امروز يكشنبه 16 بهمن 1390
Sunday 5 February 2012
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

مقاله ای از "جاناتان استیل" در روزنامه گاردین؛

اوباما باید پایان «جنگ علیه ترور» را اعلام کند

مرجع : عدالتخانه 20 آبان 1387 ساعت 19:29
اوباما، علیرغم مرجح دانستن گفتگو با ایران، حکومت ایران را "رژیم" می نامد، و ایران را "یک تهدید برای همه ما" می خواند. او همچنین، اعمال تحریم علیه ایران، تا زمانی که این کشور برنامه غنی سازی اورانیوم خود را به تعلیق در نیاورد را مجاز می داند، اگر چه او عملیات نظامی علیه این کشور را منتفی می داند.
اوباما باید پایان «جنگ علیه ترور» را اعلام کند

عدالتخانه - گروه زبان های خارجی
گاردین - جاناتان استیل
برگردان: سیما هنربخش

روز شادمانی انتخاب اوباما، روز وحشت آوری دیگری نیز بود. هنگامی که رای دهندگان آمریکائی به اوباما، مردی که بر اساس نظر سنجی ها تقریبا در تمامی کشورها از محبوبیت ویژه ای برخوردار بود رای خود را می دادند، ارثیه شوم بوش در جدیدترین حمله هوایی آمریکا در افغانستان باعث کشته شدن 23 کودک و 10 زن شد. جنگ افغانستان، جنگ شکست خورده ای علیه ترور می باشد که تنها سبب شده است که اوضاع تروریستی بدتری بوجود آید. در همین ایام در عراق، انفجارها با عث کشته شدن 13 نفر شد. موضع اوباما در مخالفت با جنگ عراق، علیرغم اینکه بحران اقتصادی [آمریکا] پیروزی او را قطعی کرد، بستری برای پیروزی وی گشت. اکنون او می بایستی به وعده های خود مبنی بر خروج نیروها از عراق عمل نماید. 

در مورد ایران، که یکی از سه مساله حاد در سیاست خارجی او خواهد بود، خط او از مک کین، کاملا مجزا بود. در مقابل شعار جمهوری خواهان: "بمب، بمب، بمب ایران"، اوباما پیشنهاد دیالوگ و گفتگو را مطرح ساخت. درباره این کشمکش ها -افغانستان، عراق و ایران- موضع اوباما همچنان از مواضع بوش و مک کین قابل قبول تر است. طی سالهای اخیر، هر دو "حزب جمهوریخواه" (نماد قرن کهنه) بعنوان حزب رئالیست و "حزب دموکرات" بعنوان حزب ایدئولوگ ها، بوسیله نئوکان ها (جناحی از جمهوریخواهان-م)

اوباما بر این اصرار می ورزد که "بوش با تمركز بيش از حد بر مساله عراق، از موضوع اصلی که افغانستان بود، منحرف شده است، مساله ای که می بایستی هدف اصلی كشور باشد و اگر اسامه بن لادن در پاکستان است، می بایستی آن نقطه بمباران شود." این یک بن بست است.
زیر و رو شده اند. بوش دولتی از جنگجویان صلیبی را رهبری نمود و بدین سان کشور را به سوی فاجعه هدایت کرد. اینک اوباما بازگشت به ديپلماسی سنتی را پیشنهاد می دهد. 

موقعیت او سرشار از تناقضات است. در حالی که غرائضش مبتنی بر احتیاط و عملگرایی است، اما با "جنگ علیه ترور" کنار نیامد. در عوض او بر این اصرار می ورزد که "بوش با تمركز بيش از حد بر مساله عراق، از موضوع اصلی که افغانستان بود، منحرف شده است، مساله ای که می بایستی هدف اصلی كشور باشد و اگر اسامه بن لادن در پاکستان است، می بایستی آن نقطه بمباران شود." این یک بن بست است.

اگر مهم‌ترين اقدامي كه اوباما باید فوری آنرا انجام دهد، بستن سریع زندان گوانتانامو باشد، اقدام ديگرش بايد اعلام پايان "جنگ عليه ترور" باشد. اوباما بايد بپذیرد که تروريسم يك تكنيك است و يك ايدئولوژی نيست. غرب با هيچ دشمن جهانی و يا هيچ گونه توطئه اسلامی فاشیستی روبرو نيست. بحران‌های خارجی می بایستی مورد به مورد حل شوند. ریشه این بحران ها در بستری از تنش های محلی، مصائب اجتماعی، نابرابری های اقتصادی، بیکاری، کمبود مواد غذایی و آشامیدنی و تعصبات فرهنگی نهفته است. 

در مورد افغانستان بايد موضوع طالبان از القاعده جدا شود. اگر بنیادگرایان از این ایدئولوژی و یا آن مذهب قصد سوء استفاده را دارند، آنها فقط می توانند بطور جزئی خدشه ای وارد نمایند، نمی بایستی با حساسیت بیش از حد در برخورد با آنها، به دست آنان حربه داد. در افغانستان تفاوت موضوع طالبان از القاعده را می بایستی تمیز داد. بر همين اساس سياست جديد ناتو جهت گفتگو با طالبان بايد گسترش يابد تا نيروهای خارجی بتوانند از جنوب افغانستان خارج شوند. این رویکرد، بايد به گونه‌ای باشد كه بتوان نيروها را از افغانستان خارج نمود، نه اينكه نيروهای بيشتری به اين كشور گسیل شود. حملات هوايی مکرر تنها باعث خشم مردم خواهد شد و مقاومت پشتون‌ها را كه پایگاه حمايتی طالبان
اگر مهم‌ترين اقدامي كه اوباما باید فوری آنرا انجام دهد، بستن سریع زندان گوانتانامو باشد، اقدام ديگرش بايد اعلام پايان "جنگ عليه ترور" باشد. اوباما بايد بپذیرد که تروريسم يك تكنيك است و يك ايدئولوژی نيست. غرب با هيچ دشمن جهانی و يا هيچ گونه توطئه اسلامی فاشیستی روبرو نيست.
را تشکیل می دهند، افزايش خواهد یافت. به همين نحو در پاکستان، اوباما می بایستی روابط مستحكم‌تری را با دولت جديد اين كشور ايجاد كند و برای توسعه و پیشرفت در استان مرزی شمال‌ غرب اين كشور بودجه لازم را در اختيار اسلام‌آباد قرار دهد. سياستمداران پاكستانی می بایستی همكاری با مسئولان قبایل را پذیرا باشند.

در مورد مساله عراق، تناقضات در مرکز سياست اوباما بر طرح‌های او جهت حفظ «نيروی باقيمانده» متمركز است. وعده او برای خروج تمامی نيروها تا ماه جون 2010 با استقبال اکثریت نمایندگان در پارلمان عراق روبرو خواهد شد، نمایندگانی که تاكنون از پذيرش پيش نويس توافقنامه امنيتی بوش امتناع كرده‌اند و بخشی منتظر پیشنهادات اوباما با ایده احترام بیشتر به استقلال عراق هستند. 

اما منظور اوباما از «نیروی باقیمانده» چیست؟ او می گوید این "نیروی باقیمانده" در پی شکار نیروهای القاعده خواهد بود، در جهت حفظ و حراست از سفارت آمریکا در بغداد عمل می کند و در ضمن نیروهای عراقی را نیز آموزش خواهد داد. مقامات تیم اوباما می گویند که "این نیرو، چیزی در حدود 50000 نفر خواهد بود". حتی اگر مقداری از این نیرو در پایگاهها باقی بمانند و به سختی هم در دیدرس مردم عراق باشند، نمی توان بر این حقیقت چشم پوشی کرد: اشغال همچنان ادامه دارد. اوباما بايد از فرصت خروج نيروهای آمريكایی از عراق با حفظ شان و کرامت آنها استفاده برد. تنها يك خروج همه‌جانبه از اين كشور می‌تواند خشم ناشی از اشغالگری آمريكا در میان اعراب خاورميانه را از بين ببرد

دولت های مصر، اردن و عربستان سعودی با این مساله مخالفت خواهند کرد. آنها به اوباما خواهند گفت که عقب نشینی آمریکا ، اهدای یک پیروزی به مقاومت، ایران و شیعیان در همه نقاط دیگر است. اما خروج نیروهای آمریکایی نیست که به ایران کمک خواهد کرد، بلکه این جنگ بوش بوده که به ایران کمک کرده است، همان زمانی که اختیارات اکثریت جامعه عراق را محدود نمود. بهترین راه برای جلوگیری از رابطه قوی میان
اوباما، علیرغم مرجح دانستن گفتگو با ایران، حکومت ایران را "رژیم" می نامد، و ایران را "یک تهدید برای همه ما" می خواند. او همچنین، اعمال تحریم علیه ایران، تا زمانی که این کشور برنامه غنی سازی اورانیوم خود را به تعلیق در نیاورد را مجاز می داند.
دولت ایران و دولت عراق، که تهدیدی برای آمریکا است، تعهد ایالات متحده آمریکا در شکل دادن به برقراری یک رابطه جدید با ایران است. 

البته، گفتن این مسئله آسانتر از انجام دادنش است. بر حسب تصادف، رای دهندگان آمریکایی اوباما را درست در سالروز اشغال سفارت آمریکا در تهران، به ریاست جمهوری برگزیدند. پس از گذشت 29 سال، هنوز و همچنان رفتار آمریکائیان با احساساتی ناشی از خشم، تحقیر و انتقام در مقابل این عمل جلوه گر می شود. رهبران ایران نیز همچنان نگران، منطقا بر این باورند که بوش قصد «تغییر رژیم» ایران را داشت و سیاست های نرمتر اوباما نیز حاوی همان مقاصد بوش است. آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران در سالگرد اشغال سفارت آمریکا اظهار داشت که عمل گروگانگیری مانند تند بادی "نخوت جهانی" را از جا کَند (صورت مختصر شده کنونی، بجای آمریکا: "شیطان بزرگ"). آیت الله خامنه ای بر این تاکید داشت که آمریکا می بایستی برای تلاش های بوش در جهت ضربه زدن و تضعیف ایران معذرت خواهی نماید. آیت الله خامنه ای با حمله به آنچه که "نقشه چینی های متعدد دولت آمریکا در طول 50 سال گذشته علیه ایران " می نامید، ادامه داد: "آمریکائی ها نه تنها از معذرت خواهی جهت اعمالشان امتناع نمودند، بلکه آنها به برتری طلبی ها خود همچنان ادامه می دهند. ما تنها از هویت، استقلال و شرفمان دفاع می کنیم." 

اوباما، علیرغم مرجح دانستن گفتگو با ایران، حکومت ایران را "رژیم" می نامد، و ایران را "یک تهدید برای همه ما" می خواند. او همچنین، اعمال تحریم علیه ایران، تا زمانی که این کشور برنامه غنی سازی اورانیوم خود را به تعلیق در نیاورد را مجاز می داند، اگر چه او عملیات نظامی علیه این کشور را منتفی می داند. اما ایرانی ها می گویند که اساس و شالوده مصالحه وجود دارد. چالش رو در رو برای اوباما، اینست که به جهانیان نشان دهد تا چه اندازه آماده است که با تهران بعوض یک جنگ بزرگ، از در یک معامله بزرگ درآید.

کد مطلب : 2525
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :