شوراي مركزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه هاي سراسر كشور با صدور بيانيهاي در خصوص استيضاح علي كردان ضمن تبريك به مردم، جامعهی دانشگاهی و جنبش دانشجویی مسلمان که با پایداری بر اصول راه عبور نمایندگان خویش از ایستارهای محافظهکارانه را هموار نمودند و تقدير از طراحان استیضاح وزیر کشور كه در طول هفته هاي گذشته فشار سنگين جريان هاي قدرت و ثروت و لابي هاي پشت پرده و آشكار مختلفي را تحمل نمودند، در خصوص سخنان رئیس مجلس پس از بركناري وزير كشور تأکید کرد: ايشان گفتند كه حرف هايي را در خصوص استعفاي كردان پيش از اين به صورت خصوصي بيان نموده اند، مگر اين مردم، لاريجاني را به مجلس فرستادند تا حرف ها و كلام مردم را درگوشي بگويد؟ چرا از تريبون مجلس همچون برخي نمايندگان عدالتخواه، بهره نبرد؟ آيا اين به آن معنا نيست كه رئيس مجلس منتظر به نتيجه رسيدن پرونده كردان بود، تا موج هر طرف كه رفت، وي آن را مصادره به مطلوب كند؟!
به گزارش عدالتخانه، متن كامل اين بيانيه به اين شرح است:
ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم
حدوث انقلاب شکوهمند اسلامی به عنوان پدیدهای نادر و شگرف در پهنه سیاسی، اجتماعی گیتی، نوید بخش بسط عدالت اجتماعی به عنوان پایهایترین انتظار بشر از دین بود و اینک پس از گذشت 3 دهه از این اتفاق و با هژمون شدن گفتمان عدالتخواهی و الهام بخش نظام که منبعث از آرمانها و ایدههای طراحان و صاحبان حقیقی آن یعنی امام امت و امت امام بود، بیش از پیش تبلور یافته است.
با نگاهي به منطق عملی امام(ره) براي فراگيري گفتمان عدالتخواهي، در مي يابيم كه وظیفهشناسی به عنوان يك اصل غير قابل تغيير در اين روند بسيار بارز و پر رنگ بوده است؛ به اين معنا كه از نگاه ايشان، انسان باید در هر شرایطی وظیفه خود را تشخیص و آن را شجاعانه و بدون توجه به عوارض احتمالیاش انجام دهد.
البته در باب وظیفه، 2 اصل مهم مطرح میشود، يكي تشخیص درست وظیفه و دوم، صداقت و شجاعت در قیام به انجام آن. چه بسا افراد در مقاطعی، وظیفه حقیقی خود را تشخیص میدهند، اما به علت تعلقات دنیایی، منافع شبكهای و یا ترس از جان و مال و غیره، برای عمل به وظیفه اقدام نمیكنند و البته به ناچار توجیهاتی را هم تمهید مینمایند.
تشخیص درست وظیفه بسیار مهم است؛ هرگونه خطا و یا اعوجاج میتواند راه یك ملت را تغییر دهد. اما به نظر ميرسد آنچه در طول تاريخ بيش از تشخيص وظيفه، باعث كجرويها شده است، جسارت به انجام وظيفه باشد و اين، آن مسئلهاي است كه متأسفانه در برخي از برههها توسط برخي از مدعيان به انديشه انقلاب نيز زير پا گذارده ميشود.
هر چند در اين ميان، استيضاح علي كردان در مجلس شورای اسلامی را میتوان در راستای تحکیم گفتمان عدالت که پس از حادثه سترگ سوم تیر 84 و به عنوان خواست عمومی مردم و قاطبهی جامعهی دانشگاهی کشور جانی تازه یافته بود، تحلیل نمود.
اما نكتهاي كه بايد به آن توجه كرد، اينكه آيا رأي به اين استيضاح از سوي قاطبه نمايندگان مجلس را ميبايست براساس شجاعت آنها در پايداري بر گفتمان عدالتخواهي تحليل نمود يا مصلحت سنجي و ترس از افكار عمومي و فشار دانشجويان؟!
بیشک رأی به استیضاح و تغییر وزیر کشور که چالش جدی برای تحقق گفتمان عدالت در جامعه به شمار میرفت، نشان از سربلندی جریان انقلابی در آزمون اصولگرایی میباشد و در این میان در وهلهی نخست باید به مردم فهیم کشورمان، جامعهی دانشگاهی
بايد از دكتر لاريجاني به عنوان رئيس سابق كردان در دوران تصدي رياست سازمان صدا و سيما پرسيد كه چطور باور كنيم كه ايشان از اين مسائل بياطلاع بودند؟ ايشان گفتند كه حرفهايي را در خصوص استعفاي كردان پيش از اين به صورت خصوصي بيان نمودهاند، مگر اين مردم، لاريجاني را به مجلس فرستادند تا حرفها و كلام مردم را درگوشي بگويد؟ چرا از تريبون مجلس همچون برخي نمايندگان عدالتخواه، بهره نبرد؟ آيا اين به آن معنا نيست كه رئيس مجلس منتظر به نتيجه رسيدن پرونده كردان بود، تا موج هر طرف كه رفت، وي آن را مصادره به مطلوب كند؟!
و جنبش دانشجویی مسلمان که با پایداری بر اصول راه عبور نمایندگان خویش از ایستارهای محافظهکارانه را هموار نموده و مفهوم عمیق مردمسالاری دینی را برای جهانیان تبیین نمودند، تبریک و تهنیت گفت.
همچنین ميبايست از طراحان استیضاح وزیر کشور كه در طول هفتههاي گذشته، فشار سنگين جريانهاي قدرت و ثروت و لابيهاي پشت پرده و آشكار مختلفي را تحمل نمودند و نمايندگاني كه براي دفاع از گفتمان انقلاب اسلامي در جلسه استيضاح بر مبناي اصول سخن گفتند، تقدير و تشكر نمود.
از نگاهي ديگر بايد گفت، رأي به بركناري علي كردان در جلسه استيضاح مجلس، به دليل شاخصههاي موجود در آن و مطالبه و اصرار جريان دانشجويي مسلمان در به نتيجه رساندن آن، از همان روز نخست حضور كردان بر منصب وزارت تا آخرين روز حضور وي در وزارت كشور، باعث گرديد تا بتوان از اين استيضاح به عنوان نقطه عطفي در گفتمان انتقادي جنبش دانشجويي ياد كرد.
جنبش دانشجويي مسلمان با تشخيص درست و صحيح خود در طول 90 روز وزارت كردان در دولت نهم ثابت كرد تا به يك بلوغ كافي در درك و تشخيص صحيح در انتخاب مسير صحيح دست يافته است. دانشجويان در اين آزمون ثابت كردند كه به درستي خصوصيات اين ظرفيت و دوران را درك نموده و براساس آن اقدام مينمايند.
خصوصيت اوّلي كه در اين آزمون به خوبي مورد توجه دانشجويان قرار گرفت، آرمانگرايي در مقابل مصلحتگرايي است؛ عشق به آرمانها و مجذوب آرمانها شدن در محيط جوان و دانشجويي، آرمانها محسوس، ملموس، زنده و قابل دسترسي و دستيابي است؛ لذا براي آنها تلاش ميشود و قطعاً خود اين تلاش، تلاش مبارکي است.
به دنبال آرمانها رفتن يعني دنبال عدالت، دنبال مساوات، دنبال آزادي معنوي، دنبال آزادي اجتماعي، دنبال سرآمد شدن ملي در جهان و مصونيت از حالت معاملهگري و بازي هاي متداول سياسي داشتن.
يكي ديگر از خصوصيات اين حرکت دانشجويي اين بود که در اين حرکت، فقط احساسات حکومت نميکرد؛ بلکه ضمن اين که احساسات بود، منطق و تفکر و بينش و تحصيل و ميل به فهميدن و تدقيق هم وجود داشت. خصوصيت بسيار مهم ديگر اين بود که در مقابل مظاهري که ازنظر فطرت انساني زشت است، -مثل تبعيض، بيعدالتي، تقلّب، دورويي و نفاق- حسّاسيت منفي نشان داد و آن را دفع كرد.
صدق و صفا و خلوص همراه با صراحت كلام، سومين خصوصيتي بود كه دانشجويان در اين عرصه از خود به نمايش گذاشتند و حقيقتاً و از تمام وجود به آن راه و كاري كه انجام دادند و انتقاداتي كه وارد ميكردند، اعتقاد داشتند و از دلايل نفوذ كلامشان در ميان عموم مردم و فراگير نمودن اين مطالبه در جامعه به دليل مبري بودن آنها از کلک، تقلّب و حيله بود.
آزادي و رهايي از وابستگيهاي گوناگون حزبي و سياسي به خوبي در مطالبه دانشجويان بروز و ظهور عيني يافت و جريان معتقد به گفتمان امام و انقلاب در دانشگاه ها ثابت كردند كه به هيچ عنوان حاضر به معامله بر سر اين ارزشها با هيچ فرد و گروهي نيستند. البته در اين بين، سكوت جريان كوچكي در دانشگاه درخصوص علي كردان كه غالباً تلاش دارد تا ژست منتقد و روشنفكر را به خود بگيرد، نيز قابل تأمل بود و نشان داد كه تا چه ميزان با بزرگان خود در خارج از دانشگاه هماهنگ رفتار نمود و استراتژي خود را بر ذخيره نمودن سوژه كردان براي شبهاي انتخابات قرار داده بود، كه البته زمستان رفت و روسياهي باز هم به ذغال ماند.
اما پس از جلسه استيضاح، دكتر علي لاريجاني سخناني را بر زبان راند كه ابهامات و سئوالات متعددي را در اذهان جاري ساخت.
بايد از دكتر لاريجاني به عنوان رئيس سابق كردان در دوران تصدي رياست سازمان صدا و سيما پرسيد كه چطور باور كنيم كه ايشان از اين مسائل بياطلاع بودند؟
ايشان گفتند كه حرفهايي را در خصوص استعفاي كردان پيش از اين به صورت خصوصي بيان نمودهاند، مگر اين مردم، لاريجاني را به مجلس فرستادند تا حرفها و كلام مردم را درگوشي بگويد؟ چرا از تريبون مجلس همچون برخي نمايندگان عدالتخواه، بهره نبرد؟
آيا اين به آن معنا نيست كه رئيس مجلس منتظر به نتيجه رسيدن پرونده كردان بود، تا موج هر طرف كه رفت، وي آن را مصادره به مطلوب كند؟!
نكتهاي كه به ذهن ميرسد اينكه سخنان دكتر علي لاريجاني پس از جلسه استيضاح، اقناع كننده افكار عمومي نبوده و ايشان ميبايست پاسخ دهند كه چگونه از وضعيت مدارك تحصيلي دكترا، فوق ليسانس و ليسانس معاون قدرتمند خويش در طول ساليان حضور در صداوسيما همراه بود، بيخبر بوده است و همچنان معتقديم بايستي در خصوص سؤالهاي افكار عمومي در خصوص كيفيت و نحوه حضور آقاي كردان در پستهاي مختلف به خصوص در صداوسيما و نحوه مناسبات ايشان با آقاي لاريجاني تحقيقات جديدي صورت گيرد.