در حالی که چندی پیش دادسرای تهران با انتشار بیانیه ای از اشتباه در اعلام حکم مدیر سایت عدالتخانه خبر داده بود، روز گذشته خبری در برخی خبرگزاری ها و سایت های خبری منتشر شد که ادعای دادسرای تهران را نقض می کرد!!
به گزارش عدالتخانه، پيرو انتشار خبر مذکور که به صدور رای از سوي شعبه ١٠٨٣ با محتوای شش ماه حبس تعزيري و ده ميليون ريال جزاي نقدي بدل از ٢٠ ضربه شلاق تعزيري اشاره می کرد، دکتر عماد افروغ نامهاي را به شرح زير براي سيدحسين موسويان شاكي پرونده منتشر کرد. گفتنی است نامه مذکور در تاریخ 30 مهرماه نگاشته شده است و روز گذشته در اختیار رسانه ها قرار گرفت.
به گزارش ايسنا متن كامل نامه دکتر عماد افروغ به حسين موسويان به اين شرح است:
جناب آقاي دكتر سيدحسين موسويان و جهت استحضار ملت شريف ايران؛
همانگونه كه اطلاع داريد بنده در مواضع گذشته خود نسبت به اتهامات وارد بر شما يا به ديده ترديد نگريسته و يا با موضعي نزديك به يقين اتهامات فوق را با استناد به اظهارات مقامات قضايي ذيربط رد كردهام.
هماكنون با رجوع به افراد مطلع و اسناد مرتبط به اين يقين رسيدهام كه با اتهام ...، شما به گونهاي قرباني برخي سوءتفاهمها، ارتباطات و يا سياستهاي جناحي و ابزارگرايانه معمول و البته ناسازگار با ارزشهاي اخلاقي و معنوي انقلاب اسلامي و جامعه شدهايد. به طور قطع، اينگونه سياستها و رفتارها هيچگونه سنخيت و تناسبي با مباني انقلاب و نظام اخلاقي جمهوري اسلامي ندارد.
اما اگر مشاهده ميكنيم كه اين رفتارها قدرت مانوري مييابند، اين اتفاق متاسفانه به دليل فاصلهگيري و انحرافي است كه به وضوح با لطايفالحيل و دلايل به ظاهر موجه و ناموجه از اين ارزشها و مباني صورت گرفته و دو عامل اصلي تفاسير غلط از جمهوري اسلامي و به طور خاص در مورد شيوه بقا و پايداري آن از يكسو، اعتماد عاطفي مفرط و به دور از بصيرت برخي از وفاداران و علاقهمندان به اصحاب سياست و قدرت، و عمدتا به دليل عشق به اين آرمانها و ارزشها، از سوي ديگر، شتاببخش يك چنين انحرافي شده است، و چه كسي به ما اين اجازه را داده است كه به راحتي ارزشها، حقيقتها و اخلاق و معنويت را فداي قدرتطلبيها و بازيهاي سياسي متداول كنيم، و احتمالا نام اين عمل غيرانساني را انقلابيگري و وفاداري به نظام بگذاريم؟
بهتر از من ميدانيد كه اين نحوه ابزارگراييها و برخوردهاي ماكياوليستي مختص و منحصر به اين گروه و آن گروه نبوده و به گونهاي تمام يا اكثر گروههاي شناخته شده سياسي، كم يا زياد و به انحاي مختلف نسبت به اين قضيه ترـ دامناند و به ندرت افراد يا گروههايي را مييابيم كه حقيقتا با عشق و بصيرت نسبت به آرمانهاي متعالي و مقدس گرفتار و اسير در دام ابزارگرايي
بايد به استحضار مردم شريف و خودآگاه و جنابعالي برسانم نه بنده و نه اين دوستان هيچ كدام تغيير موضع ندادهايم. اتفاقا اين نامه از سر موضع و التزام به اصول و پاسداشت اخلاق، و از سر تشخيص و وظيفه مسلماني، روشنفكري و مقابله با ابزارگرايي و تقديس قدرت، و باور به التزام اين برادران و دوستان به اهداف و تعهدات انقلابي، اسلامي و اخلاقي خويش است.
و خلط هدف و وسيله نشوند، و فراموش نكنند كه اولا حكومت در بهترين حالت آن يك ابزار است و نه هدف، و ثانيا براي حفظ اين ابزار نميتوان دست به هر كاري زد. امام راحل چه زيبا ميفرمايند:
تمام تشكيلاتي كه در اسلام از صدر اسلام تا حالا بوده است و تمام چيزهايي كه انبيا از صدر خلقت تا حالا داشتند و اولياي اسلام تا آخر دارند، معنويات اسلام است، عرفان اسلام است، معرفت اسلام است، در راس همه امور اين معنويات واقع است، تشكيل حكومت براي همين است. البته اقامه عدل است. لكن غايت نهايي معرفي خداست و عرفان اسلام.(١٣٦٦/٤/١١)
اطلاع داريد كه عدهاي و شايد از سرناچاري و عدم شناخت ظرايف و دقايق مرتبط با حفظ جمهوري اسلامي، و به دليل نارساييها و رفتارهاي موجود در واكنش، چاره كار را در گرايش به عرفيگرايي و دينزدايي از ساحت سياست و حكومت ميدانند تا به اصطلاح فرصت را از ابزارگرايان دين، ستانده و به راحتي و بدون مانع و رادعي به نام اخلاق و دين به نقد اصحاب قدرت بپردازند. غافل از آنكه اولا عرفيگرايي و طرح جدايي دين از سياست، علاوه بر ناسازگاريهاي مفهومي و اجتماعي، و امكانناپذير بودنش، با شرايط فرهنگي، تاريخي و ديني - اسلامي ما نيز همخواني دارد.
ثانيا؛ اسلام و آموزههاي معطوف به حضور ناقدانه و ناظرانه مردم، نيامده است تا مانع و رادعي براي نقدها و فريادها باشد؛ بلكه به عكس آمده، تا با طرح اصولي همچون "حق متقابل"، "امر به معروف و نهي از منكر"، "النصيحه لائمه المسلمين"، و قاعده "مشورت" زمينه را براي نقدها و حضورهاي فعال و پرسشگرانه فراهم كند.
ثالثا؛ مفهوم جمهوري اسلامي به عنوان پاسخي نوين به سوال مشروعيت، نقد مضاعف و دولايهاي را ميطلبد، نقد شرعيت و حقانيت افراد حاكم و محتواي حكومت از يكسو و نقد مقبوليت و رضايت عامه از سوي ديگر؛ بنابراين اگر درباره فاصلهگيريها و انحرافها فرياد اعتراضي شنيده نميشود ربطي به اسلام و مفهوم جمهوري اسلامي ندارد. اين به گستره فهم و شعور سياسي و رخوتها و سكوتهاي ما باز ميگردد.
بگذريم برادري كه به دليل پوشش دادن و بازتاب دادن خاص به اخبار مربوط به اتهامات منتسب بر شما، با شكايت شما محكوم به شش ماه حبس و ده ميليون ريال جريمه نقدي بدل از بيست ضربه شلاق شده است، فردي است از جنبش عدالتخواه دانشجويي، جنبشي كه از بدو شكلگيرياش تمام سعي و تلاشش بر اين بوده تا با اصالت بخشيدن به ملاكهاي به دست آمده از انقلاب اسلامي و با پرهيز از مجادلات، مصلحتانديشيها و بازيهاي سياسي متداول و به دور از هرگونه شائبه ارتباط و اتصال به اصحاب قدرت، به نقد سياستها و رفتارهاي ناسازگار با اين ملاكها بپردازد.
دوستاني كه تاكنون و به دور از هرگونه سهمخواهي، توانستهاند به سهم خود احياگر بسياري از آرمانهاي عدالتطلبانه انقلاب باشند و به همين دليل نيز با بيمهريهاي فراواني از سوي نابردباران و ظاهرانديشان روبهرو بودهاند، به طور قطع يكي از اين ملاكها نگاه اخلاقي به مفاهيم و پاسداشت اخلاق و صداقت در برخوردها و مواجهات است. در بين پوششهاي خبري "پايگاه اطلاع رساني عدالتخانه" نيز مواردي به چشم ميخورد كه حكايت از اظهار اميدواري در مورد كذب بودن اتهام وارده و حتي عذرخواهي مشروط ميكند، روا نيست مدير مسوول پايگاه فوق به دليل ملاحظات موجود و بيتوجهي به ريشهها و عوامل اصلي، قرباني ورود در مصاديق و اعتماد به اخبار منتشره از سوي مقامات شود.
خواهش بنده از شما به دور از ملاحظات سياسي و جناحي اين
ديروز با جماعتي رو به رو بوديم كه با استفاده از فرصتها و امكانات نظام جمهوري اسلامي و متكي بر ارزشهاي الهي، پرچم استحاله از درون و هدايت برنامهريزي شده آن به سوي ارزشهاي سكولار و حتي لائيك را بلند كرده بودند؛ و امروز با جماعتي مواجهيم كه رندانه و در لباس مدعيان ارزشهاي اسلامي، هر عمل غيراخلاقي و قبيحي را مباح ميشمارند.
است كه با توجه به منافع و مصالح ملي و ضرورت تلطيف فضاي سياسي و رواني جامعه و به منظور تكريم اخلاق و معنويت و با توجه به زمينهها و ابهامات موجود، اقدامي از سر گذشت و انصاف كرده و از شكايت خود در مورد آقاي تفرشي صرفنظر كنيد. يقين بدانيد كه اين به صواب و حقيقت نزديكتر است،اگر بر اين باوريد كه برخورد با شما سياسي بوده، به شما اطمينان ميدهم، حسب شناخت خود، دغدغه اصلي اين دوستان در وهله اول پاسداشت انقلاب و برخورد با اين سياسي كاريهاست.
سخن آخر اينكه ممكن است در فضاي آشفته و آلوده سياسي موجود و تنگنظريها و سطحيانديشيهاي غالب، دو برداشت از اين نامه صورت گيرد. يكي آنكه بنده تغيير موضع دادهام و ديگر آنكه، اين دوستان از مواضع خود عدول كردهاند. بايد به استحضار مردم شريف و خودآگاه و جنابعالي برسانم نه بنده و نه اين دوستان هيچ كدام تغيير موضع ندادهايم. اتفاقا اين نامه از سر موضع و التزام به اصول و پاسداشت اخلاق، و از سر تشخيص و وظيفه مسلماني، روشنفكري و مقابله با ابزارگرايي و تقديس قدرت، و باور به التزام اين برادران و دوستان به اهداف و تعهدات انقلابي، اسلامي و اخلاقي خويش است.
باور بنده همواره نسبت به اين جنبش نوظهور اين بوده است كه آنان نه ابزار هژموني و استيلاي ديگران خواهند شد و نه اخلاق و صداقت را زير پا خواهند گذاشت.
پرواضح است كه مساله بنده علاوه بر دفاع از حيثيت فردي شما و امثال شما از گروهها، اقشار و جناحهاي مختلف، مقابله با جريان يا جريانهايي است كه به صورتي خزنده و با القاب و عناوين مختلف و بعضا با لعاب ارزشهاي انقلابي واسلامي، و برخورد ابزاري با ارزشها و انسانها و پايمال كردن اخلاقيات، به قيمت تحميق تودهها و تئوريزه كردن جهالت و عدم آگاهي آنها، و با وارونه جلوه دادن واقعيات، ميكوشد تا با استفاده از رابطه ساختاري قدرت- ثروت و حاكميت بخشيدن به ترس و ارعاب، و تقدس بخشيدن به رخوتها و سكوتها، به تدريج بر منابع و مواهب طبيعي، اجتماعي، سياسي،اقتصادي و حتي فرهنگي ايران اسلامي سلطه يابد.
جرياني كه ميكوشد تا با تفسير سطحي و قشري از اسلام، اين مكتب رهاييبخش و انسانساز را، آن هم در دوران انقلاب اسلامي، از درون تهي كرده و از آن تنها ابزار و پوششي براي توجيه زشتيها و كاستيها، منعفتها و مصلحتهاي دروغين درست كند.
امروز وظيفه همه عالمان و روشنفكران متعهد و حقيقتجوست كه بار ديگر باتمام قامت به ميدان آمده و با آگاهي بخشي به مردم مسلمان و شريف،اجازه ندهند به نام اسلام و ارزشهاي متعالي آن و با استفاده از فرصتها و جايگاههاي به دست آمده از بركت انقلاب اسلامي، حقوق مردم تضييع، و مصالح و منافع ملي پيش پاي منافع و مصالح جناحي و گروهي ذبح شود.
ديروز با جماعتي رو به رو بوديم كه با استفاده از فرصتها و امكانات نظام جمهوري اسلامي و متكي بر ارزشهاي الهي، پرچم استحاله از درون و هدايت برنامهريزي شده آن به سوي ارزشهاي سكولار و حتي لائيك را بلند كرده بودند؛ و امروز با جماعتي مواجهيم كه رندانه و در لباس مدعيان ارزشهاي اسلامي، هر عمل غيراخلاقي و قبيحي را مباح ميشمارند، جماعتي كه تا ديروز سكوت اختيار كرده بودند، از هيج رفتاري ، هتك حرمتي، افترا و برچسبي ابا ندارند و اي كاش اين رفتارهاي مذموم و ناپسند، همانند دورهاي از جمهوري اسلامي،به نام دين و انقلاب صورت نميگرفت.
به اميد آگاهي روز افزون ملت شريف ، زيستن اخلاقي و سربلندي و عزت نظام جمهوري اسلامي ايران
با تشكر
عماد افروغ
.