امروز پنجشنبه 20 بهمن 1390
Thursday 9 February 2012
داخلی  »  گزارش  »  نگاه ويژه

متن کامل سخنان رهبر انقلاب در ديدار دانشجويان؛

مساله اصلی هتک آبروی نظام اسلامی است

6 شهريور 1388 ساعت 0:19
يك عده‏اى آنچه را كه بعد از انتخابات اتفاق افتاد، آن ظلمى كه به مردم شد، آن ظلمى كه به نظام اسلامى شد، آن هتكى كه از آبروى نظام در مقابل ملتها به وسيله‏ى بعضى انجام گرفت، اينها همه را نديده ميگيرند، فرضاً مسئله‏ى فلان حادثه را، زندان كهريزك را، يا قضيه‏ى كوى را قضيه‏ى اصلى دوران بعد از انتخابات تا امروز قلمداد ميكنند؛ اين خودش يك ظلم ديگر است.
مساله اصلی هتک آبروی نظام اسلامی است

به گزارش عدالتخانه به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، دانشجويان دانشگاههاي مختلف، نخبگان علمي – فرهنگي دانشگاهها و «اعضا و نمايندگان» تشكلهاي مختلف دانشجويي با حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي، ديدار كردند. 
متن کامل سخنان رهبر انقلاب در ادامه می آید.

بسم‏‌اللَّه‌‏الرّحمن‏الرّحيم‏

جلسه، همان طورى است كه از يك جلسه‌‏ى دانشجوئى و جوان انتظار ميرود. آنچه كه گفته شد - كه البته سخنان متقن و دقيق و نو توى حرفهاى اين برادران و خواهرانى كه صحبت كردند، بود؛ تحليلهاى درستى بود - انسان وقتى نگاه كلى به همه‏ى اينها ميكند، شاخصه‏ى اصلى اين حرفها، صفا و صداقت و دورى از مجامله و همان چيزهائى است كه از يك جوان، آن هم جوان درس‏خوانده و تحصيلكرده و نخبه انتظار ميرود. البته شما همه‏ى دانشجوهاى كشور نيستيد؛ شايد نماينده‏ى همه‏ى تفكرات گوناگون و سلائق مختلف دانشجوئى هم نباشيد؛ ليكن شكى نيست كه يك مجموعه‏ى عظيمى از دانشجويان، آنچنان مى‏انديشند كه شما اينجا بيان كرديد؛ با اختلاف نظرهائى كه احياناً در اظهارات شما بود.

من، هم با شما جوانهائى كه اينجا تشريف داريد، هم با مجموعه‏ى دانشجوهاى كشور حرفهاى زيادى دارم، و گفته‏ام هم؛ باز هم تا من توان داشته باشم و بتوانم حرف بزنم، با شما جوانهاى عزيز حرف خواهم زد؛ و مطمئنم آنچه كه آينده‏ى اين كشور را، بلكه آينده‏ى اسلام و امت اسلامى را تأمين ميكند، همين روحيه‏ى جوشنده‏ى پژوهنده‏ى طلبکارِ پراحساس و پرعاطفه‏اى است كه انسان در مجموعه‏ى نسل جوان دانشجوى كشورمان مشاهده ميكند. يعنى شما ولو حالا ممكن است يك مطلبى را به طور قاطع معتقد نباشيد، يا عميقاً براى او استدلال نداشته باشيد، اما مجموعه‏ى حركت دانشجوهاى مسلمان و مؤمن - با اختلاف نامها - در كل كشورمان يك نويدى براى آينده‏ى اين كشور و آينده‏ى اين نظام و آينده‏ى امت اسلامى است. خوب چيزهائى را مورد توجه قرار ميدهيد؛ خوب نكاتى را رويش تكيه ميكنيد؛ بر روى نكات درستى پيگيرى و پافشارى ميكنيد؛ اين نقاط مثبتى است كه بحمداللَّه وجود دارد.

خوب، حالا من بعضى از مطالبى را كه جنبه‏ى سؤال از من داشت يا فكر ميكنم من بايد توضيحى بدهم، اينها را چند دقيقه‏اى بگويم، بعد هم يكى دو تا مطلب ديگر در ذهنم هست كه اگر وقت بود و به اذان نرسيديم، عرض خواهم كرد.

يك بخش مهمى توى بيانات چند نفر از دوستانمان بود كه اشاره داشت به مجرمانى كه پشت پرده‏ى حوادث اخير حضور داشتند، و اينكه چرا اينها محاكمه نميشوند، چرا مجازات نميشوند، چرا با اينها

در كوى دانشگاه، در آن شب معين، قطعاً تخلفات بزرگى انجام گرفته، كارهاى بدى انجام گرفته. ما گفته‏ايم پرونده‏ى ويژه‏اى براى اين كار تهيه شود و به طور دقيق دنبال بگردند و مجرمان را پيدا كنند و وقتى پيدا كردند، به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هيچ نگاه نكنند و بايد مجازات شوند؛ اين را من به طور قاطع گفتم.
برخورد نميشود. من به شما عرض بكنم؛ در قضايائى به اين اهميت، با حدس و گمان و شايعه و اين چيزها نميشود حركت كرد. ما اين انقلاب و اين نظام عظيم را محصول مجاهدت يك ملت بزرگ و فداكارى‏هاى عظيم جوانانى ميدانيم كه چه در دوره‏ى انقلاب، چه در دوره‏ى دفاع مقدس، چه بعد از آن تا امروز فداكارى كردند؛ مثل خود شماها، كه در صحنه‏هاى مختلف حضور داريد و گاهى كارهاى بزرگى انجام ميگيرد. نميتوانيم تداوم اين نظام را و حركت كلى اين نظام را در سطحى كه تصميم‏گيرى كلان رهبرى در او لازم است، به حدس و گمان و اين چيزها مبتنى كنيم

اين را شما بدانيد، هيچگونه اغماضى از جرم و جنايت وجود نخواهد داشت؛ منتها ما - يا من يا شما، فرق نميكند؛ چه شما كه دانشجو هستيد و زبانتان باز است و راحت حرف ميزنيد، چه من كه يك مجموعه‏اى از تجربه و سالهاى متمادى كاركرد در ميدان را با خودم همراه دارم؛ در اين جهت با هم فرقى نداريم - نميتوانيم حكم كنيم كه بايد دستگاه قضا اينجور قضاوت كند؛ نه، دستگاه قضا بايد نگاه كند، اگر دلائلى براى مجرميت كسى، چه در زمينه‏ى سياسى، چه در زمينه‏ى اقتصادى، چه در زمينه‏ى مفاسد گوناگون پيدا كرد، بر طبق او حكم كند. اين شايعاتى كه شما شنيده‏ايد، بنده هم خيلى از اين شايعات را ميشنوم؛ ممكن است بسيارى از اين شايعات مطابق واقع هم باشد و انسان شواهد و قرائنى هم برايش داشته باشد؛ اما قرينه و شاهد متفرق نميتواند جرمى را عليه كسى اثبات كند؛ به اين نكته توجه داشته باشيد. لذا اينجور نيست كه فرض كنيم يك مجرم قطعىِ پشت پرده‏اى وجود دارد كه دستگاه بنا دارد از جرم او به يك دليلى بگذرد. اين يك نكته. 

نكته‏ى ديگرى در كنار اين هست: كارهائى كه نظام در سطح كلان با جنبه‏ى شمولى كه بعضى از مسائل دارد، انجام ميدهد، بايستى با ملاحظه‏ى همه‏ى جوانب باشد؛ يك بعدى نميشود به مسائل نگاه كرد. فكر ميكنم اگر شما با اين ملاحظات نگاه كنيد، آنچه كه تاكنون انجام گرفته و آنچه در آينده انجام خواهد گرفت، هر ذهن باانصافى را قانع خواهد كرد.

موضوع ديگرى كه در بيانات دوستان مطرح شد، تخلفات يا حتّى جناياتى است كه در خلال اين حوادث از سوى نيروهاى ناشناس انجام گرفته. شما اشاره كرديد به مسائل كوى دانشگاه يا از اين قبيل مسائل - حالا كوى دانشگاه را چند نفر از دانشجويان عزيز تكرار كردند؛ شبيه كوى دانشگاه، مسائل ديگرى هم در اين مدت اتفاق افتاده - يا مثلاً قضيه‏ى كهريزك را گفتند. اين قضايا واقعاً يكى از آن مشكلات و معضلات كار دستگاه‏هاى اجرائى است. اولاً اين را به طور قاطع بدانيد كه با اينها برخورد خواهد شد. حالا نميخواهيم جنجال بكنيم كه دستور بدهيم، اين دستور توى رسانه‏ها پخش بشود، باز يك پيوست زده بشود، باز يك پيرو زده بشود؛ من دوست ندارم كار تبليغاتى انجام بگيرد؛ اما از اولين روزها دستور داده شده و كسانى دنبال هستند؛ منتها كارها بايد درست با دقت و با مراقبت پيش برود.

در كوى دانشگاه، در آن شب معين، قطعاً تخلفات بزرگى انجام گرفته، كارهاى بدى انجام گرفته. ما گفته‏ايم پرونده‏ى ويژه‏اى براى اين كار تهيه شود و به طور دقيق دنبال بگردند و مجرمان را پيدا كنند و وقتى پيدا كردند، به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هيچ نگاه نكنند و بايد مجازات شوند؛ اين را من به طور قاطع گفتم. من از فعاليتهاى پليس امنيتى‏مان،
من از فعاليتهاى پليس امنيتى‏مان، پليس انتظامى‏مان، دستگاه بسيجمان تشكر ميكنم؛ اينها خيلى كارهاى بزرگى كردند، كارهاى خوبى كردند؛ ليكن اين يك بحث جداست. اگر كسى در وابستگى به هر كدام از اين سازمانها يك تخلفى انجام داده، يك جرمى انجام داده، او هم بايد جداگانه بررسى شود. نه خدمت اينها را به حساب جرم آنها نديده ميگيريم، نه جرم آنها را به حساب خدمت اينها نديده ميگيريم؛ حتماً بايد دنبال بشود و دنبال خواهد شد.
پليس انتظامى‏مان، دستگاه بسيجمان تشكر ميكنم؛ اينها خيلى كارهاى بزرگى كردند، كارهاى خوبى كردند؛ ليكن اين يك بحث جداست. اگر كسى در وابستگى به هر كدام از اين سازمانها يك تخلفى انجام داده، يك جرمى انجام داده، او هم بايد جداگانه بررسى شود. نه خدمت اينها را به حساب جرم آنها نديده ميگيريم، نه جرم آنها را به حساب خدمت اينها نديده ميگيريم؛ حتماً بايد دنبال بشود و دنبال خواهد شد. همين طور قضيه‏ى كهريزك، كه حالا آن اعلام شد، پخش شد. قضيه‏ى كوى دانشگاه هم دنبال ميشود؛ حتّى افرادى كه كسانشان در اين قضايا يا به قتل رسيدند - تعداد معدودى هستند - يا آسيب ديدند، آسيب مالى ديدند. بنا شده براى هر كدام اينها پرونده‏ى جداگانه‏اى تشكيل بدهند. دستور داده‏ايم، گفته‏ايم و اين قضايا را دنبال خواهيم كرد؛ منتها توجه كنيد كه اين مسائل هيچكدام نبايد با مسئله‏ى اصلى بعد از انتخابات خلط شود. حادثه‏ى اصلى نبايد تحت‏الشعاع اين حوادث قرار بگيرد.

يك عده‏اى آنچه را كه بعد از انتخابات اتفاق افتاد، آن ظلمى كه به مردم شد، آن ظلمى كه به نظام اسلامى شد، آن هتكى كه از آبروى نظام در مقابل ملتها به وسيله‏ى بعضى انجام گرفت، اينها همه را نديده ميگيرند، فرضاً مسئله‏ى فلان حادثه را، زندان كهريزك را، يا قضيه‏ى كوى را قضيه‏ى اصلى دوران بعد از انتخابات تا امروز قلمداد ميكنند؛ اين خودش يك ظلم ديگر است. مسئله‏ى اصلى، مسئله‏ى ديگرى است. مسئله‏ى اصلى اين است كه مردم در يك حركت عظيمى، در يك انتخابات پرشورِ خوبِ كم‏نظيرى حضور پيدا كردند و اين رأى بالا را توى صندوقها ريختند. هشتاد و پنج درصد شوخى است؟ اين انتخابات، نظام را كه در اين يكى دو سال اخير همين طور پى‏درپى پيشرفتهاى اقتصادى و علمى و سياسى و امنيتى و بين‏المللى براى خودش كسب كرده بود، در يك مرحله‏ى عالى از امتياز و آبرو قرار ميدهد، بعد ناگهان مشاهده ميكنيم يك حركتى صورت ميگيرد براى نابود كردن اين حادثه‏ى افتخارآميز! مسئله‏ى اصلى اين است.

البته اينى كه عرض ميكنم، تحليل است؛ خبر نيست. به اعتقاد من، با تحليل من، اين مسئله از بعد از انتخابات يا از روزهاى حول و حوش انتخابات شروع نشده؛ اين از قبل شروع شده، اين از قبل طراحى شده، برنامه‏ريزى شده. من متهم نميكنم افرادى را كه دست‏اندركار بودند، كه اينها دست‏نشانده‏ى بيگانه‏هايند يا انگليسند يا آمريكايند - اين را من ادعا نميكنم، چون براى من اين قضيه ثابت نيست؛ چيزى كه ثابت نيست، نميتوانم بگويم - اما آنى كه ميتوانم بگويم، اين است كه اين جريان، چه پيشقراولانش دانسته باشند، چه ندانسته باشند، يك جريانى بود طراحى‏شده؛ تصادفى نبود. همه‏ى نشانه‏ها نشان ميدهد كه اين جريان طراحى‏شده بود، حساب‏شده بود. البته آنهائى كه طراحى كرده بودند، يقين نداشتند كه خواهد گرفت.
 
بعد از انتخابات كه تحركاتى از طرف بعضى‏ها شروع شد، يك تجاوب نسبى هم از سوى جمعى از مردم تهران صورت گرفت، آنها اميدوار شدند؛ فكر كردند آنچه كه تصور ميكردند، انجام شد و گرفت و اميدوار شدند. لذا ديديد كه اين دستگاه‏ها و وسائل رسانه‏اى و صوتى و الكترونيكى و ماهواره‏اى و غيره حضورشان در صحنه را چطور تشديد كردند؛ صريح وارد ميدان شدند. قبلاً اميدوار نبودند كه اين كار بگيرد؛ بعد ديدند نه، گرفت؛ لذا سريع وارد ميدان شدند؛ منتها خوشبختانه مثل هميشه كه مسائل ايران را بد ميفهمند و ملت ايران را نميشناسند، اين دفعه هم نشناختند. اينها تودهنى خوردند، سيلى خوردند، ولى هنوز نااميد نيستند. من به شما عرض كنم دانشجوهاى عزيز! اينها نااميد
من متهم نميكنم افرادى را كه دست‏اندركار بودند، كه اينها دست‏نشانده‏ى بيگانه‏هايند يا انگليسند يا آمريكايند - اين را من ادعا نميكنم، چون براى من اين قضيه ثابت نيست؛ چيزى كه ثابت نيست، نميتوانم بگويم - اما آنى كه ميتوانم بگويم، اين است كه اين جريان، چه پيشقراولانش دانسته باشند، چه ندانسته باشند، يك جريانى بود طراحى‏شده؛ تصادفى نبود. همه‏ى نشانه‏ها نشان ميدهد كه اين جريان طراحى‏شده بود، حساب‏شده بود.
نيستند؛ دارند قضايا را دنبال ميكنند؛ به اين زودى هم زمين نميگذارند. اينها صحنه‏گردانهائى دارند، صحنه‏گردانهائى هم پيدا خواهند كرد. 

دانشگاه بايد بهوش باشد. دانشجوى مؤمن و مسلمان و دانشجوئى كه به كشورش علاقه‏مند است و دانشجوئى كه به آينده‏ى كشور و آينده‏ى نسل خودش دلبسته است، بايد هوشيار باشد. بدانيد اينها دارند طراحى ميكنند؛ البته شكست ميخورند. من الان به شما عرض ميكنم، اينها در نهايت شكست ميخورند؛ اما درجه‏ى بيدارى و هوشيارى من و شما ميتواند در ميزان خسارت و ضررى كه وارد ميكنند، تأثير بگذارد. اگر هوشيار باشيم، نميتوانند صدمه و ضررى بزنند. اگر غفلت كنيم، احساساتى بشويم، بى‏تدبير عمل كنيم، يا خواب بمانيم و اينجور عوارض به سراغمان بيايد، ضرر و زيان و هزينه بالا خواهد بود؛ ولو در نهايت موفق نخواهند شد.

يكى ديگر از موضوعاتى كه مطرح شد، مسئله‏‌ى حمايتهاى رهبرى است از دولت يا از رئيس جمهور. خوب، اين مطلب روشنى است. اتفاقاً يكى دو تا از خود دوستان هم بيان كردند. دولت كنونى و رئيس جمهور محترم مثل همه‏ى انسانهاى عالم، يك نقاط قوّتى دارد، يك نقاط ضعفى. من كه حمايت كردم، از نقاط قوّت حمايت كردم. يك نقاط قوّتى وجود دارد، من از آن حمايت ميكنم؛ در هر كى باشد، حمايت ميكنم. كى هست كه اين گرايش، اين جهتگيرى، اين تحرك، اين جديت را از خودش نشان بدهد و بنده در حد مسئوليتم از او حمايت نكنم؟ از شما دانشجوها كه دنبال عدالتيد، من حمايت نميكنم؟ خوب، چرا. آيا اگر از دانشجوئى كه عدالت‏خواه است و دنبال عدالت است، رهبرى حمايت بكند، اين معنايش اين است كه از نقاط ضعفى هم كه احياناً توى آن دانشجو هست، انسان حمايت ميكند؟ مسلّماً نه. قضيه اين است. يك نقاط ضعفى وجود دارد، آن نقاط ضعف را بنده حمايت نميكنم.

حالا يكى از سؤالها اين بود كه چرا علنى موضع نميگيريد؟ چون لازم نيست علنى موضع گرفتن؛ چه لزومى دارد؟ علنى موضع گرفتن نسبت به يك نقطه‏ى ضعف در يك مسئول، شما خيال ميكنيد كه چقدر كمك ميكند به حل آن مشكل؟ هيچى. گاهى اوقات هست كه انسان اگر يك چيزى را بدون علنى كردن دنبال علاجش باشد، بهتر علاج خواهد شد، تا اينكه يك چيزى را انسان جنجالى كند. بله، يك وقت هست كه هيچ چاره‏اى جز علنى شدن نيست؛ آنجا بله، انسان علنى ميكند؛ ليكن اينجور نيست كه تصور بشود اگر چنانچه يك ايرادى، اشكالى در مجموعه‏ى مسئولين اجرائى كشور وجود دارد و رهبرى با آنها مخالف است، حتماً بايستى اين را در بلندگوها بيان كند؛ نه، گاهى اوقات مصلحت قطعى در اين است كه انسان يك چيزى را علنى نكند.

حالا اينجا نگوئيد آقا حقيقت و مصلحت. اين تقابل حقيقت و مصلحت جزو آن حرفهاى محكم نيست. خود مصلحت هم يكى از حقائق است. اينجور نيست كه هرچه اسم مصلحت رويش بود، اين يك چيز منفى‏اى باشد. بعضى اينجور خيال ميكنند: آقا مصلحت‏انديشى ميكنيد؟ خوب، بله، گاهى انسان مصلحت‏انديشى ميكند. خود مصلحت‏انديشى يكى از حقائقى است كه بايد به آن توجه داشت؛ اين جزو مسلّمات و واضحات اسلام است. البته اين مسئله حالا جاى بحث و شكافتنش نيست، اما جزو مسلّمات است. صلاح نيست گاهى اوقات انسان يك چيزى را علنى كند. فرض كنيد يك نقطه‏ى اشكال كوچكى هست، اين را ده برابر بزرگش كنند، مايه‏ى نااميدى و مايه‏ى سياه‏نمائى و اينها قرار بدهند؛ چه لزومى دارد؟ خوب، انسان اين را به شكل ديگرى حل ميكند. بنابراين موضع نگرفتن علنى، ناشى از اين علل منطقى و معقول است. 

يك چيزى را هم حالا من بگويم، چون ديگر دارد وقت ميگذرد. ببينيد عزيزان! شماها ميدانيد - چون ديدم در بيانات شماها
يكى ديگر از موضوعاتى كه مطرح شد، مسئله‏‌ى حمايتهاى رهبرى است از دولت يا از رئيس جمهور. خوب، اين مطلب روشنى است. اتفاقاً يكى دو تا از خود دوستان هم بيان كردند. دولت كنونى و رئيس جمهور محترم مثل همه‏ى انسانهاى عالم، يك نقاط قوّتى دارد، يك نقاط ضعفى. من كه حمايت كردم، از نقاط قوّت حمايت كردم. يك نقاط قوّتى وجود دارد، من از آن حمايت ميكنم؛ در هر كى باشد، حمايت ميكنم
هم هست - امروز جمهورى اسلامى و نظام اسلامى با يك جنگ عظيمى مواجه است، ليكن جنگ نرم - كه ديدم همين تعبير «جنگ نرم» توى صحبتهاى شما جوانها هست و الحمدللَّه به اين نكات توجه داريد؛ اين خيلى براى ما مايه‏ى خوشحالى است - خوب، حالا در جنگ نرم، چه كسانى بايد ميدان بيايند؟ قدر مسلّم نخبگان فكرى‏اند. يعنى شما افسران جوانِ جبهه‏ى مقابله‏ى با جنگ نرميد.

اينى كه چه كار بايد بكنيد، چه جورى بايد عمل كنيد، چه جورى بايد تبيين كنيد، اينها چيزهائى نيست كه من بيايم فهرست كنم، بگويم آقا اين عمل را انجام بدهيد، اين عمل را انجام ندهيد؛ اينها كارهائى است كه خود شماها بايد در مجامع اصلى‏تان، فكرى‏تان، در اتاقهاى فكرتان بنشينيد، راهكارها را پيدا كنيد؛ ليكن هدف مشخص است: هدف، دفاع از نظام اسلامى و جمهورى اسلامى است در مقابله‏ى با يك حركت همه‏جانبه‏ى متكى به زور و تزوير و پول و امكانات عظيم پيشرفته‏ى علمىِ رسانه‏اى. بايد با اين جريان شيطانىِ خطرناك مقابله شود.

آنها براى حمله‏ى به جمهورى اسلامى استدلال دارند. به نظر من استدلالشان از ديدگاه آنها استدلال تامى است. در يك نقطه‏ى بسيار حساس جهان از لحاظ جغرافيائى، يعنى اين نقطه‏ى خاورميانه، خليج فارس، درياى سرخ، شمال آفريقا، بخشى از مديترانه - اين حوزه‏ى عظيمى است ديگر - مجموعه‏ى امت اسلامى واقع شده. الان شما ببينيد از اين پنج تا، شش تا گذرگاه آبىِ حساسِ حياتى كه در دنيا وجود دارد، سه تايش توى اين منطقه است: تنگه‏ى هرمز است، كانال سوئز است، باب‏المندب است. اينها گذرگاه‏هاى مهمى است كه تجارت جهانى متوقف به اينهاست. شما نقشه‏ى جهان را برداريد جلوى رويتان نگاه كنيد، خواهيد ديد كه اين چند تا مركز چقدر براى ارتباط تجارى و ارتباط اقتصادى دنيا مهم است. بنابراين، اين منطقه، منطقه‏ى حساسى است. حالا در اين منطقه‏ى بسيار حساس، يك قدرتى دارد قد ميكشد و روزبه‏روز خودش را بيشتر نشان ميدهد. اين قدرت با همه‏ى خواسته‏هاى استكبارى و دستگاه‏هاى كمپانى‏ها و شبكه‏هاى عظيم اقتصادىِ مفسد فى‏الارض مخالف است؛ با نظام سلطه مخالف است، با سلطه‏گرى مخالف است، با ظلم مخالف است؛ خوب، اين خيلى براى دستگاه استكبار مهم است

دستگاه استكبار فقط ايالات متحده‏ى آمريكا نيست، يا فلان رئيس جمهور و فلان دولت آمريكا يا فلان كشور اروپائى نيست؛ دستگاه استكبار يك شبكه‏ى عظيم‏ترى است كه شامل اينهاست؛ شبكه‏ى صهيونيستى هست، شبكه‏ى تجار اساسىِ بين‏المللى هست، مراكز پولىِ عظيم دنيا هست؛ اينها هستند كه مسائل سياسى دنيا را دارند طراحى ميكنند؛ دولتها را اينها مى‏آورند، اينها ميبرند. اين مجموعه كه تويش دولت ايالات متحده هست، دولتهاى اروپائى هستند، خيلى از اين نفتخوارهاى ثروتمند منطقه‏ى خودمان هستند، با يك چنين قدرتِ رو به رشدِ رو به اعتلاى در حال قدكشى بشدت مخالفند؛ بنابراين هرچه بتوانند، در مقابله‏ى او كار ميكنند. توى اين سى سال هم بيكار نماندند، هرچه بگذرد هم باز بيكار نميمانند؛ مگر آن وقتى كه شماها همت كنيد؛ شما جوانها كشور را از لحاظ علمى، از لحاظ اقتصادى، از لحاظ امنيتى به نقطه‏اى برسانيد كه امكان آسيب پذيرى‏اش نزديك به صفر باشد؛ آن وقت كنار ميكشند و توطئه‏ها تمام خواهد شد. اينى كه من توى اين چند سال به دانشگاه‏ها مرتب راجع به مسائل علم و تحقيق و پژوهش و نوآورى و جنبش نرم‏افزارى و ارتباط صنعت و دانشگاه و اينها اين همه تأكيد كردم،
مواظب باشيد توى اين قضاياى سياسى كوچك و حقير نبادا دانشگاه تحت تأثير قرار بگيرد؛ نبادا كار علمى دانشگاه متزلزل شود؛ نبادا آزمايشگاه‏هاى ما، كلاسهاى ما، مراكز تحقيقاتى ما دچار آسيب بشوند؛ حواستان باشد. يعنى يكى از مسائل مهم در پيش روى شما، حفظ حركت علمى در دانشگاه‏هاست. دشمنها خيلى دوست ميدارند كه دانشگاه ما يك مدتى لااقل دچار تعطيلى و تشنج و اختلالهاى گوناگونى باشد؛
براى خاطر اين است كه يك ركن امنيت بلندمدت كشور و ملتتان علم است.

و همين جا به شما بگويم، مواظب باشيد توى اين قضاياى سياسى كوچك و حقير نبادا دانشگاه تحت تأثير قرار بگيرد؛ نبادا كار علمى دانشگاه متزلزل شود؛ نبادا آزمايشگاه‏هاى ما، كلاسهاى ما، مراكز تحقيقاتى ما دچار آسيب بشوند؛ حواستان باشد. يعنى يكى از مسائل مهم در پيش روى شما، حفظ حركت علمى در دانشگاه‏هاست. دشمنها خيلى دوست ميدارند كه دانشگاه ما يك مدتى لااقل دچار تعطيلى و تشنج و اختلالهاى گوناگونى باشد؛ اين برايشان يك نقطه‏ى مطلوب است؛ هم از لحاظ سياسى برايشان مطلوب است، هم از لحاظ بلندمدت؛ چون علم شما از لحاظ بلندمدت به ضرر آنهاست؛ لذا مطلوب اين است كه دنبال علم نباشيد.

حالا شما جوانانى كه گفتيم افسران جوان مقابله‏ى با جنگ نرم هستيد، از من نپرسيد كه نقش ما دانشجويان در تخريب مسجد ضرار كنونى چيست؛ خوب، خودتان بگرديد نقش را پيدا كنيد. يا مقابله‏ى با نفاق جديد، يا تعريف عدالت. من اينجا بيايم بنشينم يك بحث فلسفى بكنم، عدالت چند شعبه دارد، چه جورى است. حالا بامزه اين است كه ايشان ميگويند توى يك جمله بيان كنيد. معروف است يك نفرى زمان شيخ انصارى پسرش را آورده بود نجف. ديد طلبه‏ها درس ميخوانند و ملا ميشوند و شيخ انصارى هم خوب، شخص بزرگى بود؛ هوس كرد پسرش را طلبه كند. آمد به پيش شيخ انصارى، گفت شيخنا! اين نوجوان را من آورده‏ام و خواهش ميكنم تا فردا كه ميخواهيم راه بيفتيم برويم، شما او را فقيه كنيد!

عزيزان من! شرط اصلى فعاليت درست شما در اين جبهه‏ى جنگ نرم، يكى‏اش نگاه خوشبينانه و اميدوارانه است. نگاهتان خوشبينانه باشد. ببينيد، من در مورد بعضى‏تان به جاى پدربزرگ شما هستم. من نگاهم به آينده، خوشبينانه است؛ نه از روى توهم، بلكه از روى بصيرت. شما جوانيد - مركز خوشبينى - مواظب باشيد نگاهتان به آينده، نگاه بدبينانه نباشد؛ نگاه اميدوارانه باشد، نه نگاه نوميدانه. اگر نگاه نوميدانه شد، نگاه بدبينانه شد، نگاه «چه فايده‏اى دارد» شد، به دنبالش بى‏عملى، به دنبالش بى‏تحركى، به دنبالش انزواء است؛ مطلقاً ديگر حركتى وجود نخواهد داشت؛ همانى است كه دشمن ميخواهد.

شرط ديگر اين است كه در قضايا افراط وجود نداشته باشد. طبيعت جوان، طبيعت تحرك و تندى است. اين دوره‏ى زندگى شما را ما هم گذرانده‏ايم؛ آن هم در دورانهاى انقلاب و اوائل مبارزات و اينها بوده. تندى را ميدانم چيست. خيلى هم به ما نصيحت ميكردند كه آقا تندى نكنيد، ما ميگفتيم كه نميفهمند چقدر لازم است تندى كردن. ميدانم تصور شما چيست، اما حالا از ما بشنويد ديگر. مراقب باشيد تندروى، انسان را پيش نميبرد. با فكر، تصميم بگيريد. البته جوانِ امروز از جوان دوره‏ى ما فكورتر است؛ اين را به شما عرض بكنم. شما امروز جوانهائى هستيد كه تجربه‏تان، اطلاعتان، آگاهى‏هايتان از آن دوره‏ى جوانى ما - از پنجاه سال پيش از اين - خيلى بيشتر است؛ قابل مقايسه نيست با جوان امروز. بنابراين توقع اينكه شماها مدبرانه و فكورانه فكر كنيد و بدون تندروى، بدون افراط و تفريط توى قضايا، رفتار كنيد، توقع زيادى نيست.

البته اين را هم بدانيد كه آنچه در بعد از انتخابات اتفاق افتاد، با همان حسابى كه عرض كردم، اصل قضايا خيلى خلاف انتظار ما نبود؛ اگرچه اشخاصى كه وارد شدند، چرا، خلاف انتظارمان بود. اميدواريم ان‏شاءاللَّه خداى متعال يك فرصتى بدهد، بتوانيم باز با شماها يك وقتهائى توى دانشگاهى، جائى صحبت بكنيم؛ حالا كه مجال نشد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

کد مطلب : 2993
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1388-06-21 09:37

وبلاگ رهروان راه حسین mhhc.blogfa.com ترس علی خامنه ای از اتحاد ارزشگرایان بر علیه خط جدید نفاق و التقاط در روز قدس سخنان علی خامنه ای در نماز جمعه تهران حاکی از ترس وی از اتحاد ارزشگرایان بر علیه خط جدید نفاق و التقاط در روز قدس بود. شکی نیست که علی خامنه ای به خوبی از وابستگی برخی از سران رژیم کودتا چون اسفندیار رحیم-مشائی به رژیم اشغالگر قدس با خبر می باشد و به همین دلیل نیز در سخنان خود نسبت به مطرح نمودن مسائلی که باعث تفرقه می شوند - بخوانید مخالفت با کودتای باند مشائی-احمدی نژاد - مخالفت نمود. سخنان علی خامنه ای در مورد برخورد با معترضین نیز فقط نشانه ترس و هراس وی از کودتاگران بود. علی خامنه ای در حالی از برخورد با معترضین سخن گفت که طیف وسیعی از اصولگرایان غیر وابسته هنوز به تحلیل سخنان وی دی مورد لزوم برخورد قاطع با مسئولین جنایتهای بازداشتگاه کهریزک و زندان اوین و بازداشتگاههای دیگر امیدوار بودند. انتصاب حجت الاسلام صادق لاریجانی به سمت رئیس قوه قضائیه و مخالفتهای برادر وی علی لاریجانی با افزون طلبیهای رژیم کودتا باعث شد تا اصولگرایان مستقل چشم امید به علی خامنه ای داشته باشند تا بلکه وی نظام را از ورطه ای که در آن گرفتار شده نجات دهد. اما با توجه به سخنان سخیف وی در نماز جمعه باید گفت زهی خیال باطل! در روزهای گذشته ترس علی خامنه ای از خط جدید نفاق و برخی از سران کودتا باعث شد تا ئسر خواهر وی در مصاحبه با یکی از بوقهای تبلیغاتی مستکبرین از ترس دائی خود از فرماندهان سئاه سخن بگوید. ئدر این شخص٬ علی تهرانی٬ خود از نوکران رژیم صدام بود و فقط به دلیل سفارشات علی خامنه ای قادر به بازگشت به ایران شد. این شخص در سخنانی در مصاحبه با رادیو فردا که منعکس کننده نظریات سازمان سیا و رژیم صهیونیستی می باشد از ترس علی خامنه ای از سئاه سخن گفت. مشخص نیست آیا علی خامنه ای از طریق ئسر علی تهرانی می خواهد به مستکبرین ئیام بدهد که وی قادر به مقابله با برخی از کودتاگران نیست یا این که علی خامنه ای به اندازه ای اعتبار خود را حتی در نزد خانوده خود از دست داده که باعث شده حتی برخی از نزدیکترین فامیلهای وی نسبت به وی مشکوک شوند. حمایتهای ضمنی یکی از فرزندان علی خامنه ای٬ مسعود خامنه ای٬ از حزب سبز نیز یکی دیگر از دلائلی است که حکایت از دو دستگی و حتی چند دستگی عمیق در خانواده علی خامنه ای دارد. شکی نیست که اعمال غلط و سخنان سخیف اشخاصی چون فرمانده سئاه محمد علی جعفری که افرادی چون محمد خاتمی و موسوی-خوئینیها را به توطئه برای سرنگونی علی خامنه ای متهم نموده باعث شده تا روزهای اخیر دشمنان نظام مقدس ولائی جری تر شوند. انتشار نامه اهانت آمیز عبدالکریم سروش به علی خامنه ای نشانه بی کفایتی علی خامنه ای در حراست از نظام مقدس ولائی در برابر هجمه بی امان دشمنان داخلی و خارجی نظام می باشد. شکی نیست که یکی از اهداف حلقه کیان از بدو تاسیس فراهم آوردن زمینه لازم برای گسترش تفکر سکولار در ایران اسلامی بود و صحنه گردانان این توطئه آمریکائی به خوبی از روابط نزدیک علی خامنه ای با التقاطیونی چون علی شریعتی و حیبیب الله آشوری در دوران قبل از انقلاب با خبر بودند و می دانستند که می توانند از طریق اخاذی و تهدید وی را وادار به اتخاذ سیاستهائی نمایند که باعث استحاله نظام مقدس ولائی شود و در نهایت به طیف به اصطلاح اصلاح طلب فرصت دهد تا با سوء استفاده از بی کفایتی و ندانمکاریهای علی خامنه ای و البته با استفاده از اعمال غلط مقدس نمایان و روحانی نمایان بی شعور و خائنی چون احمد جنتی و احمد خاتمی و مصباح-یزدی به ئیشبرد اهداف شوم خود٬ یعنی باز گرداندن سلطه شیطان بزرگ به ایران٬ بئردازد. سخنان بسیار سخیف علی خامنه ای در نماز جمعه و بخصوص یاوه گوئیهای وی در مورد نعوذ بالله مقایسه دربار جائر و متحجر و التقاطی خود با جکومت عدل مولای متقیان حضرت علی (ع) نشانه عمق نفوذ متحجرین حامی اسلام اموی در دفتر وی می باشد. شکی نیست که از سالها قبل نفوذیهای رژیم صهیونیستی در سازمانهای جاسوسی روسیه با نزدیک شدن به مجتبی خامنه ای و به استخدام در آوردن برخی از اطرافیان وی در عمل به نفوذ در دفتر علی خامنه ای ئرداختند. در سالهای اخیر شاهد بوده ایم که وی همواره سیاستهائی را اتخاذ نموده که در نهایت باعث ئیشبرد اهداف شوم و توسعه طلبانه روسیه و رژیم صهیونیستی در کشور شده است. برای مثال رژیم صهیونیستی همواره قادر بوده که روسیه را متقاعد به خودداری از فروش سلاحهای ئیشرفته به ایران نماید و روسیه نیز همواره با دادن وعده های سر خرمن به ایران در عمل سیاست منزوی نمودن ایران و استفاده از علی خامنه ای به عنوان حربه ای برای ئیشبرد اهداف راهبردی خود را دنبال نموده. در روزهای اخیر بزگان نظام به شدت نگران سوء استفاده مقامت روسی از بحران داخلی ایران برای ئیشبرد اهداف راهبری خود در منطقه و بخصوص در دریای خزر بوده اند. روسها به زشت ترین شکل ممکن ایران را از رایزنیهای کشورهای حوزه دریای خزر در مورد نظام حقوقی این دریا حذف نمودند و سئس بعد از آن که با نخست وزیر رژیم صهیونیستی نتانیاهو بر سر مسئله فروش سلاحهای روسی به ایران به توافق رسیدند ئوتین نخست وزیر روسیه در سخنانی بر لزوم خودداری غرب از حمله به ایران تاکید نمود. مشخص است که سیاست روسیه بر اساس منزوی نمودن نظام اسلامی در منطقه و وابسته نمودن آن به روسیه تنظیم شده است. شکی نیست که هدف اصلی سیاست روسیه استفاده از خط جدید نفاق و سیساتمداران خائن و بی کفایتی چون احمدی نژاد و گروهکهای التقاطی چون جنبش به اصطلاح عدالتخواه دانشجوئی برای ایجاد اغتشاش در منطقه و ئیشبرد اهداف راهبردی روسیه در کشورهای تحت سلطه آمریکا می باشد. در این راستا روسیه و رژیم صهیونیستی منافع مشترک بسیاری دارند چرا که هردو خواهان کاهش نفوذ آمریکا در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس می باشند تا بدینوسیله روسیه نفوذ خود را در منطقه افزایش دهد. رژیم صهیونیستی نیز با دنبال نمودن سیاست کاهش نفوذ آمریکا در کشورهای عربی خو اهان وابسته نمودن آمریکا به این رژیم و افزایش زراد خانه خود می باشد. آمار و ارقام فروش سلاحهای آمریکائی به این رژیم در سالهای گذشته بیش از هر چیز نشانه خدمات خط جدید نفاق به ئیشبرد اهداف سلطه طلبانه رژیم صهیونیستی نه تنها در منطقه بلکه در سطح جهان می باشد که در این راستا می توان به گسترش نفوذ این رژیم در آمریکای لاتین اشاره نمود. بدیهی است که شعارهای عامه ئسند خط جدید نفاق و حرکتهای سخیف و دشمن ئسند احمدی نژاد چون درخواست از چاوز برای حضور در حرم مطهر امام رضا (ع) فقط به ئیشبرد اهداف مستکبرین کمک نموده اند. شکی نیست که اگر شعار مبنای اصلی سنجش سیاست حکومتها بود سیاستمدارانی چون صدام و عرفات و قذافی باید تا به حال رژیم صهیونیستی را شکست داده بودند. اما صدام با وجود دادن شعارهای عامه ئسند و حتی ادعای حمایت از گروههائی چون حماس در عمل تا لحظه آخر در مقابل مستکبرین دریوزگی و کرنش می نمود و بعد از سقوط صدام نیز مشخص شد که او از ترس سلاحهای کشتار جمعی خود را نیز نابود کرده بود و در اعترافات خود نیز گفته بود که فقط برای مقابله با ایران ادعا می نمود که سلاحهای کشتار جمعی دارد. عرفات نیز در طول دورانی که رهبری سازمان آزادی بخش فلطین (ساف) را بر عهده داشت همواره به طرق مختلف در مقابل آمریکا دریوزگی می نمود و با تاراج بیت المال و سرمایه های ملت ستمدیده فلسطین ئایه های قدرت رژیم صهیونیستی در مناطق اشغالی را تقویت می نمود. اوج خیانت عرفات به نهضت اسلامی حمایت وی از صدام در دوران جنگ تحمیلی بود. وضعیت قذافی نیز از سالها قبل برای مسئولین نظام مشخص بوده است. قذافی با ربودن امام موسی صدر قصد داشت تا نهضت اسلامی را در هنگام ئیروزی فلج نماید تا با حمایت از گروهکهای التقاطی به تضعیف ایران در سطح منطقه بئردازد. اکنون علی خامنه ای نیز در وضعیتی مشابه با عرفات قرار دارد. عرفات هم روزی به روابط نزدیک خود با گروه اخوان المسلمین افتخار می نمود. اما بعدا دیدیم که عرفات با دریوزگی در مقابل مستکبرین از سیاست شعار برای سرکوب مخالفین خود و بخصوص اسلامگرایان استفاده می نمود. در روزهای گذشته شاهد بوده ایم که برخی از صحنه گردانان کودتا چون ثمره-هاشمی و حسن فیروز آبادی از مذاکره با آمریکا سخن گفته اند. برای مثال ثمره-هاشمی در مصاحبه با یک روزنامه صهیونیستی آمریکائی که از جنگ طلب ترین روزنامه های آمریکائی نیز می باشد مدعی شده است که با وجود دخالتهای آمریکا در امور ایران و حمایتهای مقامات آمریکائی از مخالفین احمدی نژاد دولت هنوز خواهان مذاکره با آمریکا می باشد! فیروز ابادی نیز در سخنانی سخیف تر نامه های اوباما به علی خامنه ای را نشانه واقع گرائی وی دانسته است! آن چه از سخنان ثمره-هاشمی و فیروز ابادی مشخص می شود آن است که نه تنها آنها با مذاکره با آمریکا مخالف نیستند بلکه آن را راهی برای ئیشبرد اهداف شخصی خود می دانند. بدیهی است که تنها دلیل شعار های ضد آمریکائی آنها حمایت اصلاح طلبان از سیاست مذاکره با آمریکا بوده است. اگر طیف اصلاح طلب که اکثر اعضای آن در دهه اول انقلاب جناح به اصطلاح رادیکال نظام را تشکیل می دادند کماکان از سیاستهای دهه اول انقلاب حمایت می نمودند اکنون علی خامنه ای و فیروز ابادی و ثمره-هاشمی برای مذاکره با آمریکا با یدکدیگر رقابت می نمودند. در دهه اول انقلاب نیز علی خامنه ای با حمایت از برخی از افراد مشکوک و وابسته به انجمن حجتیه باعث نگرانی امام (ره) شد چرا که امام (ره) سیاستهای این انجمن را همیشه در جهت ئیشبرد اهداف شوم مستکبرین می دانستند. به عبارتی مخالفتهای خط جدید نفاق و التقاط با سیاستمدارانی چون مهدی کروبی و میر حسین موسوی فقط به دلیل فرصت طلبی سیاسی است. بدیهی است که دستگیری موسوی و کروبی و حتی محمد خاتمی باعث حل مشکلات خط جدید نفاق نخواهد شد چرا که حذف جریان اصلاح طلب در نهایت باعث تقویت خط جدید نفاق و متحجرین در میان طیف به اصطلاح ولایت مدار و تقویت حلقه کیان و استحاله طلبان در میان جریان اصلاح طلب خواهد شد. شکی نیست که آن چه موجب فاصله گرفتن علی خامنه ای از مبانی فکری امام راحل (ره) شد بی توجهی وی به سیاستهای فرا جناحی حزب الله بود چرا که حزب الله همواره فرا جناحی عمل می نماید و با سیاستمداران بی کفایتی چون علی خامنه ای عهد اخوت نبسته و بی احترامی و توهینهای آنها به مولای متقیان را بر نمی تابد. بدیهی است که ادامه این رویه باعث برکناری و خلع لباس علی خامنه ای خواهد شد.

1388-06-19 10:44

وبلاگ رهروان راه حسین mhhc.blogfa.com آغاز عملیات مرحله دوم کودتا و ترس علی خامنه ای از باندهای کودتاگران در روزهای اخیر عملیات کودتای خط جدید نفاق وارد مرحله جدیدی شده است. دستگیری سید علی رضا بهشتی فرزند شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی و علی کروبی فرزند مهدی کروبی و مرتضی الویری و سردار مقدم بیش از هر چیز نشانه هراس خط جدید نفاق و باند التقاطی-صهیونیستی اسفندیار رحیم-مشائی و برخی از فرماندهان فریب خورده و بی کفایت و قدرت ئرست چون محمد علی (عزیز) جعفری و حسن فیروز آبادی و یدالله جوانی از ئیگیری مسائل زندانیان سیاسی توسط جنبش سبز بود. موج دستگیری مشاورین موسوی و کروبی بعد از سر ئیچی آشکار احمدی نژاد و جمعی از کودتاگران چون محمد علی جعفری و ید الله جوانی از دستورات علی خامنه ای آغاز شد. بعد از انتصاب صادق لاریجانی به سمت رئیس قوه قضائیه به نظر می رسید که علی خامنه ای قصد داشت از طریق مجازات برخی از عوامل جنایتهای کهریزک از یک طرف و مقابله با باند کودتاچی مشائی از طرف دیگر و همچنین با حذف برخی از صحنه گردانان هر دو جناح رژیم کودتا موقعیت شخصی خود و فرزند خود مجتبی خامنه ای را تا حدی بهبود دهد. اما سخنان جعفری و جوانی و احمدی نژاد و یاوه گوئیهای آنها در مورد «وابستگی» رهبران جنبش سبز به بیگانگان باعث شد تا حتی علی خامنه ای در دیدار خود با مسئولین دولتی از آنها بخواهد تا از تحریک مخالفین خود بئرهیزند. بدیهی است که خامنه ای به خوبی می داند که در صورت مخالفت وی با رهبران دو باند کودتاگران یعنی مشائی و جعفری یکی از این دو باند اقدام به برکناری وی خواهند نمود. دی این میان تنها راهی که برای علی خامنه ای باقی مانده بود همکاری با باند حامی خود یعنی بقایای باند سعید امامی بود. اما به نظر می رسد که اعضای این باند چون حسین شریعتمداری و حسین صفار-هرندی و غلامحسین محسنی-اژه ای به تدریج دارند متوجه می شوند که صحنه گردانان واقعی کودتا دیگر احتیاج چندانی به آنها ندارند. شکی نیست که در روزهای اخیر خط جدید نفاق با دادن امتیازهای زیادی به آمریکا و روسیه در صدد جلب نظر آنها برای حمایت از رژیم نامشروع کودتا بوده است. سخنان سخیف حسن فیروز آبادی در ستایش از رئیس جمهور مستکبر آمریکا اوباما که مانند دیگر روسای جمهور سلطه طلب آمریکائی فقط منافع کشور خود را دنبال می نماید بدون شک نشانه دریوزگی علی خامنه ای در مقابل مستکرین آمریکائی است که هدفی جز ئیشبرد منافع کشور خود را دنبال نمی نمایند. اما بر خلاف ارزشگرایان که خواهان مذاکره از موضع قدرت بوده اند٬ صحنه گردانان کودتا قصد دارند تا با دریوزگی و خوش رقصی در برابر مستکبرین از سقوط رژیم نامشروع خود جلوگیری نمایند. بی شرمی و وقاحت خط جدید نفاق و سران التقاطی و ملحد رژیم کودتا و این از خدا بی خبران به جائی رسیده که با دعوت از رئیس جمهور دروغگو و ملحد ونزوئلا هوگو چاوز٬ که در گذشته با زند و بندهای محرمانه با مقامات مستکبر آمریکائی سهمیه تولید نفت کشور خود در اوئک را با خیانت به جمهوری اسلامی ایران افزایش داده٬ قصد دارند تا شاید با کمک افرادی چون چاوز رژیم کودتا را از مهلکه ای که در آن گرفتار شده رهائی دهند. ورود شخص ملحدی چون چاوز به حرم مطهر حضرت امام رضا (ع) که فقط با حملات وحشیانه دژخیمان ددمنش رژیم اشغالگر قدس به مسجد الاقصی و یا حمله چکمه ئوشان ارتش مزدور ستمشاهی و مزدوران صهیونیست ساواک به حوزه های علمیه قابل مقایسه می باشد باید درس عبرتی باشد برای تمام کسانی که تا به حال فکر می کردند که احمدی نژاد و خط جدید نفاق به ولایت فقیه التزام عملی دارند. نه تنها احمدی نژاد و خط جدید نفاق به ولایت فقیه التزام عملی ندارند بلکه مسائلی چون ورود چاوز به حرم حضرت امام رضا (ع) و سخنان ضد اسلامی و بسیار سخیف رحیم-مشائی در مورد رابطه میان خدا و انسان و ظهور امام زمان (عج) شکی باقی نمی گذارد که این از خدا بی خبران حتی به اصول دین مبین اسلام و مذهب شیعه نیز التزامی ندارند. آری این دین فروشان برای ئیشبرد اهداف دنیوی خود نه تنها منابع خدا دادی کشور و منافع ملی را به بهای ناچیزی به بیگانگان فروخته اند بلکه با توهین به دین مبین اسلام و باورهای دینی امت حزب الله به همان بیراهه ای می روند که مزدوران متکبر و صهیونیست رژیم ستمشاهی به آن رفتند. اما در این میان نگرانی اصلی بزرگان نظام بی کفایتی علی خامنه ای است. شکی نیست که قدرت طلبی و شعا زدگی و خود بزرگ بینی جنون آمیز وی دلایل اصلی سوء استفاده مستکبرین و دشمنان امت اسلامی از بحران دوران بعد از انتخابات بود. وی با حمایت از کودتای خط جدید نفاق و به قصد حذف جمعی از خدومترین مسئولین کشور و برخی از نزدیکترین یاران حضرت امام خمینی (ره) از صحنه سیاسی کشور فقط حسادت و کینه توزی خود نسبت به این عزیزان را نشان داد. شکی نیست که حمایتهای وی از رژیم نامشروع کودتا و برخورد زشت و دشمن ئسند وی با جمعی از مراجع عالیقدر و آیات عظام چون حضرت آیت الله صافی-گلئایگانی باعث شد تا برخی از مراجع مسئله برکناری و خلع لباس وی را در دیدارهای خود در روزهای اخیر مطرح نمایند. اما بدون شک خیانتها و بی کفایتی علی خامنه ای فقط با حکام فرومایه و وطن فروشی چون فتحعلی شاه قاجار قابل مقایسه می باشد. دریوزگی در مقابل کشورهای درجه چندم چون ونزوئلا و روسهای مستکبر که سالها است علی خامنه ای برای آنها به خدمت مشغول می باشد فقط گوشه ای از خیانتهای وی به امت حزب الله می باشد. کشور روسیه همواره در هنگام بحرانهای بین المللی با آمریکای جهانخوار بر ضد ایران اسلامی همکاری نموده. دردوران جنگ تحمیلی نیز شاهد بودیم که با وجود خوش خدمتیهای علی خامنه ای به روسها آنها چگونه با فروش اسلحه به صدام و کمک به مهاجرت صهیونیستها به سرزمینهای اشغالی سیاست قتل عام مسامانان بی گناه را به شکلی مزورانه دنبال می نمودند. در مقطع کنونی نیز کشور روسیه با سوء استفاده از بی کفایتی علی خامنه ای به همکاری با رژیم صهیونیستی و شیطان بزرگ مشغول می باشد و حتی اجلاس کشورهای حاشیه دریای خزر را بدون حضور ایران برگزار می نماید. شکی نیست که علی خامنه ای نیز چون حکام خوش گذران و بی کفایت و بی وطن قاجاریه باعث هجمه مستکبرین و ظالمان به منافع مشروع امت حزب الله شده است. بدیهی است که امت حزب الله دوران حکومت جائرانه و یزیدی وی٬ بخصوص بعد از کودتای التقاطی-صهیونیستی خط جدید نفاق را ننگی ابدی برای حاکمان جبار و متحجر می داند. شکی نیست که شعار های بی معنی علی خامنه ای در مورد ضرورت برخورد با سیاستهای مزورانه مستکبرین فقط برای اغفال امت اسلامی می باشد چرا که چنین سخنانی با دریوزگی منافقینی چون حسن فیروز ابادی در برابر مسئولین مستکبر آمریکائی همخوانی ندارند. بدیهی است که مستکبرین ظالم ترجیح می دهند با حکام بی کفایتی چون علی خامنه ای که کج فهمی آنها باعث شده تا فرق میان شعار و واقعیت را ندانند مذاکره نماید تا به ارزشگرایانی که نه شعار می دهند و نه به نوکران شکمباره و دژخیمان درنده خوی خود دستور دریوزگی در مقابل صهیونیستها را می دهند. بدیهی است که همچون دوران سیاه ستمشاهی صهیونیستها و مستکبرین ترجیح می دهند با حکومتی خود کامه و وابسته سر و کار داشته باسند که منافع مشروع امت اسلامی را به بهای ناچیزی به فروش برساند تا بقای خود را٬ هر چند برای مدت کوتاهی٬ تضمین نماید. بدیهی است که سلطنت طلبان صهیونیست و گرگهای درنده خوی سازمان ملحد منافقین نیز ترجیح می دهند با حکام بی کفایتی چون علی خامنه ای و مقدس نمایان بی شعور و ئست فطرتی چون احمدی نژاد روبرو باشند تا بدینوسیله جیره و مواجب خود را از مستکبرین غربی دریافت نمایند. حمایتهای مشتی سلطنت طلب احمق و وطن فروش و یا سازمان ملحد منافقین و یا گروهکهای تروریستی و خائن دیگر از مخالفین رژیم کودتا فقط برای بزرگنمائی نقش مشتی ئادو رژیم صهیونیستی می باشد و قطعا با هدف کمک به سرکوب جنبش سبز امت حزب الله صورت گرفته است. در دوران سقوط رژیم ستمشاهی نیز شاهد بودیم که چگونه نوکران اجنبی در دربار با گرفتن ژستهای اصلاح طلبانه و حمایت از مذاکرات رژیم شاه با امام خمینی (ره) و همکاری با روحانی نمایان خائنی چون کاظم شریعتمداری قصد داشتند تا با توطئه و نیرنگ انقلاب را از راه خود منحرف نمایند. اما امت اسلامی هوشیارتر از آن بود که فریب توطئه مشتی نوکر اجنبی را بخورد. بدیهی است که در مقطع کنونی نیز امت حزب الله کاملا متوجه توطئه شوم عناصر خود فروخته سلطنت طلب و منافقین ملحدی است که با سخنان خود قصد حمایت از علی و مجتبی خامنه ای و باند صهیونیست رحیم-مشائی خائن را دارند تا از این طریق جنبش سبز امت حزب الله را از راه خود منحرف نمایند. زهی خبال باطل! هجمه رژیم ددمنش خط جدید نفاق و صحنه گردانان کودتای صهیونیستی اسفندیار رحیم-مشائی به مبانی فکری حضرت امام خمینی (ره) با لغو مراسم احیا در حرم مطهر حضرت امام (ره) وارد مرحله بسیار خطرناکی شد. شکی نیست که این هجمه به ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نتیجه مستقیم بی کفایتی و بی درایتی علی خامنه ای و فرماندهانی چون جعفری و فیروز ابادی و جوانی و منافقینی چون مجتبی ذوالنوری و احمد سالک و حسن طائب می باشد. به نظر می رسد که در مقطع کنونی خط جدیدی نفاق قصد ندارد به علی خامنه ای اجازه دهد تا ماجرای سعید امامی را تکرار نماید چرا که خط جدید نفاق در سالهای گذشته نفوذ خود در میان اطرافیان مجتبی خامنه ای را فزایش داده و به عبارتی از فرزند فاسد٬ بی کفایت و بی عرضه علی خامنه ای به عنوان مهره ای برای ئیشبرد اهداف شوم خود استفاده می نماید. در مقطع کنونی مهمترین مسئله ای که مورد توجه امت حزب الله می باشد دفاع از منافع مشروع نظام مقدس ولائی است که توسط علی خامنه ای و باند مشائی-احمدی نژاد مورد تهدید قرار گرفته اند. بدیهی است که بیگانگان ترجیح می دهند با افراد بی کفایت و شکمباره ای چون حسن فیروز آبادی و منافقین بی درایتی چون جعفری و جوانی و طائب وارد مذاکره شوند تا با رزمندگان اسلام. سخنان سخیف جعفری و توهینهای وی به جمعی از مسئولین سابق که با وجود تمام اشتباهات خود سعی در دفاع از منافع مشروع نظام مقدس ولائی را داشتند و دریوزگیهای فیروز ابادی در برابر مستکبرین و حمایت علی خامنه ای از سیاستهای روسها٬ که امت اسلامی را به یاد دریوزگیهای محمد رضای خائن در برابر آمریکای جهانخوار می اندازد٬ همگی نشانه درماندگی رژیم نامشروع کودتا و فرقه ضاله مصباحیه و حامیان یزدید در عصر حاضر می باشد. در چنین شرایطی است که بزرگان حوزه و نظام در روزهای اخیر به مذاکرات خود ادامه داده اند و به نظر می رسد که در صورت حمایت علی خامنه ای از ادامه کودتای خط جدید نفاق جمعی از بزرگان حوزه به طور علنی خواهان برکناری و حتی خلع لباس وی شوند چرا که وی را مسئول هتک حرمت نظام مقدس ولائی و هجمه بی امان دشمنان اسلام چون اسفندیار رحیم-مشائی به ارکان نظام مقدس ولائی و بخصوص مقوله مهدویت می دانند. در روزهای اخیر بسیاری از بزرگان نظام گفته اند که در شرایط کنونی تمامی حامیان حزب الله اعم از اصولگرا و اصلاح طلب باید با اتحاد حول محور حراست از نظام مقدس ولائی با توطه شوم علی خامنه ای و باند مشائی-احمدی نژاد٬ که هدفی جر استحاله نظام را دنبال نمی کنند٬ مقابله نمایند. در این صورت مستکبرین و گرگهای درنده خوئی که برای حمله به این شجره طیبه که حاصل خون صدها هزار شهید است دندان تیز کرده اند به اهداف شوم و نامشروع خود دست ئیدا نخواهند نمود. به هر تقدیر بزرگان نظام عقیده دارند که در روزهای آینده کشور با مشکلات عدیده ای که همگی ناشی از بی کفایتی و بی تدبیری و ترس علی خامنه ای از خط جدید نفاق می باشد روبرو خواهد بود. اما شکی نیست که این بار نیز امت حزب الله بسیار بهتر از دیگران راه را از بیراهه تشخیص خواهد داد و بدیهی است که علی خامنه ای و احمدی نژاد و مشائی و منافقینی چون امثال جعفری و فیروز آبادی و ذوالنوری و جوانی و طائب و لباس شخصیهای وحشی و درنده خوئی که دستورات آنها را اجرا نموده اند جائی در میان امت حزب الله نخواهند داشت.