امروز پنجشنبه 20 بهمن 1390
Thursday 9 February 2012
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

وقتی قلب ها برای پولـدارها می تپـد؛

حامی محرومان هستی، پس سوسیالیست هستی!

17 بهمن 1387 ساعت 15:51
قلب‌هایی كه برای پول دارها بتپند بسیارند، ولی محرومان چیزی در چنته ندارند كه دلسوز‌ی‌های كسی را جبران كند. كسی برای كوخ‌نشینان گریه نمی‌‌كند. كسی نیست كه از منافع آنان حمایت كند، كه اگر باشد به هزار انگ متهم می‌شود: به انگ كوپنیسم، به انگ سوسیالیسم، به انگ خروج از دین - به همین راحتی؟ آری، به همین راحتی!
حامی محرومان هستی، پس سوسیالیست هستی!

اشاره: یادداشت ذیل پیش از این در سایت کلمه منتشر شده است و مواضع نویسنده آن، خصوصا قضاوت ها در مورد اشخاص نامبرده در متن حاضر، لزوما در انطباق با مواضع عدالتخانه نمی باشد.

راحت‌ترین راه برای سرشار شدن سود بنگاه‌های اقتصادی آن است كه دولت وظیفۀ خود را به درستی انجام ندهد. برخی بنگاه‌ها از این حقیقت آگاه و در محقق كردن آن بسیار جدی هستند - جدی‌تر از ما كه ادعای حمایت از منافع مردم را داریم. اگر آنها به سیاست علاقه نشان می‌دهند به همین جهت است. همچنین است وقتی كه به ایدئولوژی‌سازی در علم اقتصاد روی می‌آورند. نمونه‌ای از این نظریه‌پردازی‌‌ها رو در رو قرار دادن عدالت و توسعه است: نمی‌توان این دو را با هم داشت، عدالت یعنی توزیع عادلانۀ فقر، برای آن كه به پیشرفت برسیم باید هزینه‌هایی را بپردازیم كه یكی از آنها عدالت است. به چه حساب؟ به حساب استدلال‌هایی که یک کلمه علم در آنها نیست. بر روی این گزاره‌ها خوب دقت کنید؛ چقدر شبیه منطق جوان‌های سخت‌كوشی است که برای پول درآوردن به بازار می‌روند، در حالی که معتقدند هیچ‌کس بدون دزدی پولدار نشده است. چنان کسانی اگر خدای ناکرده یک روز به دولت برسند چنین بده بستانی را پیش‌روی ملت خود خواهند گذاشت.

قلب‌هایی كه برای پول دارها بتپند بسیارند، ولی محرومان چیزی در چنته ندارند كه دلسوز‌ی‌های كسی را جبران كند. كسی برای كوخ‌نشینان گریه نمی‌‌كند. كسی نیست كه از منافع آنان حمایت كند، كه اگر باشد به هزار انگ متهم می‌شود: به انگ كوپنیسم، به انگ سوسیالیسم، به انگ خروج از دین. به همین راحتی؟ آری، به همین راحتی! در روزهای جنگ و محاصرۀ اقتصادی كه خطر قحطی سفره‌های خالی مردم را تهدید می‌كرد فلانی نباید مانع از پیچیدن بوی دلكش برنج آستانه در خانه مرفهین بی‌درد می‌شد. حالا كه ممانعت كرد سوسیالیست و كوپنیست نامیده شدن حداقل جریمه اوست، حتی اگر خداوند در اسلام از دانشمندان پیمان گرفته باشد كه در مقابل پرخوری ظالم و گرسنگی مظلوم بی‌تفاوت نشینند. از بخت بلند ماست كه نماز خواندن با منافع اینان تناقض ندارد، و الا آن هم سندی برای كفر و زندقه بود.

اینها انگ‌هایی هستند كه به این زودی‌ها پاك نمی‌شوند، تا جایی كه این روزها برخی از طرفداران هم وقتی كه می‌خواهند از مهندس موسوی حمایت كنند می‌گویند او یك زمانی سوسیالیست بود، اما دیگر توبه كرده است. سخن آنها شبیه آن است كه بیست سال بعد در مورد چهرۀ منوری چون خاتمی بگویند او پیشتر كه جوان بود از اباحی‌گری طرفداری می‌كرد، اما پیر كه شد به آیین مسلمانی ایمان آورد. آیا چنین سخنی ظلم آشكار نیست؟

                                                           در دهر یكی چو او و او هم كافر                                   

قلب‌هایی كه برای پول دارها بتپند بسیارند، ولی محرومان چیزی در چنته ندارند كه دلسوز‌ی‌های كسی را جبران كند. كسی برای كوخ‌نشینان گریه نمی‌‌كند. كسی نیست كه از منافع آنان حمایت كند، كه اگر باشد به هزار انگ متهم می‌شود: به انگ كوپنیسم، به انگ سوسیالیسم، به انگ خروج از دین.
        پس در همه دهر یك مسلمان نبود

سال شصت كه مهندس موسوی به نخست‌وزیری رسید هیچ‌كس ادعا نمی‌كرد كه او سوسیالیست است و سنگین‌ترین جرمی كه مخالفانش برای او سراغ داشتند حمایت از مصدق بود. آن روزها هنوز اختلافات داخلی مجاهدین انقلاب اسلامی به فضای سیاسی كشور سرایت نكرده بود. آن وقت‌ها آقای دكتر احمد توكلی وزیر كار و سخنگوی كابینه بود و زمانی كه از مهندس موسوی می‌پرسیدند چرا خودت بعد از جلسه دولت مصاحبه نمی‌كنی، می‌‌گفت فلانی آن‌قدر صمیمی و قشنگ صحبت می‌كند كه آدم لذت می‌برد. آن ایام نه ایشان چپ‌گرا بود و نه اوشان راست‌گرا، نه ایشان سوسیالیست بود و نه اوشان .... تا این كه پیش‌نویس قانون كار تقدیم دولت شد. 

در این قانون حق مرخصی، حداكثر ساعات كار، شرایط اضافه‌كار، الزام كارفرما به بیمه كاركنان، ممنوعیت اخراج بی‌مورد كارگران و هر چیز دیگری كه كارفرمایان ممكن بود نپسندند حذف شده بود. استدلال این بود كه مگر ما انقلاب اسلامی نكرده‌ایم؟ پس باید باب اجارۀ فقه جای قانون كار غربی را بگیرد. طرفداران این پیش‌نویس در پشت شعار اسلام فقاهتی موضع گرفته بودند. از وزیر كار نقل قول می‌شد كه من لایحه را به امام نیز تقدیم كردم و ایشان آن را پسندیدند. بعدها امام فرمودند فلانی آمد و لایحه را در طاقچه گذاشت، ولی من آن را نگاه هم نكرده‌ام. می‌گفتند وزیر كار لایحه را به قم هم برده است و از نظر فقها مخصوصا فلان فقیه طراز اول گذرانده است و آنها تاكید كرده‌اند كه جا دارد قانون كار براساس باب اجارۀ فقه نوشته شود. بعدها آن فقیه طراز اول گفت كه از نظر من قانون كار نه بر اساس باب اجارۀ فقه، كه باید براساس تمامی ابواب فقه تنظیم شود. اسلام فقاهتی شعار كسانی بود كه احتمالا عربی را هم درست نمی‌دانستند، چه رسد به فقه، زیرا در ادبیات عرب اگر اسم مصدر یای نسبت بگیرد تای تانیث حذف خواهد شد، مثل تجارت و تجاری، نیابت و نیابی، فقاهت و فقاهی و نه فقاهتی. منتهی تیغ تكفیر چنان بلند شده بود كه پشت شهید مطهری و شهید بهشتی هم در عالم علوی لرزید كه نكند پروندۀ ما را از نو بررسی كنند و نامسلمان از كار درآییم. كسی جرات مخالفت با آنان و حتی اشاره به این خطای فاحش در استفاده از نام و شعار را نداشت و به‌جز خانه كارگر تنها كسی كه به قیمت كمونیست و سوسیالیست نامیده شدن جلوی این جریان ایستاد میرحسین موسوی بود. 

آیا آقای دكتر احمد توكلی پس از قریب سی سال هنوز همان حرف‌ها را می‌زند یا از آن مواضع عدول كرده است؟ قطعا عدول كرده است و الا او و دوستانش كه امروز بر پشت زمین سوارند پیش‌نویس آن لایحه را از نو احیا می‌كردند. با این حال و علیرغم این عدول ایشان سوسیالیست نشد، اما مهندس موسوی به جرم مخالفت با آن مواضع سوسیالیست شد و سوسیالیست ماند. 

منظور از این حرف‌ها باز كردن زخم‌های ‌كهنه نیست. كیست كه ایامی از عمر خود را جوان و جاهل نبوده است؟ یكی از دوستان كه در دهه شصت نسبت به دولت بدبین بود بعدها از من خواست از نخست‌وزیر زمان جنگ برایش حلالیت بطلبم. اما وقتی برای انجام ماموریت عازم شدم گفتند چیزی برای بخشیدن وجود ندارد، و اولین حقی كه مردم بر نخست‌وزیرشان پیدا می‌كنند این است كه از دستش عصبانی شوند و به او بد بگویند. 

با این حال شرع یا همان اسلام فقاهی می‌گوید اگر كودكی نابالغ شیشه خانه كسی را شكست امروز یا فردا كه بالغ شد موظف است آن شكستگی را جبران كنی. من برای این كار راهی بهتر از شكستن خود می‌شناسم؛ به عهدی كه پروردگار ما از دانشمندان گرفته است عمل، بلكه تنها فكر كردن.

سید علیرضا بهشتی شیرازی(مدیر انتشارات روزنه)

کد مطلب : 2756
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1387-11-20 19:11

آقاي موسوي به نظر خودتون چرا انگليسي ها و امپراتوري رسانه اي آنها قصد دارند از شما چهره اي سوياليست ترقي خواه كه تمام فكر و ذكرش ساخت آثار معماري بوده بسازند كه در طول 8 سال نخست وزيري مانند فردي كه اصلا در كشور حضور فيزيكي نداشته در هر آنچه كه باعث ناراحتي هر كسي شده نقش نداشته. چطوره كه قراره شما هم قهرمان كارگران باشيد و هم بالاي شهري ها هم حزب اللهي ها و هم اپوزيسيون. اردشير ريپورتر اين دفعه كي رو پسنديده

1387-11-18 08:49

در همان روز های آغازین انقلاب اسلامی مسئله مصادره‌ها توسط شورای انقلاب و قوه قضائیه شروع می‌ شود که تا کنون به درستی تجزیه و تحلیل نشده است. البته اگرچه مسئله مصادره ها به دولت به معنای قوه مجریه نسبت داده می‌شود اما واقعیت این است که دولت زمان جنگ هيچ دخالتي در آن ندارد. اما مصادره‌ها در جو خاصی اتفاق می‌افتد که در پیش توضیح دادم. از متن مصاحبه آقاي موسوي با سايت كلمه http://alef.ir/content/view/39335/ پس تا اينجا برداشت شد دولت آقاي موسوي نقشي در تقسيم اراضي نداشته اند بنده به اتفاق پدرم روزي به منزل رييس كانون وكلا مراجعه نموديم تا جويا شويم چرا علي رغم اينكه ديوان عدالت اداري هر دو بار به مشروعيت مالكيت ما بر شاليزارمان راي داده و ادعاي كذب آقاي تليكاني كه اكنون رييس منابع طبيعي تنكابن مي باشند مبني بر باير بودن زمين هاي ما رد شده(آقاي تليكاني يا دوستان ايشان حتي اقدام به آتش كشيدن كندوج پر ازبرنج برداشت شده زدند كه خود جايگاه فكري ايشان را نشان مي دهد) از ما خواستند به جاي تحويل زمينمان آنرا به اقساط 10 ساله به فردي كه دولت مشخص نموده بفروشيم!آقاي رييس كانون وكلا كه پيش از انقلاب توده اي بودند ولي اكنون به نماز خواندن پشت سر روحانيون متنفذ و خودروي پرادو علاقه خاصي پيدا نموده اند به ما نشان دادند بر اساس قانوني كه در زمان نخست وزيري آقاي مير حسين موسوي در دولت تصويب شده مالكين به شرط اينكه قادر به تامين معاش خود باشند بايد زمين خود را به اقساط 10 ساله به فردي كه دولت مي گويد بفروشد! آقاي موسوي اگر در دهه 60 مصلحتي زمين تقي را به نقي داديد آيا اكنون نيز بر اساس مصلحتي مجبوريد نقش دولت خود در واگذاري ها را انكار نماييد؟

1387-11-18 15:55

مير حسين موسوي در گفتگو با سايت كلمه منكر نقش دولت خود در تقسيم اراضي مردم شد و آنرا به نوعي متوجه ديگران دانست.[۳۸] پس تا اينجا برداشت شد دولت آقاي موسوي نقشي در تقسيم اراضي نداشته اند.بنده به اتفاق پدرم روزي به منزل رييس كانون وكلا مراجعه نموديم تا جويا شويم چرا علي رغم اينكه ديوان عدالت اداري هر دو بار به مشروعيت مالكيت ما بر شاليزارمان راي داده و ادعاي كذب آقاي تليكاني كه اكنون رييس منابع طبيعي تنكابن مي باشند مبني بر باير بودن زمين هاي ما رد شده(آقاي تليكاني يا دوستان ايشان حتي اقدام به آتش كشيدن كندوج پر ازبرنج برداشت شده زدند كه خود جايگاه فكري ايشان را نشان مي دهد) از ما خواستند به جاي تحويل زمينمان آنرا به اقساط 10 ساله به فردي كه دولت مشخص نموده بفروشيم!آقاي رييس كانون وكلا كه پيش از انقلاب توده اي بودند ولي اكنون به نماز خواندن پشت سر روحانيون متنفذ و خودروي پرادو علاقه خاصي پيدا نموده اند به ما نشان دادند بر اساس قانوني كه در زمان نخست وزيري آقاي مير حسين موسوي در دولت تصويب شده مالكين به شرط اينكه قادر به تامين معاش خود باشند بايد زمين خود را به اقساط 10 ساله به فردي كه دولت مي گويد بفروشد! آقاي موسوي اگر در دهه 60 مصلحتي زمين تقي را به نقي داديد آيا اكنون نيز بر اساس مصلحتي مجبوريد نقش دولت خود در واگذاري ها را انكار نماييد. http://alef.ir/content/view/39335 بنده به خاطر اضافه كردن مطلب فوق به سايت ويكي پديا فارسي در بخش هاي http://fa.wikipedia._org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_(%DB%B1%DB%B3%DB%B8%DB%B8) و http://fa.wikipedia._org/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C خرابكار تشخيص داده شده ام حال آنكه در لينك هاي فوق الذكر انواع حملات به احمدي نژاد موجود است ولي نگارنده آنها توسط ويكيپديا كه يك موسسه انگليسيي مي باشد خرابكار تشخيص داده نشد عجيب نيست؟