داخلی » يادداشت » خانه امريکای لاتين
مقاله "فري بتو"، رهبر مكتب الهيات رهاييبخش؛
رفتار اربابان جهان در قبال ايران شرمآور است
6 تير 1389 ساعت 21:45
فري بتو كشيش برجسته برزيلي با اشاره به كارنامه سياه آمريكا در موضوعات جنگطلبي، اشغالگري، ديكتاتوري و تهديد همسايگان، رفتار شرمآورانه اربابان جهان را در قبال ايران زير سوال برد.
اشاره: "فري بتو" (Frei Betto) كشيش برجسته برزيلي و از رهبران نامدار مكتب "الهيات رهاييبخش"، با انتشار مقالهاي در پايگاه اطلاعرساني اسپانيوليزبان آمريكاي لاتين، تحت عنوان «چه كسي سنگ اول را مياندازد»، به طرح سوالاتي در خصوص رفتار "شرمآورانه" غرب در قبال ايران پرداخته است.
سوالات اين رهبر برجسته مذهبي بدين شرحاند:
- چرا اسرائيل حق دارد سلاح اتمي داشته باشد و ايران نه؟
- آيا ايران بمب هستهاي روي كشورهاي ديگر خواهد انداخت؟
- آيا ايران جنگي جهاني به راه خواهد انداخت؟
- آيا ايران يك ديكتاتوري است؟
- آيا ايران به لحاظ نظامي تقويت شده ميتواند كشورهاي همسايه را اشغال كند؟
براي اطلاع از نقطهنظرات "فري بتو" متن كامل مقاله مورد اشاره در ادامه ميآيد./
"لولا داسيلوا" رئيسجمهور برزيل عمليات ديپلماتيك ظريفي را صورت داد تا از استفاده ايران از انرژي هستهاي با اهداف صلحآميز جلوگيري نشود. كشورهاي قدرتمند دنيا به رهبري آمريكا بلافاصله عصبانيت و مخالفت خود را ابراز كردند؛ چگونه كشوري دست دوم مانند برزيل جرات كرده كه قوانيني را در سياست بينالمللي ديكته كند؟
"ماركس"، "رايش" و "اريش فروم" قبلا به ما هشدار داده بودند كه پيشداوري طبقاتي، تابو بودن را عادت ميدهد. چگونه كسي كه در آشپزخانه متولد شده حق نشستن در سال غذاخوري را خواهد داشت؟
بر اساس معيار "جرج بوش" كه متاسفانه از سوي "باراك اوباما" ادامه داده شده، ايران بخشي از محور شرارت را تشكيل ميدهد. اما ميتوان رفتار شرمآورانه اربابان جهان را زير سوال برد كه داراي حق وتو در شوراي امنيت سازمان ملل متحد هستند.
چرا اسرائيل حق دارد سلاح اتمي داشته باشد و ايران نه؟ آيا بمب هستهاي روي كشورهاي ديگر خواهد انداخت؟ اين كاري است كه قبلا آمريكا در سال 1945 صورت داد و هزاران بيگناه را در هيروشيما و ناكازاكي قرباني كرد.
آيا ايران جنگي جهاني به راه خواهد انداخت؟
اين غرب متمدن بود كه قبلا دو جنگ جهاني راه انداخت كه دومي 50 ميليون قرباني گرفت. آيا نازيسم و فاشيسم در شرق ظهور كردند؟ همه ميدانيم كه نتيجه عملكرد اهريمني دو كشوري بودند كه به شدت متمدن فرض ميشوند: آلمان و ايتاليا.
اعراب براي 800 سال شبه جزيره ايبري را اشغال كردند و آنجا آثار فرهنگي و هنري به جا گذاشتند، اما در عوض اروپا، آفريقا و آسيا را اشغال و غارت كرد و چهره فقر، بدبختي، ناراحتي و مرگ به جا گذاشت.
آيا ايران يك ديكتاتوري است؟
چند ديكتاتوري از سوي كاخ سفيد در آمريكاي لاتين ايجاد شدند؟ حتي در برزيل كه 21 سال طول كشيد و مدتي قبل بود كه كاخ سفيد از كودتايي نظامي در هندوراس حمايت كرد.
آيا ايران به لحاظ نظامي تقويت شده ميتواند كشورهاي همسايه را اشغال كند؟
پس از اشغال آمريكايي پورتوريكو از سال 1898 و امروز عراق و افغانستان چه ميتوان گفت؟ آمريكا به چه حقي پايگاهي دريايي در گوانتانامو در خاك كوبا را حفظ ميكند و آن را به زنداني مخفي براي مظنونين به تروريسم تبديل كرده است؟ آمريكا با تكيه بر كدام قانون بينالمللي 700 پايگاه نظامي در كشورهاي خارجي ايجاد كرده؟ تنها در ايتاليا 14 و در كلمبيا 5 پايگاه وجود دارند. و چه تعداد پايگاه نظامي در خود آمريكا هست؟
بايد اين موضوع را تاييد كرد: ايران آماده الحاق به بطن كشورهاي متمدن نيست، كشورهايي كه به خاطر مصرف، از كارتلهاي مواد مخدر حمايت مالي ميكنند، با مهاجران همچون بدترين انسانها رفتار مي كنند و مصرفگرايي را آرمان زندگي خود قرار ميدهند.
به علاوه خوب است يادآوري شود كه بنيادگرايي فقط يك سندروم مذهبي نيست، بلكه به خصوص يك بيماري ايدئولوژيكي است كه اين باور را در ما ايجاد ميكند كه "نظام سرمايهداري" ابدي است، كه خارج از "بازار" نجات وجود ندارد و اين كه نابرابري اجتماعي مانند زمستان و تابستان طبيعي است.
وقتي كه لولا نامزد رياست جمهوري شد، به خاطر بلد نبودن زبان خارجي از سوي نخبگان برزيلي مورد تحقير قرار گرفت، اما همه را به خاطر بلد بودن زبان فقرا متعجب ساخت و خود را به عنوان يك مذاكرهكننده زبردست در مسائل بينالمللي نشان داد.
بدون حمايت برزيل اين بهار دموكراتيك كه اينك بذر اميد را در آمريكاي لاتين ميكارد وجود نداشت. رايدهندگان به اوليگارشهاي سياسي كهنه پشت كردهاند و دولتمردان ترقيخواه را انتخاب ميكنند.
اين ژئوپليتيك جديد آمريكاي لاتين كه در سال 2011 به «اتحاديه ملتهاي آمريكاي لاتين و كارائيب» رسميت ميبخشد، مشخصا موجب نگراني واشنگتن است. بحران مالي به كشورهاي قدرتمند ضربه ميزند و اروپا هم وارد دوره ركود شده است. بازار آزاد، شرايط حداقل، پول واحد (يورو) و بازي سوداگري آنها را در بحراني بيسابقه فرو بردهاند.
همه چيز نشان ميدهد كه دنيا در آينده متفاوت خواهد بود. بهتر يا بدتر، بستگي به نتايج مبارزه بين نيروهاي رقيب دارد: كساني كه فقط به مركز فكر ميكنند و علاقهمند به كسب مال هستند و آنهايي كه در پي طرحي جايگزين براي جامعه با نابرابري كمتر و انسانيتر هستند. اين تقابل "ضد اخلاق" با "اخلاق" است.
انتهاي پيام/ب