زندگي مقدس نيست. همه چيز براي توليد سود (پول در آوردن) كالا تلقي مي‌شود (همه چيز قابل خريد و فروش است). دانش، دانش مردم و منابع طبيعي به كالا تبديل مي‌شوند. منابع استخراج شده، فرآوري شده و مصرف مي‌شوند و بدين ترتيب رابطه معنوي مابين مردم و طبيعت بريده مي‌شود.
آژانس‌هاي بين‌المللي مانند "صندوق بين الملل پول"، "بانك جهاني" و ساير آژانس‌هاي مشابه كه بخشي از نظام سرمايه‌داري هستند مورد تشويق و حمايت قرار مي‌گيرند.
- تقاضاي مفرط براي انرژي جهت توليد و پاسخگويي به تقاضاي جوامع مصرف‌زده، باعث استثمار بيش از ظرفيت از منابع توليد مي‌گردد كه عمدتا به مردمان بومي و كشورهايشان صدمه مي‌رساند.

5- تغييرات آب‌وهوايي مسئله‌اي نيست كه به علت پيشرفت در تكنولوژي ايجاد شده باشد. بحران تغييرات جوي در واقع مسئله‌اي است كه نظام توليد سرمايه‌داري ايجاد كرده است.

- تكنولوژي تنها كليد حل مسئله تغييرات جوي نيست.
- نخستين تخريب‌كنندگان مام زمين كشورهاي صنعتي هستند. تكنولوژي و دانش براي رسيدن به هدف صنعتي شدن مورد استفاده قرار گرفته است و ايشان در صدمه رساندن به كره زمين مجرم هستند.
- ابداع تكنولوژي با هدف ايجاد زمينه‌ها و منابع جديد براي سرمايه‌گذاري صورت مي‌گيرد. و اختراع و ابداع تكنولوژي، در صورتي كه فرضيات اساسي مدل توسعه سرمايه‌داري را مورد سوال قرار ندهد، فقط مي‌تواند مسائلي كه با آن مواجه هستيم را عميق‌تر و وخيم‌تر كند.
- راه‌حل‌هاي تكنولوژي بحران آب‌وهوايي را حل و فصل نخواهد كرد. اين نوع راه‌حل‌ها فقط مساله را پيچيده‌تر مي‌كنند. چرا كه آنها به دنبال پياده كردن راه‌حل‌هايي غلط هستند - مانند سوخت‌هاي گياهي كه فقط مواد غذايي مردم را از آنها دريغ مي‌كند و مرزهاي كشاورزي را به هزينه تخريب اكوسيستم‌ها و اشكال مختلف حيات (به بهانه توليد انرژي پاك) گسترش مي‌دهد.

6- نظام سرمايه‌داري روابط نابرابر مابين كشورها را تعميق مي‌بخشد (و آنها را به سلطه‌گر و تحت سلطه تقسيم مي‌كند).

- اين نظام كسب سود را بر برابري و عدالت ترجيح مي‌دهد. چرا كه اگر توازن و برابري مابين افراد بشر نباشد،
كشورهايي كه رشد و توسعه خود را بر پايه نظام سرمايه‌داري و توسط شركت‌ها و فرامليتي‌ها انجام مي‌دهند نخستين كشورهايي هستند كه "زندگي را تبديل به متاع" مي‌كنند و اين منجر به دميدن روح مصرف‌گرايي در مردم و كشورها و از دست رفتن هويت فرهنگي‌شان مي‌شود. چرا كه اين شرايط باعث مي‌شود كه شيوه زندگي، فرهنگ، آداب و سنن و خرد و دانش خود را تغيير دهند.
آن وقت امكان ندارد به توازن با طبيعت دست يافت و اين در حالي است كه كشورهاي صنعتي منابع مالي و تكنولوژي كافي در اختيار دارند - تا در صورتي كه ساير كشورهاي جهان آمادگي نداشته باشند- جهان را از عواقب تغييرات آب‌وهوايي محفوظ به دارند.

* جمع‌بندي:

درست مانند جوامع بومي و مردم بوليوي، ما نيز مي‌دانيم كه ما مسوول بحران آب‌وهوايي نيستيم و لذا پيشنهاد مي‌كنيم كه بجاي تغيير آب‌وهوا، نظام سرمايه‌داري را تغيير دهيم. اين تنها راه مقابله با تغييرات آب‌وهوايي است. چرا كه بحران آب‌وهوايي معلول مدل توسعه سرمايه‌داري است.

پيشنهاد ما براي مقابله با مدل توسعه سرمايه‌داري چيست؟

نظام سرمايه‌داري، به عنوان نظامي مخرب و استثمار كننده بيش از ظرفيت مام زمين، ما را مجبور مي‌سازد كه نظامي جديد و اجتماعي اختيار كنيم. اين نظام جديد حامل زندگي سالم و گسترش آن از طريق زير است:

- اجراي يك همه‌پرسي جهاني كه در نهايت منجر به يك توافق تنهايي با كشورهاي صنعتي شده و بدين ترتيب آنها را مجبور مي‌سازد كه مسئوليت اعمال خود را بپذيرند.

- اعمال نظارت و كنترل -به كمك مكانيسم‌هاي بين‌المللي- برابر جلوگيري از تخريب مام زمين و تنبيه كساني كه مرتكب اين جرم مي‌‌شوند. اين اقدامات بايد با شركت مردمان بومي صورت گيرد.

- توافق بين‌المللي مابين كشورهاي مختلف براي اجراي برنامه‌اي براي توليد متوازن.

- بازيابي، تفويض اختيار و احترام به خرد و دانش‌هاي اجدادي.

بنابراين ما، پس از مدت‌ها سكوت، به عنوان خادمين و فرزندان مام زمين، اعتقاد داريم كه لحظه لازم فرا رسيده تا شرايط لازم جهت ريشه‌كن كردن سلطه بشر بر طبيعت (و لذا زندگي بهتر) را فراهم كنيم. تحسين و ستايش طبيعت و ايجاد توازن ما بين اجتماعات، ايجاد روابط معنوي و هماهنگ مابين زمين و زندگي، مابين بشر و طبيعت و دانش مردمان مختلف را از نو فراهم و ايجاد كنيم. موجبات زندگي سالم در فضاي محدودي كه مابين نياز به سلامت و منابع كره زمين وجود دارد بايد از نو فراهم شود.
انتهاي پيام/ب

کد مطلب : 3187
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :