جنبش دانشجويي؛ آنچه كه نيست صادق شهبازی |
|
7 دي 1387 ساعت 10:31 |
فعالان دانشجويي بايد گذشته خويش را ارزيابي كنند و در بخشي از كردارهاي جمعي و فردي خويش بازبيني هاي جدي نمايند. به عنوان نمونه، ارتباط با مردم و اقشار فرودست جامعه بايد از كاري صوري و تشريفاتي يا "مردم گرايي نمايي" بيانيه ها و مصاحبه ها در آيد و جزو برنامه هاي تشكيلاتي و سيره شخصي فعالين تشكل ها بشود.
صادق شهبازی*
1- دوره هاي معدود وجود و درخشش جنبش دانشويي در كشور ما -يعني وجود يك گفتمان غالب ميان تشكل ها و فعالين دانشجويي و پذيرش اين گفتمان از سوی بخش عمده بدنه دانشجويي دانشگاه ها و تكاپوي واقعي براي تحقق آن- در سه دوره: انقلاب و پس از انقلاب اسلامي، نيمه ی دهه هفتاد و ابتداي دهه 80، حاكم شدن سه گفتمان را در پي داشت كه دال برتر آن ها اسلام ناب، آزادي خواهي و عدالت خواهي بود.
2- عوض شدن طبقه دانشجويان به خاطر ساختار پولي ورود به دانشگاه ها كه محدود به مدارس غير انتفاعي و كلاس هاي كنكور گرديده است، هم چنين پولي شدن دانشگاه و افزايش دوره هاي پولي و خصوصي نسبت به دوره هاي روزانه -كه خود بازتوليد تغيير هرم طبقاتي دانشجويان به سمت طبقات مرفه است-، نداشتن آرمان به خاطر «رشد فرديت و روزمرگي، بي اطلاعي از منظومه آرمان هاي انقلاب و عدم درك اولويت ها ميان اين آرمان ها، ايجاد واسطه ميان رهبري و دانشجويان به وسيله افراد، شخصيت ها و گروه ها و به تبع آن اصل شدن نظرات آنان نه نظرات رهبري»، سياست زدگي و پياده نظامي جنبش دانشجويي براي احزاب، گروه ها و شخصيت ها، سكوي پرتاب شدن بعضي تشكل هاي دانشجويي و به تبع آن از بين رفتن اخلاص و خلوص و اصالت اين حركت ها به ويژه با سيطره گفتمان معطوف به قدرت ماكياوليستي حتي با برچسب هاي مذهبي، ياس در نتيجه «عدم درك درست جايگاه خود و نتيجتا نااميدي به خاطر عدم دستيابي به بعضي خواسته ها، احساس تضاد بين آرمان و مصلحت، پيگيري و مطالبه تحقق آرمان هاي بي اولويت، فضاي انتقادي صرف و ورود به چرخه بسته نقد و برخورد»، بسته شدن فضاي دانشگاه ها «چه از طرف بعضي مسوولين دانشگاه ها، چه خود سانسوري هاي حاصل از مصلحت سنجي هاي خيالي، از بين رفتن فضاي آزاد انديشي به خاطر محدودسازي هاي بي مورد در حوزه انديشه -به جاي محدود سازي لازم در حوزه ارزش ها- »، تخليه هيجانات سنين جواني «با موسيقي هاي راك و پاپ براي غير مذهبي ها و عزاداري هاي هيجاني براي مذهبي ها و هم چنين درگيري بين تشكل ها و فعالين دانشگاه ها»، رشد جريان هاي فكري آلترناتيو انقلاب اسلامي نظير غرب گرايي، سنت گرايي و به ويژه انجمن حجتيه (بازتوليد تفكر دوري از حركت اجتماعي و حكومت با لباس سخنان موجهي چون فعلا وقت خودسازي است)، عدم ارتباط صحيح فعالين دانشجويي با متفكرين و فرهيختگان فكري و فرهگني و هنري جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي، حكومتي كردن آرمان خواهي به وسيله برخي جريان ها و نهادها، عدم ارتباط سيستماتيك فعالين دانشجوي با مردم و اقشار فرودست جامعه و مطالبات و نيازهاي آنها و... همه و همه شرايط ركود دانشگاه ها را رقم زده است.
3- معدود حلقه هاي آرمانخواه كه حركت هاي مختلف اجتماعي و دانشجويي را سامان مي دهند نيز از آسيب مصون نيستند. محدود شدن مطالبه عدالت به مطالبه مصداقي، ماندن در حصار انتقادي صرف، ناتواني در تنظيم دقيق رابطه با افرادي كه با تكرار شعارهاي جنبش دانشجویي كرسي هاي قدرت را در نهادهاي تقنيني و اجرايي در دست گرفته اند و... نيز نمونه اي از اين آسيب هاست.
4- اين اشكال سنجي ها به معناي سياه نمايي و تعطيل كردن كارها و پركردن پازل آنها كه مي گويند "خداحافظ جنبش دانشجويي - زنده باد دانشگاه" نيست، كه البته عين آرمان گرايي است. كسي مدعي عدم وجود رويش هاي بي شماري در حركت هاي دانشجويي نظير جوانه زدن هسته هاي خودجوش فعال در عرصه جهان اسلام، به بار نشستن بخش هايي از بدنه خودجوش اردوهاي جهادي، گفتمان عمومي شدن مطالبه دانشجويي دفاع از انرژي هسته اي، حساسيت در مصاديقي نظير دانشگاه آزاد، طلبه سيرجاني، ماجرای کردان در جایگاه وزير كشور و... نيست، اما ريشه يابي معضلات براي استفاده حداكثري از ظرفيتها ضروري است.
فعالان دانشجويي بايد گذشته خويش را ارزيابي كنند و در بخشي از كردارهاي جمعي و فردي خويش بازبيني هاي جدي نمايند. به عنوان نمونه، ارتباط با مردم و اقشار فرودست جامعه بايد از كاري صوري و تشريفاتي يا "مردم گرايي نمايي" بيانيه ها و مصاحبه ها در آيد و جزو برنامه هاي تشكيلاتي و سيره شخصي فعالين تشكل ها بشود. چنان كه براي بخشي از بدنه خودجوش اردوهاي جهادي اين اتفاق براي يك عمر زندگي شده است و حتي آنان را پس از كار دانشجويي به برنامه ريزي براي نقش آفريني در اين عرصه كشانده است.
بايد فضاي "فرانسوي زدگي" و "مرگ بر" و "درود بر" گفتن و مصداقي شدن و سطحي شدن به سمت اصلاح ساختارهاي فساد خيز و رانت خيز تغيير بيابد. مهم تر از اين كه چرا نماينده ها اولين مصوبه شان تامين امكانات رفاهي خودشان باشد يا فلان مسئول عالي با مردم با بي صداقتي برخورد كرده است، اين است كه چه ساختارهاي غلطي موجب شده تا شايسته سالاري و عدالت سياسي تحقق نيابد و با چند شام و نهار دادن و چند صد ميليون خرج در حوزه هاي چند هزار نفري، يك نفر راهي مجلس شود. به صورت عيني تر، به جاي چند همايش و تجمع براي زنده نشان دادن دوپينگي دانشگاه در 16 آذر، به دنبال اصلاح ساختارهاي غلط و عواملي رفته شود كه فضاي نشاط را از دانشگاه گرفته است(كه بعضي از آن ها در بند دوم همين نوشته ذكر شد).
5- اگر مقام عظماي ولايت تكاپوي اميدوارانه و مومنانه براي تحقق اين آرمان ها را از دانشجويان مطالبه مي كنند و جوان مسلمان ايراني را در كانون بيداري اسلامي مي دانند، بيدار بودن دانشجوي مسلمان آن هم در شرايط هجمه ي سنگين تبليغاتي دشمن و متحجرين و وجود اين همه مانع بر سر آرمان گرايي و اعتقاد به امكان وجود افقي بالاتر از شرايط موجود و تلاش براي تحقق آن خود تاييدي بر اين مسئله است.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
* دبیر تشکل جنبش عدالتخواه دانشجویی
کد مطلب : 2654