به ياد اولين شهيد راه اعدام سلمان رشدي؛ از «كوناكري» تا «لندن» براي اجراي فرمان امام(ره) |
|
26 بهمن 1387 ساعت 17:19 |
«مازح»، كه حدود بيست ساله بود، در ساعت 45/2 دقيقه بعد از ظهر با انفجار بمبى كه سه طبقه بالاتر و سقف هتل 5 طبقه را ويران ساخت، در اتاقش كشته شد و تكههاى بدنش بين طبقات سوم و چهارم پخش گرديد.
چهار ماه و بيست و روز پس از صدور حكم اعدام سلمان رشدى در تهران، حادثهاى بزرگ، دنياى غرب را به لرزه در آورد:
شنبه پنجم اگوست 1989، چهاردهم مرداد ماه 1368
رشدى، هدف بمبگذارى در هتل
متن خبر «روزنامه ديلى تلگراف» چاپ لندن به شرح زير است: «روز گذشته يك گروه اسلامى در لبنان اعلام كرد تروريستى كه روز پنجشنبه، بر اثر انفجار بمبى در حال سوار كردن آن در هتلى در غرب لندن بود از بين رفت، يكى از اعضاى آنها بوده كه در حال تدارك حملهاى به سلمان رشدى بوده است.
طى يادداشت دستنويسى كه تحويل روزنامه النهار در بيروت گرديد، «سازمان جهادگران اسلام» اعلام كرد كه مسلمانان اكنون براى از دست دادن «غريب»، اولين شهيدى كه به هنگام انجام مقدمات حمله عليه سلمان رشدى مرتد جان خود را از دست داد، سوگوارند و شهداى بعدى به اين اهداف خواهند رسيد.
گروه فوقالذكر در اين بيانيه تاكيد كرده است هر فردى، از جمله خانم تاچر، كه از رمان «آيات شيطانى» از رشدى حمايت كند بهاى آن را خواهد پرداخت.
«اسكاتلند يارد» در حال تحقيق در اين زمينه مىباشد. در حال حاضر، مشخص شده است كه پنجشنبه بعد از ظهر دو بمب در هتل «بورلى هاوس» واقع در منطقه «ساكس گاردنز پادينگتن» منفجر گرديده است. تصور مىشود كه اولين بمب، به هنگام سوار كردن آن توسط تروريستى كه معتقدند الجزايرى يا مراكشى مىباشد و بنام «مازح» ملقب است، منفجر گرديد و انفجار دومين بمب، 15 دقيقه بعد متعاقب انفجار اول صورت گرفته است. بمبها، در مجموع حاوى 5 پوند مواد منفجره پلاستيك نظامى بوده است كه احتمالاً از نوع «سمتكس» مىباشد.
اطلاعات زيادى از مازح در دست نمىباشد، به جز اينكه چنين گمان مىرود كه او با قايق وارد انگلستان شده و مواد منفجره را در كوله پشتى سبز رنگى حمل مىكرده است. هيچ پاسپورتى از او در هتل به دست نيامده است.
به دليل ويرانى ساختمان، بازرسى هتل توسط كارشناسان مختل گرديده است و بعيد به نظر مىرسد كه اجزاى متلاشى شده بدن بمب گذار براى كالبد شكافى تا اواخر امروز به بيرون از هتل منتقل گردد.
«مازح»، كه حدود بيست ساله بود، در ساعت 45/2 دقيقه بعد از ظهر با انفجار بمبى كه سه طبقه بالاتر و سقف هتل 5 طبقه را ويران ساخت، در اتاقش كشته شد و تكههاى بدنش بين طبقات سوم و چهارم پخش گرديد.
«مازح» با پرداخت 39 پوند و 50 پنس، يك اتاق يك تختى را روز سه شنبه در هتل رزرو كرد و قرار بود ديروز آنجا را ترك كند. آقاى «تونى گنوزو» مدير هتل گفت كه ابتدا نامبرده هتل را براى يك شب رزرو كرد، اما بعد با پرداخت نقدى صورت حسابش مدت اقامت خود را تمديد نمود.»
***
خبر فوق به عنوان سندى عينى، از ميان دهها روزنامه و نشريه انگليسى كه تنها ساعاتى پس از به شهادت رسيدن شهيد «مصطفى مازح» نخستين شهيد مسير اجراى حكم تاريخى حضرت امام خمينى(ره) همگام با ساير مطبوعات و رسانههاى جمعى كشورهاى غربى به انعكاس اخبار و جزئيات مربوط به اين واقعه پرداختند، عرضه شد.
رسانههاى فراگير غربى چنان با آب و تاب در اين باره به ارايه تحليل و القاى نظرات خاص خود مىپرداختند كه موج خبرى آن تا چند ماه خوراك تبليغاتى صهيونيسم را تامين مىنمود.
دامنه اين موج كه در واقع تحت تاثير ارزش عمل قهرمانانه شهيد مازح قرار داشت، از مبدأ لندن، مرزهاى جغرافيايى را در نورديد و به اقصى نقاط عالم رسيد. بد نيست از باب نمونه به قسمتهايى از مقاله نشريه «سانكى» چاپ توكيو تحت عنوان «سلمان رشدى، حالا...» كه در روز چهارشنبه 30 آگوست 1989 متشر گرديد، نگاهى بيندازيم:
«كازواو ايشيگورو يك نويسنده ژاپنى تبعه انگلستان و دوست صميمى سلمان رشدى است. وقتى از وى در مورد محل زندگى سلمان رشدى سؤال كرديم او در جواب گفت: من در اين باره هيچ چيز نمىدانم. اگر هم اطلاع داشته باشم نمىتوانم بگويم. به علت معتبر بودن حكم اعدام سلمان رشدى كه از سوى (امام) خمينى صادر شده، اطرافيان سلمان رشدى در اين مورد بسيار احتياط مىكنند.
سلمان رشدى به همراه همسرش تحت حفاظت امنيتى قرار دارند و هر چند هفته يك بار محل اقامت خود را تغيير مىدهند. همسر وى مىگويد طى مدت چهار ماه، 56 بار محل زندگى خود را عوض كردهاند و گويا او از اين طرز زندگى خسته شده و در حال حاضر جدا از شوهرش زندگى مىكند.
هنوز در لندن كتابفروشىهايى كه «آيات شيطانى» را مىفروشند، مورد حمله با مواد آتش زا قرار مىگيرند. اخيرا جريان انفجار يك بمب و مرگ يك مرد در هتلى در شهر لندن، موجب نگرانى اسكاتلند يارد، پليس انگلستان، شد. چون پس از جريان مىگويند اين نخستين شهيد راه اعدام سلمان رشدى مىباشد.
پس از اين جريان، نيروهاى امنيتى و ضد ترور براى حفظ جان رشدى، تدابير سختترى اتخاذ كردهاند. پس از صدور حكم مذكور از سوى (امام خمينى)، انگلستان و ايران روابط خود را قطع كردند.»
اين موج كمسابقه خبرى تا هنگام تحويل بقاياى پيكر پاك شهيد مازح به خانوادهاش (هشت ماه پس از انفجار) و نيز برگزارى مراسم تدفين آن بزرگوار و مجالس يادبود و گراميداشت نام و راهش ادامه داشت.
براي مثال «ديلى تلگراف» تقريبا ده ماه پس از شهادت مازح، همصدا با دهها نشريه ديگر اروپايى، اخبار مربوط به مجالس بزرگداشت وى را با حساسيت عجيبى منتشر مىساخت:
«ماه گذشته، حزبالله تظاهراتى به خاطر مصطفى مازح، يكى از پيروانش، در جنوب بيروت ترتيب داد. اين شخص طى يك ماموريت انتحارى در لندن به منظور كشتن سلمان رشدى بر اثر انفجار بمب تكه تكه شد.»(5/6/1990)
* زندگينامه شهيد مصطفي مازح
شهيد مصطفي مازح در سومين روز ار ماه محرم سال 1347 (ه. ش) در شهر «كوناكري» پايتخت كشور آفريقايي گينه، در خانوادهاي محروم و مستضعف ديده به جهان گشود. از ميان پنج پسر و دو دختر خانواده، مصطفي كوچكترين فرزند پسر بود. در ابتداي نوجواني به دليل اوضاع نه چندان مساعد اقتصادي، به همراه ساير اعضاي خانواده، مجبور به ترك ديار و مهاجرت به شهر «آبيجان» پايتخت كشور ساحل عاج شده و در آن شهر سكني ميگزيند.
هر چند كه در محيطي آكنده از كفر و فساد زندگي ميكرد، اما عنايت و رحمت خداوند، چنان بركتي به وجود خانواده و جمعي از اطرافيان مومن وي عطا فرمود كه از اوان كودكي با عقايد و احكام اسلامي آشنا گشته و از آلودگيها و پستيهاي موجود در جامعه، مبرا گشت.
نزديكان مصطفي از مهرباني، تخلق به اخلاق اسلامي، جد و جهد در تبليغ تفكر اسلامي، علاقه عجيبش به حضرت امام خميني(ره) و اشتياق وصف ناشدني و فراوانش براي پيوستن به لشكريان بسيجي، خاطرات فراواني به ياد دارند.
در سال 1362 به كشور لبنان سفر ميكند. كشوري كه حدود يك سال از اشغال نظامي بخشهاي عمدهاي از آن توسط اشغالگران صهيونيست ميگذشت.
شهيد «مازح» كه از نزديك شاهد جنايات ددمنشانه متجاوزين اسراييلي بود و دردها، رنجها و مصائب وارد بر مظلومين مسلمان لبناني و فلسطيني را در هالهاي از خون و آتش درك ميكرد، به وضوح ابعاد مختلف سخنان بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در مورد آثار سوء و ذلت بار مهجور قرار دادن امانات گرانبهاي خاتم الانبيا(ص) و عليالخصوص ترك جهاد در راه خدا را ميديد.
در پيدرك همين واقعيات بود كه تحصيل درس را در دوره متوسطه رها كرده و براي فراگرفتن علوم و معارف اسلامي به آموزش دروس حوزوي روي آورد و با فراگرفتن زبان عربي، هر روز بيش از پيش با قرآن و احاديث نوراني چهارده معصوم (ع) انس ميگرفت.
همان سخنان حيات بخشي كه جلوه همه جانبه عمل به آن را در قالب پيامها، رهنمودها و سيره زندگي حضرت امام خميني (ره) متبلور مييافت. هر گاه كه ترجمه سخنان حضرت امام (ره) به دستش ميرسيد با دقت و شور و شوق زائدالوصفي، آنها را مطالعه ميكرد و تمام سعي و تلاش خود را براي تحقق كامل آن به كار ميگرفت.
دوستانش نقل ميكنند كه وي يك عبارت از پيام رهبر كبير انقلاب اسلامي خطاب به حجاج بيت الله الحرام در سال 1366 را بعد از كشتار زائرين حرم امن الهي با خط خودش خوشنويسي و بر ديوار اتاق محل سكونتش نصب كرده بود:«… و به ياري خداوند تعالي از قطرات پراكنده پيروان اسلام و توان معنوي امت محمد(ص) و امكانات كشورهاي اسلامي بايد استفاده كرد و با تشكيل هستههاي مقاومت حزبالله در سراسر جهان، اسراييل را از گذشته جنايت بار خود پشيمان و سرزمينهاي غصب شده مسلمانان را از چنگال آنان خارج كرد.»
چندي بعد با دختر مومنهاي از جبلعامل عقد زناشويي ميبندد، اما اين عقد هرگز به ازدواج نميانجامد، چرا كه شهيد مازح پس از صدور حكم تاريخي حضرت امام خميني(ره) در مورد واجبالقتل بودن نويسنده مرتد و ناشرين كتاب موهن آيات شيطاني، شخصاً كمر به اجراي آن بسته و پس از تهيه مقدمات لازم با همسر، خانواده و وابستگان خويش وداع و به لندن مهاجرت ميكند.
عدم شباهت چهره اين شهيد عزيز به ساكنان منطقه خاورميانه و تشابه ظاهري به غربيها و نيز تسلط كامل به زبان انگليسي، دو عامل اصلي فريب خوردن مزدوران آموزش ديده دستگاه عريض و طويل امنيتي ـ حفاظتي انگليس ميگردد و نهايتاً «مصطفي مازح» در دومين روز از ماه محرم سال 1368 (ه.ش) به طبقه دوم ساختمان محل اختفاي رشدي مرتد نفوذ ميكند.
با توجه به اين كه سلمان رشدي در طبقه سوم ساختمان مزبور مخفي بود، بهترين و سريعترين راهكار ممكن براي عبور از آخرين حلقه امنيتي توسط مصطفي انتخاب ميگردد. بدين ترتيب كه مقادير قابل توجهي از ماده شديد الانفجار C4 را بر خود بسته و روي آنها لباس معمولي خويش را بر تن ميكند.
با مطمئن شدن از درست كار گذاشته شدن چاشني انفجاري و رابط مربوطه به سمت طبقه فوقاني عازم ميشود. اما گرماي موجود در ساختمان و حرارت ناشي از پوشش و تحرك زياد شهيد، موجب عمل كردن زودتر از موعد چاشني و انفجار زود هنگام مواد منفجره، قبل از رسيدن به رشدي مرتد ميگردد.
هر چند كه عليالظاهر افتخار نابود شدن عنصر خبيث دست پرورده صهيونيسم نصيب «مصطفي مازح» نشد، اما خداوند بهترين و كاملترين مزد و پاداش وعده داده شده خود يعني شهادت را به وي عطا فرمود.
بقاياي مطهر پيكر پاكش، هشت ماه در انگلستان باقي ماند تا سرانجام به جنوب لبنان منتقل و در دوم رمضان 1369 (ه.ش) در يكي از روستاهاي جنوب دفن شد.
* وصيتنامه شهيد كه پس از ارتحال جانگداز حضرت امام خمينى(ره) نوشته شده است:
بسماللهالرحمنالرحيم
تسليت عرض مىكنم به اسلام، به رزمندگان اسلام، به مردم مظلوم و مستضعف، به مجاهدان در ايران و افغانستان و لبنان و فلسطين و به هر انسانى كه در راه حق مجاهدت مىكند...
اين انسان مؤمن، جبار، شجاع، مخلص، براى اسلام خود، براى مردم خود، كسى بود كه به ضمير خود وفادار بود.
آرى پدر! اين انقلاب از افتخارات او بود. اين امام دوست داشتنى، خمينى بزرگ كه رحمت و رضوان خدا بر او باد... آرى، آسمان هنوز براى اين رهبر مخلص اشك مىريزد. ملائكه در سوگ اين امام ضجه و فرياد مىكنند... هرگز تو را فراموش نخواهيم كرد... همانا خورشيد در آن روز خجالت زده شد و طلوع نكرد؛ ماه نيز ذوب خواهد شد، هيچكس زندگى نخواهد كرد. هرگز هيچكس نخواهد خنديد... هرگز روزهاى مقدس زندگى با تو را فراموش نخواهيم كرد...
فرمانهاى تو را در هر زمان و مكان اجرا مىكنيم، شجاعت تو را در برابر دشمنان به ياد مىآوريم. در روز برگزارى نماز در قدس شريف، ياد تو را در جهان زنده مىكنيم. با ياد تو هر دولت و مرامى را كه در مقابل اسلام بايستد، نابود مىكنيم.
سعادتمندند كسانى كه تو را شناختند، كسانى كه از راه تو پيروى كردند، كسانى كه به كلام تو گوش فرا دادند و كسانى كه به نام جمهورى اسلامى شما پرچم اسلام را برافراشتند.
اى امام عزيز! همانا من با تو پيمان مىبندم كه هميشه در راه روشن تو خواهم بود و تحت اوامر نايب برحقت امام سيد على خامنهاى در اين راه باقى خواهم ماند.
فرمان او، فرمان تو، انديشه او انديشه تو و آراى او همان آراى تو خواهد بود. به درستى كه تو شجاعت را به او آموختى و ما اكنون سرباز او هستيم و همانگونه كه امر فرمودى بر اين جمهورى اسلامى باقى خواهيم ماند. جمهورى اسلامى والايى كه متعلق به حضرت مهدى(عج) ولىعصر و زمان است.
اى امام مهدى! آه اى آقاى من، اى فريادرس و نجات دهنده من، آيا نمىبينى چه حوادثى رخ مىدهد و چه شهدايى بر زمين مىافتند در حالى كه دشمنان در حال آماده باش كامل هستند، تا چه زمانى اى آقاى من! تا چه زمانى مىتوانيم در برابر دشمن ستمگر مقاومت كنيم؟! العجل العجل اى نجات دهنده ما؛ برما رحم نما و به فريادمان رس...
به نام اين رهبر سفر كرده...به نام شهدا...به نام مجاهدين اسلام...
کد مطلب : 2781
نظرات و پيشنهادات
|
1388-05-14 16:13
|
سلام
فردا سالروز شهادتش هست
مبارك و تسليت
يا علي مدد |
1387-12-21 12:05
|
درود بر تمام مردان آزاده كه هم پيمان با خميني كبير تا آخرين نفس آزادي و آزادگي خود را حفظ كردند.
اما الان چه ... |
|