پیشنهاد پروفسور مظفر اقبال برای حل معضل غزه؛ گزینه نظامی برای تغيير معادله خاورميانه: به دست عربستان یا ایران؟ |
|
14 دي 1387 ساعت 11:23 |
اين بار نيز وقت تغيير ديگري در معادله خاورميانه فرارسيده است، اما بگذاريد اين مرتبه تغيير بهدست مسلمانان رقم بخورد. اگر خادمان حرمين شريفين شجاعت آغاز اين تغيير را ندارند، خوب است اين افتخار نصيب رئيسجمهور ايران شود؛ و چنانچه ايشان به هر دليلي مايل به تشكيل ارتش بينالمللي جهان اسلام نيستند، شايسته است جمعي از علماي ذيصلاح با صدور فتوايي در اين زمينه وارد عمل شوند.
عدالتخانه - گروه زبان های خارجی
پروفسور مظفر اقبال
مترجم: علي فتحعلي آشتياني
تزيپي ليوني، وزير امور خارجه اسرائيل(و نخستوزير احتمالي اين رژيم)، كمي پس از آغاز بمباران نواز غزه در 27 دسامبر 2008، گفت: «معادله بايد تغيير كند، و اين امر بهزودي اتفاق خواهد افتاد.» او در توجيه حملات هوايي به غزه افزود: «ما نميتوانيم اجازه دهيم كه غزه در كنترل حماس باقي بماند. اسرائيل به حماس اجازه نميدهد تا شهروندان اسرائيلي را با پرتاب راكت مرعوب كند. مدتهاي مديدي است كه اين حملات ادامه داشته است. آنها بهسمت ما راكت مياندازند و ما تلافي ميكنيم، آنها مدتي آرام ميگيرند، ما عقبنشيني ميكنيم، و باز اين داستان دوباره تكرار ميشود... اين وضع نبايد استمرار يابد، ما بايد معادله را تغيير دهيم و اين امر بهزودي اتفاق خواهد افتاد.»
ليوني و خبرنگاران شبكههاي بيبيسي و فاكسنيوز به اين حقيقت اشاره نكردند كه راكتهاي قسامِ جنبش حماس، چيزي بيش از اسباببازي نيستند؛ صدها راكتي كه از سال گذشته بهسمت مناطق صهيونيستنشين پرتاب شده، تنها منجر به كشتهشدن يك نفر شدهاند و حال اين را مقايسه كنيد با چند روز بمباران غزه توسط اسرائيل كه صدها كشته و هزاران زخمي برجاي گذاشته است، كه اكثرشان كودكان و زنان و سالخوردگان و بيماران هستند. اما اين مقايسه در واقع جزئيات كوچكي از آغاز روند تغيير خاورميانه است.
ليوني، پنجاه ساله، دختر يك تجديدنظرطلب صهيونيست به نام يروهام «ايتان» ليوني(1991-1919) است كه در دوران قيموميت انگلستان بر فلسطين در سال 1925 به تلآويو مهاجرت كرد، و اكنون به نسل دوم صهيونيستها تعلق دارد. اين نسل از وضع موجود رضايت ندارد. اظهارات او درباره تغيير معادله، حرف مفت يا صرفاً بيان آرزوهايش نيست. بلكه واقعيتي است كه بر اقدامِ عملي مبتني شده است. خصوصيات رهبران نسل جديد صهيونيستها در اين زن پيداست: تيزهوش، باتدبير، داراي تواناييِ برنامهريزي دقيق و اجراي آنها بهمددِ برخورداري از ذكاوت سياسي و توانمنديهاي نظامي.
صفات برشمرده همانهايي هستند كه رهبران كنوني جهان عرب از آنها بيبهرهاند. نگاهي گذرا به واكنشهايي كه به حملات اسرائيل به غزه «براي تغيير معادله» صورت گرفته، بهخوديِ خود براي مقايسه كفايت ميكند. در تمام جهان عرب، آنچه مشاهده ميشود خشم ناشي از ضعف و حقارت، درماندگي، سرخوردگي، و لافزنيهاي توخالي است. اتحاديه عرب اين بار نيز همان كاري را كه همواره در چنين بحرانهايي انجام ميدهد، تكرار كرد: از كشورهاي عضوش دعوت به برگزاري اجلاس سران كرد، اجلاسي كه معمر قذافي، رهبر ليبي، آن را از مدتها قبل تحريم كرده است. وي با لحني مشحون از تحقير خطاب به همتايانش در كشورهاي عربي گفت:«چند مرتبه بهخاطر فلسطين، اجلاس اضطراري سران برگزار كردهايد؟ چه اقدامي از اين اجلاسها حاصل شده است؟... من بهنوبه خودم از گوشكردن به اين حرفهاي تكراري و بينتيجه خسته شدهام. اين نوع واكنشهاي ياسآميز و بزدلانه واقعاً شرمآور است.»
در همين لحظاتي كه اين سطور را مينويسم، همين سرخوردگي و عكسالعملهاي ناشي از بزدلي و ترس تمام جهان اسلام را درنورديده است. هر كشوري را كه نگاه ميكنيد، انبوهي از مردم به خيابانها ميريزند، اموالي
اين بار نيز وقت تغيير ديگري در معادله خاورميانه فرارسيده است، اما بگذاريد اين مرتبه تغيير بهدست مسلمانان رقم بخورد. اگر خادمان حرمين شريفين شجاعت آغاز اين تغيير را ندارند، خوب است اين افتخار نصيب رئيسجمهور ايران شود؛ و چنانچه ايشان به هر دليلي مايل به تشكيل ارتش بينالمللي جهان اسلام نيستند، شايسته است جمعي از علماي ذيصلاح با صدور فتوايي در اين زمينه وارد عمل شوند.
را تخريب ميكنند، لاستيكها و پرچمهايي را آتش ميزنند، فرياد ميكشند، شعار ميدهند؛ اما از آن طرف، اسرائيل براي برداشتن گام بعدي، تانكهايش را در نوار مرزي غزه مجتمع كرده است؛ يعني حملهاي زميني كه به نتيجه دلخواه آنها -
تغيير معادله- ختم خواهد شد.
تفاوت كاملاً پيداست. از يك طرف، رهبران بزدلي نشستهاند كه بهخاطر فقدان انديشه و تصميمگيري صحيح، ذهنيتي مرعوب و احساساتي متناقض به حال فلج افتادهاند و زبان در كامشان نميگردد. در سوي ديگر، افرادي تيزهوش، مصمم و داراي عزم و اراده قرار دارند كه بهرغم تفاوتهاي متقابلشان،
قاطعانه بهدنبال محققساختن تغيير معادله هستند. ايهود باراك، وزير دفاع رژيم صهيونيستي، با اعلام گسترش دامنه عمليات در صورت لزوم گفت: «زماني لازم است آرام باشيم و زمان ديگري بجنگيم و اكنون زمان جنگ فرارسيده است.»
با فرض شرايط كنوني، به اين سناريو توجه كنيد: يك روز پس از آغاز حملات اسرائيل به فلسطينيان براي اجراي نقشه تغيير معادله، متوليان حرمين شريفين جهان اسلام، تشكيل فوري يك نيروي بينالمللي اسلامي را اعلام كنند. در حالي كه نيروهاي اين ارتش اسلامي از اقصي نقاط جهان گرد هم ميآيند، او بلافاصله اولتيماتومي را به دولت اسرائيل ميدهد مبني بر اينكه ظرف 48 ساعت به خطوط آتشبسِ سال 1949(مشهور به خط سبز) عقبنشيني كند در غير اينصورت با اين نيروي چند مليتي كه از زبدهترين هنگهاي نيروهاي زميني و اسكادرانهاي هوايي ارتشهاس اسلامي از سراسر جهان تشكيل يافته مواجه خواهد شد. اين اقدامي است كه قطعاً معادله را در خاورميانه تغيير خواهد داد.
مرحله فعلي تغيير معادله خاورميانه زماني شروع شد كه نخستين كنگره بينالمللي صهيونيستها در سال 1897 در باسل برگزار شد. كنگرهاي كه در آن تاسيس يك كشور يهودي در فلسطين پايهگذاري شد. ورود يهوديان اروپايي به فلسطين مرحله ديگري از اين تغيير معادله بود كه شاخصهاي ويژهاي داشت: دهه 1914-1904(كه حدود 40000 يهودي اروپايي به فلسطين مهاجرت كردند)؛ 1917(صدور اعلاميه بالفور)؛ 1922(كه جامعه ملل، قيموميت فلسطين را به بريتانيا اعطا كرد)؛ دوره پنجساله 1919 تا 1924 كه سومين و چهارمين موج مهاجرت يهوديان منجر به ورود 100000 يهودي به فلسطين شد. اين روند در 29 نوامبر 1947 با انقضاي دوران قيموميت انگليس بر فلسطين و تاسيس سازمان جديدي به نام سازمان ملل به مرحله ديگري از تغيير معادله دامن زد. سازمان ملل در آن سال با صدور قطعنامه 181، طرح تقسيم فلسطين به دو كشور يهودي و فلسطيني را به تصويب رساند و بيتالمقدس نيز بهعنوان يك شهر بينالمللي شناخته شد.
در 14 ماه مي 1948 بنگوريون تاسيس كشور اسرائيل را اعلام كرد و باز مرحلهاي ديگري از تغيير معادله رقم خورد؛ بهدنبال يك سال جنگ و درگيري، حدود 711000 فلسطيني از فلسطين گريختند و بزرگترين جمعيت پناهندگان تاريخ دوان معاصر را بهوجود آوردند.
معادله خاورميانه از زمان تاسيس دولت اسرائيل در سال 1948 بارها تغيير كرده است. ورود يك و نيم ميليون يهوديِ آمريكايي، اروپايي و روس به فلسطين در فاصله سالهاي 1948 تا 1958 توازن جمعيتي را در اين منطقه بههمريخت، اما مهمترين تغيير معادله در روز 5 ژوئن 1967 در ساعت 7:45 دقيقه رخ داد. در آن ساعت، نيروي هوايي اسرائيل طي عملياتي، جنگ موسوم به ششروزه را آغاز كرد. در آن عمليات، از 200 فروند هواپيماي جنگي اسرائيل، فقط 12 فروند از زمين برخاسته و با حمله به مصر نيروي هوايي اين كشور را نابود كردند. در پايان جنگ ششروزه، اسرائيل موفق شده بود كرانه باختري، نوار غزه، شبه جزيره سينا و بلنديهاي جولان را به تصرف خود درآورد.
اين بار نيز وقت تغيير ديگري در معادله خاورميانه فرارسيده است، اما بگذاريد اين مرتبه تغيير بهدست مسلمانان رقم بخورد. اگر خادمان حرمين شريفين شجاعت آغاز اين تغيير را ندارند، خوب است اين افتخار نصيب رئيسجمهور ايران شود؛ و چنانچه ايشان به هر دليلي مايل به تشكيل ارتش بينالمللي جهان اسلام نيستند، شايسته است جمعي از علماي ذيصلاح با صدور فتوايي در اين زمينه وارد عمل شوند. فقط با تشكيل چنين ارتشي است كه فرمان قرآن كريم درباره ياريرساندن به محرومان و مستضعفين فيالارض تحقق مييابد.
.
کد مطلب : 2682
نظرات و پيشنهادات
|
1387-10-19 15:24
|
سلام. شما که نزدیک به دولتید چرا به دولت در زمینه ی تحریم شرکت های حامی اسرائیل فشار وارد نمی کنید؟آیا فکر نمی کنید به این صورت ما هم در خون مردم غزه شریکیم؟آیا این پول نفت ما نیست که (با واسطه) بر سر زنان و کودکان ریخته می شود؟
شما بسیار در این باره مسئولید!مسئول انعکاس و مسئول مطالبه. اگر نمی توانیم کاری حسینی ع کنیم و اگر کاری زینبی ع نکنیم به قول دکتر شریعتی یزیدی هستیم.
لیست شرکت ها را با مراجعه به سایت: http://www.inminds.co.uk/boycott-israel.html ببینید |
1387-10-15 02:05
|
فكر كنم يه آدم با درايت توي دنياي عرب باشه اون هم ايشونه.
مرد حسابي بازگشت به خط سبز چي چيه؟
اسراييل بايد نابود بشه.
اين چه مقاله ايه شما زده ايد؟ |
1387-10-15 10:25
|
تقبل الله-
پاراگراف آخر نشان از عمق استراتژيكي است كه رهبر انقلاب در ديدار اخير خود با دانشجويان به آن اشاره كردند.
توانايي ايران در اين زمينه قابل است و اينكه چرا ايران از اين عمق استراتژيك به خوبي استفاده نمي كند سوالي است كه هر جوان انقلابي را به خود مشغول مي كند.
چرا؟ |
1387-10-16 11:56
|
با سلام:
به نظر من هيچ نيازي به جنگ و خون ريزي نيست شروع هر نوع حنگ به يود صهنيستهاي مسيحي و مسلمانما مي باشد.
نياز امروز ما چند تلويزيون خصوصي كه توسط عدالتخواهان اداره شود مي باشد تا مردم كشورهاي عربي را كه سالهاست تحت محاصره و ديكتاتوري قرار دارند را اگاه كنيم تا خود مردم با رهبران مسلمانماي صهونيست تصويه حساب كنند انگونه كه مردم ايران كردندو
دليل اينكه تلويزوين بايد خصوصي باشد بخاطر قوانين بين المللي مي باشد زيرا رسانه هايي كه توسط دولت اداره ميشود نمي توانند ساختار سياسي و به اصطلاح پته رهبران خاپن عربي را رو كنند.
من يقين دارم اگر يك يا جند رسانه خصوصي نفيد ايجاد شود به مدت خيلي كمي دولتهاي خاپن عربي سكوت مي كنند مگر مردم را در خيابانها نمي بينيد دانرد غوغا مي كنند و اماده جهاد هستند؟
همين مردم مي توانند تارپود ديكتاتورهايي مانند نا مبارك در مصر و ملك فهد در عربستان و ديگر شيوخ را زير رو كنند.
احد اسدي |
|