حسين همازادهسخنان رئیس جمهور در قم مبنی بر بی نیازی دولت به احزاب باج خوار، واکنش های مختلفی - به خصوص از سوی ارباب تشکل ها- در پی داشت که در مهمترین آنها احمد توکلی طی یادداشتی به نقد سخنان رئیس جمهور و دفاع از احزاب و تحزب پرداخت؛ درباره این یادداشت نکات ذیل محل تامل است:
یکم، رئیس مرکز پژوهش های مجلس در جای جای یادداشت خود کوشیده قانون اساسی را مدافع فعالیت های حزبی نشان دهد.
وي نيازمندي نظام مردم سالار به تشكل هايي براي تامين آزاديهاي سياسي و اجتماعي.» (بند 7 اصل سوم قانون اساسي) و «مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي و اقتصادي.» (بند 8 همان اصل)را نه تنها ضرورتي عقلي و تجربي كه وظيفه اي مطابق قانون اساسي مي نمايد.
اين در حالي است كه اصل سوم قانون اساسي تامين امور 16گانه مذكور در آن اصل را وظيفه دولت دانسته و مطلقا به احزاب يا تشكل ها اشاره اي ندارد:
اصل سوم: دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد... كه از جمله آنها بند هفتم و هشتمي است كه دكتر توكلي بدان اشاره داشته است.
اما مستمسك اصلي مدافعان تحزب، اصل 26 ام قانون اساسی است:
"احزاب، جمعیتها، انجمنهای سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناختهشده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچکس را نمیتوان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت."
توکلی با اشاره به این اصل می نویسد: رئيس جمهور كه براساس اصل يكصد و بيست و يكم سوگند خورده است كه پاسدار قانون اساسي باشد و «از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسي براي ملت شناخته است حمايت» كند، مسلماً بايد چنان موضع بگيرد كه اجراي اصل بيست و ششم آسان گردد.
توكلي در حالی رئیس جمهور را تلویحا به عدم اجراي قانون اساسی متهم می کند که در اصل 26 ام تنها آزادی احزاب آنهم در عرض اقلیت های دینی شناخته شده و به شرط عدم نقض اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شده است و در سخنان احمدي نژاد نیز کوچکترین اشاره ای به ممنوعیت فعالیت احزاب نشده است.
دوم، دكتر توكلي كه فقدان حزب قوي را باعث نارسايي در تربيت شخصيتهاي حكومتي و شناسايي تدريجي نيروها براي دولت می داند اضافه مي كند:
در اين وضعيت وقتي استقرار دولتي متكي به حزب نباشد، نيروهاي معرفي شده به رئيس جمهور از مجاري متنوع، براي تشكيل دولت به احتمال قوي، از ديدگاه و راهبرد مشتركي براي اداره امور متنوع كشور برخوردار نخواهند بود. اضافه بر آن، نيروهاي كارآزموده زيادي وجود دارند كه در فرايند غير حزبي، در مدت كوتاه پايان انتخابات
نماینده تهران با اشاره به وضعیت کنونی کشور که نامزدها بدون پشتوانه نظري و تواناييهاي لازم، براي جلب آراي مردم به دادن وعدههايي دست ميزنند كه چندان ربطي به موضوعات كلان كشور ندارد و تعهداتي ميپذيرند كه انجام آنها جز با لابيگري در مجلس و بده بستان سياسي- منطقهاي مقدور نيست و معمولاً با منافع ملي نیز در تعارض است علت این امر را فقدان حزب قوی می داند. اما سوال اینجاست که چه تضمینی وجود دارد که با تقویت احزاب این مشکلات برطرف شود؟ ضمن آنکه در سراسر این یادداشت به روابط درون حزبی، نفی و طرد افراد مخالف با پدر خوانده ها و عدم ایجاد فرصت برای افراد بدون تریبون اشاره ای نشده است.
رياست جمهوري تا تشكيل كابينه، شناسايي نخواهند شد. در اين وضعيت فرصت براي ضعيفترها يا قدرت طلبها مهيا ميگردد. علاوه بر اين، حتي اگر در دولت، نيروهاي قوي نيز باشند، به دليل ناهمساني در توانايي و فقدان ديدگاه و راهبرد مشترك، دولت از كارآمدي مطلوب دور ميماند. در چنين شرايطي هماهنگي بين رئيس دولت و مجلس نيز دشوار و پرهزينه خواهد بود.
این سخنان که گویا گلایه ای ناظر بر روند انتخاب وزرای کابینه نهم است، اولا به عملکرد غیر حزبی فرایند تشکیل دولت نهم اذعان دارد.
ثانیا اگر بدون در نظر گرفتن دایره ضیق حزب نتوان نیروهای شایسته را شناسایی کرد چگونه می توان از بین اعضای محدود حزب دست به انتخاب زد؟
حقیقت آن است که همانگونه که وی در ابتدای این بند اشاره نموده نيروهاي معرفي شده به رئيس جمهور از مجاري متنوع بوده اند و این سخن با ادعای عدم شناسایی نیروها تناقض دارد.
ثالثا رئیس مرکز پژهش های مجلس به لابی های گسترده و بانفوذی که حداکثر تلاش خود را برای سهم خواهی و به تعبیر درست تر - آن گونه که احمدي نژاد اشاره کرده است - باج خواهی حداکثری به کار گرفتند اشاره ای نکرده است.
سوم، نماینده تهران با اشاره به وضعیت کنونی کشور که نامزدها بدون پشتوانه نظري و تواناييهاي لازم، براي جلب آراي مردم به دادن وعدههايي دست ميزنند كه چندان ربطي به موضوعات كلان كشور ندارد و تعهداتي ميپذيرند كه انجام آنها جز با لابيگري در مجلس و بده بستان سياسي- منطقهاي مقدور نيست و معمولاً با منافع ملي نیز در تعارض است علت این امر را فقدان حزب قوی می داند.
اما سوال اینجاست که چه تضمینی وجود دارد که با تقویت احزاب این مشکلات برطرف شود؟ ضمن آنکه در سراسر این یادداشت به روابط درون حزبی، نفی و طرد افراد مخالف با پدر خوانده ها و عدم ایجاد فرصت برای افراد بدون تریبون اشاره ای نشده است.
چهارم، از آنجا که در اکثر و بلکه قریب به اتفاق جنجال های سیاسی اشتراک معنا میان دو طرف وجود ندارد باید اضافه کرد که از نظر ما نيز اگر احزاب بتوانند نقش مطلوب خود در تربیت نیرو، آگاهی بخشی سیاسی، ارتقاء سطح معرفتی اعضا و... را ایفا نمایند نه تنها نباید با فعالیت های آنها مخالفتی صورت گیرد که طبعا می بایست زمینه های رشد آنها نیز فراهم شود.
لکن تجربه تاریخی کشور از احزاب - که مبدا آنها در ایران به مشروطه بازمی گردد- امری خلاف آن را نشان می دهد و این مطلبی است که توکلی نیز بدان اذعان دارد : اينكه احزاب فعلي در جمهوري اسلامي كاركرد چندان مناسبي ندارند و برخي از آنها به مثابه كلوپهاي قدرت با صعود و نزول قدرتهاي رسمي نوسان ميكنند، درست است. اينگونه احزاب معمولاً بيش از نقششان ادعا دارند كه آقاي رئيس جمهور در كلامي بيپرده از تعبير باجخواهي براي نشان دادن رفتارشان بهره گرفته است. رئيس جمهور محترم حق دارد كه امتياز ويژهاي براي حزب خاصي، به خصوص احزاب بينفوذ، قائل نباشد و ادعاي قيمومت آنان را بر مردم نپذيرد.
پنجم، برخی با اشاره به کارکرد احزاب در نظام های دموکراتیک، بر ضرورت توجه هر چه بیشتر به آنها تاکید می کنند.
باید گفت که اولا غایت و مطلوب نظر ما هرگز نظام های دموکراتیک - آنچنان که در کشورهای غربی برپاست- نیست. ثانیا توجه به مقتضیات زمانی و مکانی و ارائه يك مدل بومي و متناسب با شرايط تاريخي - اجتماعي كشور نیز در این سخن نادیده انگاشته شده است.
حضرت امام نیز در سخنانی در اولين سال پس از انقلاب با اشاره به این معنا می فرمایند :
من گمان می کنم که از اول که احزاب پیدا شده است در امثال ایران، این یک طرحی بوده است از خارج. آنها احزاب دارند، لکن احزابی که آنها دارند فرمش یک جور دیگر است. اینطور نیست که یک کاری بکنند که برای کشورشان مضر باشد. لکن وقتی صادر شد به این مملکت ها برای اینکه توجه به عمق مسائل ندارند، احزابی درست می شوند که به حال کشورشان مضر است. آنها یک چیزی درست می کنند که اینها خیال می کنند باید ما احزاب داشته باشیم. عمق این مطلب که احزاب آنجا وضعشان چه جور است و احزاب اینجا چه جور باید باشد، این را درست ادراک نکردند. احزاب درست کردند لکن هر حزبی برای دیگری کارشکنی می کند، آن حزب هم برای آن.