امروز پنجشنبه 20 بهمن 1390
Thursday 9 February 2012
داخلی  »  يادداشت  »  جبهه مقاومت جهانی

مروری روشنگرانه به حوادث قلب آفریقا؛

چه کسی و چرا به جنگ داخلی در کنگـو دامن می زند؟

1 دي 1387 ساعت 14:17
در شرایطی که، غرب هیاهوی شدیدی برای رعایت حقوق بشر در جهان برپا کرده اند و به جنگ داخلی بی پایان در قلب آفریقا چشم می بندد، روی می دهد. چرا؟ زیرا، منافع غرب چنین ایجاب می کند. تنها، کشورهای غربی هستند که از غارت کنگو سود می برند. شرکت های بلژیکی، هلندی، آلمانی، انگلیسی که به این کار مشغولند، تأئید می کنند که، سازمان های اسرائیلی کنترل کننده ۵۰ درصد بازار برلیان جهان، به تجارت غیر قانونی الماس «خونین» مشغولند.
چه کسی و چرا به جنگ داخلی در کنگـو دامن می زند؟

ویچسلاو تتیوکین
روزنامه «سووتسکایا راسیا»
ترجمه: ا. م. شیزلی


«لوران نکوندا» - ژنرال ناتو؟*

علیرغم تشدید بحران مالی جهانی، رقابت بر سر سلطه بر منابع ذی قیمت معدنی بین «بازیگران اصلی» شدت می یابد. «جنگ بر سر منابع طبیعی»، یکی از علل نامرئی حوادث کنونی جمهوری دموکراتیک کنگو بشمار می رود. این حوادث، ظاهرا تصویر کوچکی در کل متن رکود اقتصاد جهانی به نظر می رسد، اما در واقعیت امر، قاطعیت غرب در حفظ تسلط گسترده بر منابع معدنی و مولد انرژی آفریقا را بطور آشکار نمایان می سازد.

چه حوادثی در کنگو روی می دهد؟

در ماه اکتبر سال جاری، یکی از گروه های شورشی تحت نام پرطمطراق «کنگره ملی دفاع خلقی» به سرپرستی ژنرال "لوران نکوندا"، دست به حمله مسلحانه زد و به استثنای شهر "گوما"، مرکز استان "کیوا" تقریبا تمامی اراضی این استان واقع در شرق جمهوری دموکراتیک کنگو را به تصرف خود در آورد. بیش از ٢۵۰ هزار نفر انسان، برای نجات جان خویش، خانه و کاشانه خود را ترک نموده و به جنگ زدگان تبدیل شدند.

خطر بزرگ آتش جنگ داخلی و فاجعه انسانی، واقعیت آشکاری است. اما، سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا عملا از مداخله برای حل این مناقشه، سر باز زدند. در حال حاضر، ۱٧ هزار «کلاه آبی» در جمهوری دموکرتیک کنگو حضور دارند. علیرغم آن، سازمان ملل متحد، حضور دو لشکر خود را برای فرو نشاندن آتش ناکافی می داند. شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز، فقط اعلام نگرانی کرده و خود را برای اعزام ٣ هزار نیروی دیگر به جمهوری دموکراتیک کنگو آماده نمی کند.

از اتحادیه اروپا هم که همیشه در قبال هر حادثه ای که منافع آن را تهدید نماید، شدیدا عکس العمل نشان می دهد، تحرک خاصی دیده نمی شود. مثلا، در قبال حوادث اخیر قفقاز، اتحادیه اروپا هیاهوی خطرناکی به راه انداخته، خطر فاجعه انسانی در گرجستان را علم کرد ولی، برای حل مناقشه کنگو، آمادگی خود را فقط برای ارائه کمک های دیپلوماتیک، بیان داشت. یعنی، برای کمک های لفظی نامحدود، بدون اعزام نیروهای حافظ صلح، آماده است. "برنارد کوشنر" و "دیوید میلیبند"، وزیران امور خارجه فرانسه و انگلستان که به منطقه جنگی سفر کردند، تصمیم گرفتند در اعزام نیروهای حافظ صلح به جمهوری دموکراتیک کنگو تعجیل نکنند.

کشورهای آفریقائی به گونه دیگری اعلام موضع کردند. در نایروبی، پایتخت کـنیا، اجلاس شورای آفریقا برگزار شد. شرکت کنندگان جلسه، تصمیم گرفتند نیروهای صلح بان خود را به شرق کنگو اعزام دارند. نظامیان انگلیسی برای حمایت از نیروهای دولتی، در منطقه جنگی ظاهر شدند. در سایه میانجیگری اتحادیه آفریقا به سرپرستی "اولوسگون آباسانجو"، رئیس جمهورسابق نیجریه، ژنرال نکوندا با آتش بس، باز کردن کریدور برای رساندن کمک های انساندوستانه به جنگ زدگان و آغاز مذاکره با دولت موافقت کرد. با این همه، درگیری های نظامی در بسیاری از مناطق شرقی کنگو هنوز ادامه دارد.

چرا آتش جنگ داخلی شعله ور شد؟

"جوزوف کابیلا"، رئیس جمهوری دموکراتیک کنگو، دولت روآندا را به دادن کمک های نظامی به شورشیان متهم کرد. نمایندگان سازمان ملل متحد نیز صحت این اتهام را تأئید کردند. اما، "پل کاگامه"، رئیس جمهور روآندا، دخالت خود در امور کشور همسایه را بشدت رد کرد. اوگاندا هم که بارها در امور داخلی جمهوری دموکراتیک کنگو دخالت کرده است، دخالت خود را تکذیب کرد.

لازم به یادآوری است که، آتش جنگ داخلی در منطقه «دریاچه بزرگ» واقع در تقاطع مرزهای اوگاندا، روآندا، بروندی و استانهای شرقی کنگو، از سال ۱٩٩٤، زمانی که در جریان تحریکات قصابان سازمانهای امنیتی غرب، بیش از ٨۰۰ هزار نفر در روآندا کشته شدند، روشن شده است. در مجموع، در جریان جنگهای داخلی در منطقه، بیش از ۵ میلیون نفر کشته و بیش از ٢ میلیون نفر آواره شده است.

مشکل بتوان باور کرد که، مناقشه دلایل نژادی داشته باشد و شورشیان ژنرال نکوندا بخاطر نگرانی و متوهم از ستم ملت خویشاوند "توتسی"، به حرکت درآمده باشند. همان قدر هم باور کردن این امر مشکل است که، روآندا و اوگاندای نه چندان بزرگ، از توانائی مداخله نظامی دائمی بر علیه کشور بزرگ همسایه برخوردار باشند. این کار، بدون تحریکات و پشتیبانی نیروهای خارجی در منطقه، غیر ممکن است.

بدبختی های کنگو، از ثروت های این کشور ناشی می شود. کنگو یکی از اولین کشورهای جهان در زمینه استخراج الماس صنعتی(٣۰ درصد استخراج جهانی)، کوبالت(۷۰ درصد تولید جهانی) است و از معادن غنی تانتال(Ta)، مس(Cu)، تنگستن(فلزی از جنس کروم)، ژرمانیوم(نوعی عنصر شبه فلز) قلع(Sn)، نیوبیم(Nb)، کادمیوم(Cd)، روی(Zn)، منگنز(N)، بریلیوم(Be) و دیگر ثروت های کانی، از جمله نفت، گاز، طلا و نقره برخوردار می باشد(علائم

در شرایطی که، غرب هیاهوی شدیدی برای رعایت حقوق بشر در جهان برپا کرده اند و به جنگ داخلی بی پایان در قلب آفریقا چشم می بندد، روی می دهد. چرا؟ زیرا، منافع غرب چنین ایجاب می کند. تنها، کشورهای غربی هستند که از غارت کنگو سود می برند. شرکت های بلژیکی، هلندی، آلمانی، انگلیسی که به این کار مشغولند، تأئید می کنند که، سازمان های اسرائیلی کنترل کننده ۵۰ درصد بازار برلیان جهان، به تجارت غیر قانونی الماس «خونین» مشغولند.
شیمیائی، از مترجم است).

بلژیک در سال ۱٨٨۵، کنگو را مستعمره خود ساخت و دهه های طولانی، ثروت های این کشور را به تاراج می برد. یعنی، درک این موضوع مشکل نیست که، شکوفائی بلژیک، زیبائی بروکسل و رفاه مردم آن، همه و همه، اساسا مدیون دهه ها تاراج بلاوقفه ثروت های آفریقاست. 

کنگو در سال ۱٩٦۰، استقلال خود را بدست آورد و "پاتریس لومومبا"، نخست وزیر آن، قاطعانه تصمیم گرفت ثروت های کشور را به خدمت مردم در آورد. لومومبا را با مشارکت مزدوران غربی و در شرایط بی تفاوتی کامل نیروهای «حافظ صلح» سازمان ملل متحد، کشتند. "موبوتو که"، طرفدار غارت ثروت های کشور بوسیله غربیها بود، به حاکمیت رسید. البته، خود نیز دست کمی از غربیها نداشت. او، بالغ بر ۵ میلیارد دلار ثروت بدست آورد. در سال ۱٩٩٧، حاکمیت موبوتو سرنگون شد و مبارزه برای تصرف ثروت های این کشور آغاز گردید. خلاء حکومتی و هجوم سودجویان از هر طرف شدت گرفت. علی الظاهر (فقط در ظاهر)، اتباع کشورهای همسایه در رأس فعالترین شرکت های کاوشگر منابع زیر زمینی در کنگو قرار گرفتند. در نتیجه، اوگاندا، طلای بیشتر از آن مقداری که استخراج می کرد، از این کشور خارج نمود. در اوگاندا، سنگهای قیمت استخراج نمی شود. اما، پس از آنکه واحدهای ارتش این کشور وارد جمهوری دموکراتیک کنگو شدند، الماس نیز به اقلام صادراتی آن اضافه شد. در رواندا هم معادن الماس، کبالت، روی، منگنز و اورانیوم وجود ندارد. با این همه، این مواد کانی، جزء اقلام صادرات این کشور نیز محسوب می شوند. سالانه نیم میلیارد دلار فقط از صادرات تانتال به جیب مقامات فوقانی روآندا سرازیر می شود. توجه داشته باشیم که، تانتال جزء کلیدی تلفن های همراه، پردازنده کامپیوتر(processor)، سیستم فیبرنوری و دوربین های دید در شب، می باشد. (حالا شما می توانید اهمیت این ماده و کشور استخراج کننده آن را درک کنید!)

همه اینها در شرایطی که، غرب هیاهوی شدیدی برای رعایت حقوق بشر در جهان برپا کرده اند و به جنگ داخلی بی پایان در قلب آفریقا چشم می بندد، روی می دهد. چرا؟ زیرا، منافع غرب چنین ایجاب می کند. تنها، کشورهای غربی هستند که از غارت کنگو سود می برند. شرکت های بلژیکی، هلندی، آلمانی، انگلیسی که به این کار مشغولند، تأئید می کنند که، سازمان های اسرائیلی کنترل کننده ۵۰ درصد بازار برلیان جهان، به تجارت غیر قانونی الماس «خونین» مشغولند.

سالهاست که این وضعیت ادامه دارد. شعله ور شدن آتش خشونت های اخیر کنگو نیز، آشکارا، بدین معنی است که، شرایط دیگری پدید آمده است، بازیگران نامرئی حامی شورشیان، دوباره آنها را بدرون شعله های جنگ انداخته اند. ممکن است، اعلام، امضای موافـقتنامه بین جمهوری خلق چین و جمهوری دموکراتیک کنگو به مبلغ ٩ میلیارد و ٢۵۰ میلیون دلار در اوایل ماه مه سال جاری مبنی بر احداث چندین صنایع پایه ای در کنگو و صدور ۱۰ میلیون تن مس و ٦۵۰ هزار تن کبالت به چین، یکی از علل حوادث اخیر کنگو باشد. در این موافقتنامه، تأسیس یک مؤسسه مشترک که ٣٢ درصد آن به شرکت دولتی استخراج کننده مس کنگو و ٦٨ درصد به کمپانی چینی تعلق می گیرد، در نظر گرفته شده است.

غرب مدتهاست که بر علیه حضور چین در آفریقا مبارزه می کند. رشد صنعتی سریع جمهوری خلق چین، نیازمندی های این کشور به مواد انرژی زا و خام را افزایش داده است. آفریقا ذخایر عظیم این مواد را در خود دارد و امکان اینکه، چین مواضع خود را در جمهوری دموکراتیک کنگو که، غنی ترین معادن قاره آفریقا را در خود دارد، تقویت خواهد کرد، احتمالا، دلیل اصلی «بیداری» احساسات ملی شورشیان تجزیه طلب شرق کنگو باشد.

اما، فقط ورود چین به «کارخانه آرام» مستعمرات سابق اروپا، اتحادیه اروپا را نگران نمی سازد. کشورهای آفریقائی همسایه نیز به قصد بهرمندی از ثروت های کنگو، به همکاری با این کشور پرداخته اند. امروز، از احداث عظیم ترین شبکه هیدروانرژیتیکی در این کشور سخن می رود. آغاز و انتهای آبشارها با گذر از برآمدگی ها، تا آرام ترین نقطه رودهای کنگو، از جمله مشهور به «دهانه اینگا»، ۱۵ کیلومتر است. جریان عظیم آب(٢٦ هزار متر مکعب در ثانیه)، با احتساب برآمدگی ها از ارتفاع ۱۰۰متری پائین می ریزد. سرعت آب بقدری زیاد است که این کشور را از احداث سدهای پرهزینه، بی نیاز می سازد.

کشورهای جنوب آفریقا به پروژه «اینگای بزرگ» به شدت اظهار علاقمندی کرده اند. از جمله جمهوری آفریقای جنوبی، با کمبود انرژی الکتریکی مواجه است. جریان برق در بزرگترین شهرهای پیشرفته ترین کشور قاره آفریقا(ژوهانسبورگ، کیپ تاون، پره توریا)، متناوبا قطع می شود. این در حالی است که، امکانات این کشور برای احداث سریع نیروگاه های جدید، محدود است.

طرح احداث دو خط انتقال برق به جنوب، یکی به آنگولا و نامیبیا، دیگری به طرف زامبیا، زیمبابوه و بوتسوانا، برنامه ریزی شده است. این دو خط ، به شبکه برق آفریقای جنوبی وصل خواهد شد. در سمت شمال نیز، از کـنگو به اوگاندا و سودان(کشوری که نفوذ چین در آن نیز تقویت می شود) و در ادامه، تا مصر امتداد می یابد. چنین پروژه ای، از تشکیل شالوده قدرتمند انرژتیکی برای تأمین رشد صنعتی آفریقا، برای بیرون بردن این قاره از وضعیت تأمین کننده مواد خام اروپا و پیدایش یک مرکز قدرت جهانی دیگر (افزون بر آسیا و آمریکای لاتین)، حکایت می کند. پیام این طرح، به مفهوم دفن واقعی برنامه سلطه جهانی غرب است. بدین جهت هم، تشدید ناگهانی عملیات شورشیان در شرق کنگو، تعجب انگیز نیست. بند ناف ژنرال های آنها، به جاهائی بسیار دورتر از کنگو، و حتی آفریقا، بسته است.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

* مقاله فوق پیش از این در سایت فرهنگ توسعه منتشر شده است.

کد مطلب : 2598
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :