امروز پنجشنبه 20 بهمن 1390
Thursday 9 February 2012
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

مقاله "لورت" و "مان‌لورت"، محققان آمريكايي؛

اوباما قصد دارد مدل شكست‌خورده محاصره غزه را در مورد ايران پياده كند

16 تير 1389 ساعت 18:59
دو پژوهشگر ارشد مسائل ايران در دانشگاه‌هاي آمريكا معتقدند دولت اوباما با ارتكاب اشتباه استراتژيك بزرگي در نظر دارد "مدل غزه" را در مورد ايران پياده كند.
اوباما قصد دارد مدل شكست‌خورده محاصره غزه را در مورد ايران پياده كند

اشاره: بعد از جدیدترین قطعنامه تحریم علیه ایران که از سوی آمریکا و متحدان غربیش در شورای امنیت تصویب شد، همچنان بحث ها از کار آمدی این تحریم ها در مطبوعات آمریکا ادامه دارد.  "فلينت لورت" مدرس روابط بين‌الملل در دانشگاه ايالتي پنسيلوانيا و مدير پروژه ايران را در "New American Foundation" و "هيلاري مان‌لورت" محقق و رئيس موسسه "Strategic Energy & Global Analysis"، با انتشار يادداشتي در پايگاه تحليلي "The Race for Iran"، تصريح كردند: همانگونه كه آمريكا به نحوي لجوجانه تعبيري غلط از ديناميك سياست‌هاي فلسطينيان دارد، به همين نحو نيز توصيفي غلط از ديناميك سياست‌هاي ايرانيان دارد.
به عقيده اين پژوهشگران آمريكايي، دولت اوباما اكنون در نظر دارد "مدل غزه" را در مورد ايران پياده كند. و به اين امر اميد بسته است كه اگر آمريكا و شركاء غربي‌‌اش بتوانند به حد كافي به مردم ايران سختي بدهند، آن وقت آنها به مخالفان دولت احمدي‌نژاد - و شايد هم كل بناي عظيم جمهوري اسلامي - بدل شوند.
نويسندگان مذكور اضافه كرده‌اند: اين سياست

در عرض ده سال گذشته - و به خصوص از زماني كه "محمود احمدي‌نژاد" در سال 2005 براي اولين بار به رياست جمهوري اسلامي ايران انتخاب شد - ايران توانسته موقعيت و نفوذ خود را در امور منطقه به شدت افزايش دهد. چرا كه "برندگان" را به عنوان متفقين خود در نقاط مختلف منطقه انتخاب كرده است.
هم به همان بزرگي اشتباه استراتژيكي است كه آمريكا و دوستان اروپائي‌اش در مورد غزه مرتكب شدند.
متن كامل يادداشت مورد اشاره در ادامه مي‌آيد./


مترجم: علي مفرح

* * * * *

در دو جلسه مباحثه گسترده كه با "خالد مشعل"، مسئول سياسي حماس داشتيم، او را رهبري روشن‌بين و استراتژيك يافتيم. چندي پيش "چارلي رُز" (Charlie Rose) در دمشق با مشعل به مصاحبه نشست. اين مصاحبه بسيار خاطره‌انگيز بود و او را از لحاظ خصوصيات شخصي، بسيار مستقل و متكي به خود يافتيم. ولي با توجه به حمله اخير اسرائيل، در آب‌هاي بين‌المللي، به ناوگاني كه تحت پرچم تركيه كمك‌هاي انساني به غزه مي‌برد، مصاحبه چارلي رز با مشعل اهميت خاصي مي‌يابد و ما مطالعه كل آن را پيشنهاد مي‌كنيم.

مدافعان بي‌قيد و شرط اسرائيل از هم‌اكنون مرگ‌ و مير و مصدوميت حاصل از حمله اسرائيل به كشتي‌هاي تركيه را، قبل از هر چيز، نتيجه اشتباه سازمان‌دهندگان اين تلاش امدادي و هم‌چنين حماس مي‌دانند. در اين روايت هميشگي و بسيار آشناي اسرائيل، حماس از سر خودخواهي تصوير غير واقعي از "قرباني بودن"، فلسطينيان را مورد سوءاستفاده قرار داده تا اذهان عمومي جهانيان را عليه اسرائيل منحرف كند.

ولي با مطالعه مصاحبه چارلي رز با خالد مشعل متوجه مي‌شويد كه مشعل را به سختي مي‌توان غوطه‌‌ور در قرباني‌ نشان دادن فلسطينيان خواند. بلكه برعكس، مشعل همانگونه كه در مصاحبه با ما به وضوح خود را نشان داد - به صورت يك رهبر سياسي تحسين‌ برانگيز ظاهر مي‌شود كه گرچه در راه خدمت به يك آرمان عدالتخواه قرار دارد، ولي آماده است كه به يك راه حل واقع‌گرايانه و ديرپا مبني بر تشكيل دو دولت جهت حل‌ و فصل مناقشه فلسطينان

همانگونه كه آمريكا به نحوي لجوجانه تعبيري غلط از ديناميك سياست‌هاي فلسطينيان دارد، به همين نحو نيز توصيفي غلط از ديناميك سياست‌هاي ايرانيان دارد. احمدي‌نژاد و ساير رهبران ايران از مشروعيت و پشتيباني قابل ملاحظه مردمي - در ايران و سرتاسر ساير كشورهاي منطقه - برخودارند.
و اسرائيل دست يابد.

با مشاهده اين مطلب به دو نكته در رابطه با تغيير استراتژي دنياميك خاورميانه مي‌رسيم.

اولين نكته در رابطه با تركيه است. نخست وزير ادروغان نيز يك رهبر سياسي قابل تحسين است، با بينشي واقعاً استراتژيك - و به طرز متقاعد كننده‌اي به دنبال دستيابي به آرماني عدالتخواه است و در پي پايان دادن به محاصره غزه توسط اسرائيل است. اردوغان شخصاً از غزه ديدار كرده است. دولت او رابطه خوبي با حماس برقرار كرده است. اردوغان به نحو قابل قبولي از لجاجت جامعه جهاني در عدم درخواست از اسرائيل - به نحوي جدي - براي پايان دادن به محاصره غزه عصباني است.

در واقع، آمريكا و اروپا به نحو مؤثري اين محاصره را تسهيل كرده و از آن حمايت كرده‌اند - نقطه حركت آنها اين اعتقاد غيراخلافي و نزديك ‌بين ژئوپولتيكي است كه با زجر دادن ساكنان غزه مي‌توانند آنها را به مخالفت با حماس وا دارند. آمريكا و اتحاديه اروپا با امتناع از به رسميت شناختن حماس در سال 2006، دچار اشتباهي استراتژيك شدند. چرا كه حماس در انتخابات سال 2006، كه تحت نظارت بين‌المللي انجام شد، پيروز شده بود. آمريكا و اتحاديه اروپا، به جاي به رسميت شناختن حماس، به شدت سعي كردند دولت قانوني فلسطين را تضعيف كنند تا بدين ترتيب شخصيت‌هايي را از ميان فلسطينيان علم كنند كه بيشتر حاضر بودند با اسرائيل كنار بيايند و با آنان همراهي كنند. ما اكنون شاهد عواقب ژئوپولتيك اين سياست در لباس حمله اسرائيل به كشتي‌هاي تركيه و كليه نتايج حاضر و آتي آن هستيم. در اين شرايط ، اردوغان گام در خلاء رهبري گذارده كه توسط كشورهاي ديگر در جامعه جهاني - به خصوص آمريكا - ايجاد شده است. آمريكا، بايد خط قرمز رفتارهاي اسرائيل را تعيين مي‌كرد. ولي در عوض،
متأسفانه، دولت اوباما اكنون در نظر دارد "مدل غزه" را در مورد ايران پياده كند. و به اين امر اميد بسته است كه اگر آمريكا و شركاء غربي‌‌اش بتوانند به حد كافي به مردم ايران سختي بدهند، آن وقت آنها به مخالفان دولت احمدي‌نژاد - و شايد هم كل بناي عظيم جمهوري اسلامي - بدل شوند.
بر مسووليت آنها خط بطلان كشيد.

نكته دوم در رابطه با ايران است. در عرض ده سال گذشته - و به خصوص از زماني كه "محمود احمدي‌نژاد" در سال 2005 براي اولين بار به رياست جمهوري اسلامي ايران انتخاب شد - ايران توانسته موقعيت و نفوذ خود را در امور منطقه به شدت افزايش دهد. چرا كه "برندگان" را به عنوان متفقين خود در نقاط مختلف منطقه انتخاب كرده است. اين در مورد حزب‌الله در لبنان صادق است؛ در مورد احزاب اسلامي شيعه و شبه‌نظاميان وابسته به آنها در عراق نيز درست است - و در مورد حماس نيز صادق است. اين جناح‌ها و گروه‌ها معرف منافع جوامع خود هستند و رأي‌دهندگان اين جوامع نيز عملكرد آنها را اصيل و مؤثر مي‌دانند.

ولي، همانگونه كه آمريكا به نحوي لجوجانه تعبيري غلط از ديناميك سياست‌هاي فلسطينيان دارد، به همين نحو نيز توصيفي غلط از ديناميك سياست‌هاي ايرانيان دارد. احمدي‌نژاد و ساير رهبران ايران از مشروعيت و پشتيباني قابل ملاحظه مردمي - در ايران و سرتاسر ساير كشورهاي منطقه - برخودارند. چرا كه آنها به تأمين نياز مردم براي رهبري استراتژيك و منافع آنان پرداخته‌اند.

متأسفانه، دولت اوباما اكنون در نظر دارد "مدل غزه" را در مورد ايران پياده كند. و به اين امر اميد بسته است كه اگر آمريكا و شركاء غربي‌‌اش بتوانند به حد كافي به مردم ايران سختي بدهند، آن وقت آنها به مخالفان دولت احمدي‌نژاد - و شايد هم كل بناي عظيم جمهوري اسلامي - بدل شوند. اين سياست هم دست‌كم، به همان بزرگي اشتباه استراتژيكي است كه آمريكا و دوستان اروپائي‌اش در مورد غزه مرتكب شدند. اين دو اشتباه، به همراه هم، به زبان تمثيل، بنزين ريختن بر برخي از ملتهب‌ترين آتش‌ها در خاورميانه است.
انتهاي پيام/ب

کد مطلب : 3410
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :